English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English Persian
yarn dye نخ پارچه بافی را رنگ کردن
Other Matches
draperies پارچه بافی
drapery پارچه بافی
knitting pin میل جوراب بافی یاکش بافی که درته ان دگمه یاگلولهای دارد
sizing آهارزنی [گاه جهت استحکام و یکنواختی نخ های تار، قبل از چله کشی آنها را با نشاسته و چسب شستشو می دهند. اینکار در پارچه بافی مرسوم است ولی در بافت فرش نیز استفاد می شود.]
chain stitch گره یا کوک زنجیره ای جهت جلوگیری از باز شدن گلیم بافت و تزیین و یا کناره بافی و شیرازه بافی مورد استفاده قرار می گیرد
gnosticize بافی کردن
envisions خیال بافی کردن
nattered چرند بافی کردن
envisioning خیال بافی کردن
natter چرند بافی کردن
politick سیاست بافی کردن
envisioned خیال بافی کردن
envision خیال بافی کردن
natters چرند بافی کردن
nattering چرند بافی کردن
Soumak بافت سوماک [سوماخ] [این روش بافت که نوعی از گلیم بافی است به سه صورت ساده، ضربیو برعکس بافته شده و در ابتدا و انتهای فرش استفاده می شود. این روش در بافت پارچه، کیسه، پتو و زیر انداز استفاده می شود.]
politicising سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicized سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicization سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicises سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicizing سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicised سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicize سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicizes سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
biased fabric پارچه جندلایهای که بصورت اریب با تار و پود پارچه بریده شده است
bleacher کارگر پارچه سفیدکنی شستشو وسفیدکنی پارچه بلیط یا صندلی کم ارزش مسابقات ورزشی
gig mill ماشین خوابدارکردن پارچه کارخانهای که پارچه رادران خوابدارم
canvas پارچه کرباسی یا کتانی یاعلفی پارچه کانوادوزی
tartan یکجور پارچه پشمی شطرنجی پارچه پیچازی
canvases پارچه کرباسی یا کتانی یاعلفی پارچه کانوادوزی
sarsenet پارچه ابریشمی پارچه پشمی سنگین
sarcenet پارچه ابریشمی پارچه پشمی سنگین
To smooth out a cloth by ironing it . پارچه را با اطوصاف کردن
calico printing عمل باسمه کردن پارچه
fagot ریشه کردن حاشیه پارچه
faggot ریشه کردن حاشیه پارچه
faggots ریشه کردن حاشیه پارچه
drip-dry خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
woof پارچه کتانی دارای پود کردن
tassels پارچه برای تمیز کردن تیر
woofs پارچه کتانی دارای پود کردن
tassel پارچه برای تمیز کردن تیر
drip dry خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
plaiting کج بافی
matting حصیر بافی
negativism منفی بافی
fabrication افسانه بافی
binding شیرازه بافی
philosophism فلسفه بافی
fabulation افسانه بافی
plaiting اریب بافی
mythomania افسانه بافی
abstractionism خیال بافی
hosiery جوراب بافی
ropery طناب بافی
confabulation افسانه بافی
knitting machine ماشین کش بافی
knitting needle میل کش بافی
turn arounds شیرازه بافی
meshwork توری بافی
weft wrapping شیرازه بافی
knitting machines ماشین کش بافی
mopping چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mop چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mopped چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mops چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
to feel like something احساس که شبیه به چیزی باشد کردن [مثال پارچه]
strander ماشین طناب بافی
printworks کارخانه چیت بافی
macrame knot گره توری بافی
osier بیدمخصوص سبد بافی
knitting needle میل جوراب بافی
to unstitch something [sewing] کوکی [بخیه ای] را باز کردن [دوختن پارچه] [فناوری بافندگی]
matting بوریا بافی پوشش حصیری
interlocking گلیم بافی ابتداء فرش
picot حلقه زینتی توری بافی
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
twill weave بافت ساده حصیری [که گاه در جاجیم و و گلیم و پتو بافی استفاده می شود.]
overcasting شیرازه بافی [جهت افزایش استحکام لبه های فرش و تزئین تارهای انتهائی]
Elibilinde [طرحی ترکی در گلیم بافی که نمادی از یک انسان و حالت دست به کمر وی را نشان می دهد.]
