Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
English
Persian
tuning pipe
نای مخصوص کوک ومیزان کردن بعضی الات موسیقی
Other Matches
wind instrument
الات موسیقی بادی
percussion instrument
الات موسیقی ضربی
wind instruments
الات موسیقی بادی
musical instrument digital interface
میانجی رقمی الات موسیقی
midi
میانجی رقمی الات موسیقی
reed stop
کلید یا جا انگلشتی الات موسیقی بادی
reed pipe
لوله یا نای الات موسیقی بادی
trio
قطعه موسیقی مخصوص نواختن یاخواندن سه نفر
trios
قطعه موسیقی مخصوص نواختن یاخواندن سه نفر
pilots
اسباب تنظیم ومیزان کردن چیزی
piloted
اسباب تنظیم ومیزان کردن چیزی
pilot
اسباب تنظیم ومیزان کردن چیزی
quintets
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
quintet
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
quintette
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
to sight-read something
از روی ورقه
[نت موسیقی]
آلت موسیقی بازی کردن
quartet
قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
quartets
قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
quartette
قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
compensation trading
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
glasswork
شیشه الات بلور الات
operating slide
دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
play by ear
<idiom>
توانایی اجرای موسیقی تنها با گوش وبدون خواندن موسیقی
melody
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
melodies
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
tweaks
تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
tweaking
تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
tweak
تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
tweaked
تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
wind rose
نمودار وضع هوا ومیزان وزش بادها وجهت انها
MIDI Mapper
برنامه پشتیبانی شده با windows که به کاربران MIDI با تجربه امکان تغییر نحوه ارسال نت موسیقی به دستگاههای موسیقی به PC را بیان میکند
musicom
یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
microphonics
انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
MIDI file
فایل ذخیره شده روی PC که حاوی نتهای موسیقی و اطلاعات صوتی است که توسط کارت وسط MIDI به قطعه موسیقی ارسال میشود
deleting
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
rule of reason
تفسیر کردن قانون به طورغیر عادلانه به منظور حفظ بعضی انحصارات غیر قانونی
mechanising
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanises
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizing
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanised
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizes
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanize
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
declaratory statute
هدف ازتصویب این نوع قانون برطرف کردن شک و تردیدی است که در مورد بعضی قوانین بروز میکند
master clear
کلیدی روی بعضی ازکنسولهای کامپیوتری که ثباتهای عملیاتی را پاک کردن و انها را برای حالت جدید عملیات اماده میکند
to perform a piece of music
قطعه موسیقی رادرست درساز ادا کردن
lutes
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lute
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
write
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil
روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
to blast something
با صدای خیلی بلند بازی کردن
[آلت موسیقی]
typefaces
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
several
بعضی
some
بعضی
cretain
بعضی
divers
بعضی
gig
ماشین خارزنی
[این وسیله برای یکنواخت کردن سطح پرزها و گرفتن ذرات از سطح بافت بکار می رود و در صنعت فرش ماشینی و بعضی منسوجات کاربرد دارد.]
occasionally
<adv.>
بعضی ازاوقات
alleged
بنابگفتهء بعضی
sometimes
بعضی اوقات
once in a while
<adv.>
بعضی ازاوقات
sometimes
بعضی مواقع
frequently
[quite often]
<adv.>
بعضی ازاوقات
allegedly
بنابگفتهء بعضی
tune
میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
tunes
میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
piezoelectric
ارتباط در بعضی موادکریستالی
bolt
پیچ مخصوص قفل کردن در
Some children are afraid of the dark.
بعضی بچه ها از تاریکی می ترسند.
