English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
heat affected zone ناحیه پیوند
Other Matches
hydrogen bonding پیوند هیدروژنی [ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن] [در رنگرزی]
blitter عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
botany گیاهان یک ناحیه زندگی گیاهی یک ناحیه
bonding پیوند
consociation پیوند
synthesis پیوند
graft پیوند
connexion پیوند
grafted پیوند
colligation پیوند
merging پیوند
relation پیوند
ligament پیوند
ligaments پیوند
ligature خط پیوند
inosculation رگ پیوند
inosculation پیوند رگ ها
imping پیوند
grafter پیوند زن
graftage پیوند
grafts پیوند
linkage پیوند
nexus پیوند
bond پیوند
associating هم پیوند
associates هم پیوند
unrelated بی پیوند
grafting پیوند
associate هم پیوند
anastomosis پیوند
hyphen پیوند
hyphens پیوند
linkages پیوند
associated هم پیوند
syntheses پیوند
link پیوند
connection پیوند
transplantation پیوند
connexions پیوند
slurs پیوند
slurring پیوند
slur پیوند
zonule پیوند
slurred پیوند
strapping پیوند
axial bond پیوند محوری
syntropy پیوند سالم
syndesmosis پیوند رباطی
back splice پیوند معکوس
anaplasty پیوند کاری
acetylenic linkage پیوند استیلنی
back splice پیوند وارون
basic linkage پیوند اساسی
bond strength قدرت پیوند
bond rupture گسیختن پیوند
bond polarity قطبیت پیوند
bond order مرتبه پیوند
bond moment گشتاور پیوند
bond energy انرژی پیوند
bond length طول پیوند
bond distance طول پیوند
bond angle زاویه پیوند
synchondrosis پیوند غضروفی
bent bond پیوند خمیده
additives پیوند کد مخابراتی
acetylenic link پیوند استیلنی
tie bar اهن پیوند
underpass approach نشیب پیوند
warm link پیوند گرم
acetylene bond پیوند استیلنی
linked پیوند یافته
hybridization پیوند زنی
underpass approach سرازیری پیوند
triple bond پیوند سه گانه
three center bonding پیوند سه مرکزی
acetylenic bond پیوند استیلنی
acetylene linkage پیوند استیلنی
acetylene link پیوند استیلنی
ablosung پیوند گسلی
protocols پیوند نامه
protocol پیوند نامه
confederacy اتحاد پیوند
confederacies اتحاد پیوند
additive پیوند کد مخابراتی
atomic bond پیوند اتمی
splicer پیوند دهنده
multivincular بسیار پیوند
outcrossing پیوند دو نژاد
outer connection پیوند برونی
hyphenate با خط پیوند نوشتن
hydrogen bond پیوند هیدروژنی
peptide bond پیوند پپتیدی
peptide linkage پیوند پپتیدی
graftage پیوند زنی
eye splice پیوند چشمی
equatorial bond پیوند استوایی
engraft پیوند زدن
electrovalent bond پیوند الکترووالانسی
osteoplasty پیوند استخوانی
ionic bond پیوند یونی
organ transplantation پیوند عضو
multiple bond پیوند چندگانه
mismarriage پیوند نامناسب
metallic bond پیوند فلزی
mesalliance پیوند ناجور
long splice پیوند بلند
localized bond پیوند مستقر
neural bond پیوند عصبی
ogee منحنی پیوند
linker پیوند دهنده
linkage time زمان پیوند
link register ثبات پیوند
dynamic link پیوند پویا
doubly linked با پیوند مضاعف
communication link پیوند ارتباطی
short splice پیوند کوتاه
single bond پیوند یگانه
cold link پیوند دستی
cold link پیوند سرد
chink grafting پیوند غلافی
data link پیوند دادهای
single bond پیوند ساده
chink grafting پیوند اسکنهای
chemical bond پیوند شیمیایی
communications link پیوند مخابراتی
sailmaker splice پیوند چادردوز
double bond پیوند دوگانه
defragmentation پیوند تکه ها
dative bond پیوند داتیو
data link پیوند داده
polar bond پیوند قطبی
cut splice پیوند میانی
crossbreed پیوند زدن
cross breeding پیوند دوجنس
covalent bond پیوند کووالانسی
radio link پیوند رادیویی
root graft پیوند ریشهای
chain splice پیوند زنجیری
splices پیوند کردن
grafts پیوند گیاه
association پیوند ارتباط
associations پیوند ارتباط
splicing پیوند زدن
flanges پیوند لوله
flange پیوند لوله
link پیوند دادن
splices پیوند زدن
splice پیوند کردن
splice پیوند زدن
spliced پیوند کردن
spliced پیوند زدن
splicing پیوند کردن
grafted پیوند گیاه
unions پیوند وصلت
bucket منحنی پیوند
buckets منحنی پیوند
union پیوند وصلت
bonding تشکیل پیوند
transplantable پیوند شدنی
graft پیوند گیاه
realm ناحیه
realms ناحیه
shire ناحیه
subregion ناحیه
demesne ناحیه
district ناحیه
regions ناحیه
ward ناحیه
region ناحیه
districts ناحیه
sector ناحیه
zone ناحیه
zones ناحیه
sectors ناحیه
sympatric هم ناحیه
shires ناحیه
wards ناحیه
local <adj.> ناحیه ای
partition ناحیه
reach ناحیه
area ناحیه
regional <adj.> ناحیه ای
reached ناحیه
proclimax ناحیه
reaches ناحیه
partitions ناحیه
range ناحیه
output area ناحیه
reaching ناحیه
ranges ناحیه
situs ناحیه
areas ناحیه
ranged ناحیه
grafted جفت کردن پیوند
graft جفت کردن پیوند
interwed باهم پیوند کردن
grafts جفت کردن پیوند
chemical bonding تشکیل پیوند شیمیایی
intergraft متقابلا پیوند شدن
imping عمل پیوند زدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com