spatulas مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
spatula مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
edge finish شیرازه بافی [جهت استحکام تارهای کناری و گاه تزپین نمودن کناره ها با رنگ های متفاوت بصورت ضربدری یا موازی]
jute کنف هندی الیاف کنف که برای گونی بافی بکار میرود
velure پارچه مخملی ماهوت پاک کن پارچهای باماهوت پاک کن پاک کردن
webbing end [قسمت گلیم بافی فرش قبل از شروع به بافت اصلی متن فرش]
Jangle Arjuk طرح جنگلی ارجوک [این گل در طرح فرش های افغانی بصورت قرینه بافی بکار می رود.]
over stretched wrap نخ چله بیش از حد کشیده شده [این حالت باعث کاهش استحکام نخ چله و همچنین کج بافی در فرش می گردد.]
Kufic border حاشیه کوفی [این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
glid تذهیب کاری [در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
fabric پارچه
fabrics پارچه
cloths پارچه
solids یک پارچه
moire پارچه
consolidated یک پارچه
monolithic یک پارچه
stuffs پارچه
stuffed پارچه
stuff پارچه
moir پارچه
cloth پارچه
solidungular یک پارچه سم
solid یک پارچه
textile پارچه
three piece سه پارچه
manta پارچه
textiles پارچه
rag dolls عروسک پارچه یی
lot پارچه قطعه
pile پارچه خزنما
pile خواب پارچه
tapestries پارچه پردهای
tapestry پارچه پردهای
scarlet پارچه مخمل
cloth merchant پارچه فروش
tufts ریشه پارچه
tatter تکه پارچه
rag doll عروسک پارچه یی
fagend سرتیکه پارچه
flax پارچه کتان
cilice پارچه مویی
terry پارچه حولهای
kerseymere پارچه کشمیری
the right side of a fabric روی پارچه
drapers پارچه فروش
tiffany پارچه ململ
tuft ریشه پارچه
lambrequin پارچه روبخاری
jute fabric پارچه چتایی
lustring پارچه براق
trousering پارچه شلواری
macintosh پارچه بارانی
linen پارچه کتانی
solidified یک پارچه شدن
canvas top پارچه کرباسی
lutestring پارچه براق
oilskin پارچه برزنت
organdie پارچه ارگاندی
right side of a cloth روی پارچه
draper پارچه فروش
twill پارچه جناغی
pieces مهره پارچه
delaine پارچه پشم
fag ends سرتیکهی پارچه
fag end سرتیکهی پارچه
piece part قطعه یک پارچه
gossamer پارچه بسیارنازک
textiles پارچه بافته
solidifying یک پارچه شدن
cl ترخیص پارچه
textile پارچه بافته
shirting پارچه پیراهنی
pole mast دیرک یک پارچه
piece مهره پارچه
sailcloth پارچه بادبانی
bolt توپ پارچه
sailcloth پارچه شراعی
bolted توپ پارچه
samite پارچه زری
bolting توپ پارچه
bolts توپ پارچه
silk cloth پارچه ابریشمی
double cloth پارچه دولا
skirter پارچه دامنی
fluffing خواب پارچه
suede پارچه جیر
suiting پارچه لباسی
fluffed خواب پارچه
fluff خواب پارچه
A bale of cloth. یک توپ پارچه
swaddling clothes پارچه قنداقی
swathing clothes پارچه قنداقی
solidifies یک پارچه شدن
empire cloth پارچه روغنی
mercer پارچه فروش
oiled cloth پارچه روغنی
wrong side of a cloth پشت پارچه
cardigan پارچه ژاکت
drapery پارچه فروشی
elastic web پارچه کش دار
solidify یک پارچه شدن
en bloc یک پارچه دربست
ruching پارچه توری
ruche پارچه توری
wigan پارچه استری
silk پارچه ابریشمی
worsted پارچه پشمی
soliped یک پارچه سم جانورتک سم
water fast پارچه شورنرو
consolidant یک پارچه کننده
organdy پارچه ارگاندی
oil cloth پارچه مشمعی
fluffs خواب پارچه
nomex پارچه ضد اتش
draperies پارچه فروشی
cardigans پارچه ژاکت
oilcloth پارچه مشمع
huckabach پارچه حوله
garnish پارچه سفید
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com