bell-conopy
[سقف بعضی از ناقوسها با سنتوری]
cutin
پوشش خارجی بعضی گیاهان
spitton
فرف مخصوص تف کردن
registers
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
nurse a grudge
<idiom>
احساس تنفر از بعضی مردم را داشتن
proconsul
افسر دارای بعضی اختیارات کنسولی
hookup
تجمع بعضی چیزها برای منظورخاصی
megaspore
هاگدان بزرگ وغیرجنسی بعضی سرخسها
chitin
جسم استخوانی درپوشش بعضی جانوران
drying furnace
کوره مخصوص خشک کردن
blender
ماشین مخصوص مخلوط کردن
blenders
ماشین مخصوص مخلوط کردن
drying chamber
اطاق مخصوص خشک کردن
tinware
حلبی الات
cast iron ware
الات چدنی
obturator
الات جازم
glass
شیشه الات
hard ware
فلز الات
geared
الات جامه
optical
الات بصری
gears
الات جامه
gear
الات جامه
passementerie
زینت الات
silverware
نقره الات
hardware
اهن الات
ironware
فلز الات
ironware
اهن الات
iron mongery
اهن الات
instrument
الات دقیق
breech block carrier
الات متحرک
glassware
شیشه الات
glassware
بلور الات
brass ware
برنج الات
genital organs
الات تناسلی
surgical instruments
الات جراحی
irowork
اهن الات
instruments
الات دقیق
enginery
ماشین الات
machinery
ماشین الات
machinary
ماشین الات
precision tools
الات دقیق
agricultural implements
الات کشاورزی
bote
حق مستاجر به برداشتن چوب برای بعضی مصارف
vanish
بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
vanishes
بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
goat antelope
نوعی بز که از بعضی جهات شبیه بز کوهی است
vanished
بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
stenosis
تنگ شدن یا انقباض بعضی از مجراهای بدن
draft mode
چاپ با کیفیت پایین روی بعضی چاپگرها
awn
الت مذکر بعضی از جانوران خزنده و کرمها
hyposensitize
کم شدن حساسیت نسبت به بعضی مواد موجدحساسیت
index number
مقایسه حجم در بعضی مواقع با عدد شاخص
vanishing
بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
zonate
واقع بروی یک خط مانند بعضی ازهاگهای چندتایی
rougher
دستگاه مخصوص ناصاف کردن اشیا
file brush
برس مخصوص پاک کردن سوهان
antimateriel agent
عامل مخصوص فاسد کردن اماد
heavy goods
ماشین الات سنگین
cutler
فروشنده الات برنده
lighting equipments
الات و ادوات روشنایی
hardwareman
اهن الات فروش
surveying instrument
الات نقشه برداری
machinery designer
طراح ماشین الات
mechanics
علم ماشین الات
light machinery
ماشین الات سبک
heavy machinery
ماشین الات سنگین
woodwork
چوب الات نجاری
scrapped
ماشین الات اوراق
scrap
ماشین الات اوراق
scrapping
ماشین الات اوراق
instrument
الات اندازه گیری
iron monger
اهن الات فروش
hardware
اهن الات ابزارالات
plant
ماشین الات کارخانه
scraps
ماشین الات اوراق
building machinery
ماشین الات ساختمانی
obturator spindle
دوکی الات جازم
calibration
تنظیم الات دقیق
optical instruments
الات وابسته به بینایی
ironmongers
فروشنده اهن الات
carpenter's machines
ماشین الات درودگری
ironmonger
فروشنده اهن الات
mechanician
مکانیک ماشین الات
trinketry
جواهر الات بدلی
trinkums
زیور الات بدلی
plants
ماشین الات کارخانه
myelin sheath
ماده سفید چربی که غلاف بعضی اعصاب رامیپوشاند
... however sometimes it just can't be helped.
... اما بعضی وقتها واقعا کاریش نمی شه کرد.
hackamore
مهاریاپوزه بند مخصوص رام کردن اسب
forklift
ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
jackhammer
مته دستی مخصوص سوراخ کردن سنگ
mountee
اژیر مخصوص اماده کردن توپهای ناو
space heater
بخاری مخصوص گرم کردن فضای ازاد
war implements
ساز و برگ یا الات جنگ
trade fixtures
الات صنعتی نصب شده
obturator
الات مانع خروج گاز
operator of light machinery
اپراتور ماشین الات سبک
operator of heavy machinery
اپراتور ماشین الات سنگین
filters
چیزیکه بعضی پرتوها از ان میگذرندولی حائل پرتوهای دیگر است
cabin blower
در بعضی هواپیماهاکوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
filter
چیزیکه بعضی پرتوها از ان میگذرندولی حائل پرتوهای دیگر است
zone ride
کنار رفتن بعضی از بازیگران حریف برای دفاع از یک منطقه
neural net
مدل ریاضی بعضی پدیده هاکه رفتار عصبی دارند
occasional
وابسته به فرصت یا موقعیت مربوط به بعضی از مواقع یاگاه و بیگاه
ricer
رنده مخصوص رشته کردن سیب زمینی وخمیر
crop end saw
اره مخصوص قطع کردن بخشهای اضافی شمش
tiepin
سنجاق مدال وزینت الات زنانه
automation
خودکار شدن ماشین الات اتوماسیون
hygrometer
الات وادوات سنجش رطوبت هوا
deferred maintenance
قصور و تاخیر در تعمیرماشین الات و غیره
economic life
مدت بهره برداری از ماشین الات
equipment
تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
grader
یکی از ماشین الات راه سازی
interactive
الات و یا سرویسی مثل تلفن زدن
pailette
زینت الات بدلی مانندمنجوق وغیره
White Papers
کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
White Paper
کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
autoharp
سنتوری که در ان بعضی ازسیمها را خفه میکنند تاسیمهای ازاد صدا کنند
embedded code
کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
lattice
خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
lattices
خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
tedder
ماشین مخصوص پخش وخشک کردن علف درو شده
kentledge
چدن یااهن ریخته مخصوص سنگین کردن ته کشتی یابالون
graving dock
اسکله مخصوص تمیز کردن ویا تعمیر نمودن کشتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com