English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
high watermark نشان بلندترین ترازاب
Other Matches
waterlevel ترازاب
peaking بلندترین خروجی
peaking بلندترین نقط ه
peak بلندترین نقط ه
peaks بلندترین خروجی
peaks بلندترین نقط ه
peak بلندترین خروجی
peaks رسیدن به بلندترین نقط ه
peaking رسیدن به بلندترین نقط ه
peak رسیدن به بلندترین نقط ه
acropolis بلندترین قسمت شهر
Everst is the highest mountain in the world . اورست بلندترین کوه دنیاست
bema [بلندترین قسمت شبستان کلیسا]
card سوراخی که در موازات بلندترین لبه کارت قرار دارد
cards سوراخی که در موازات بلندترین لبه کارت قرار دارد
almena جان پناه [در بلندترین قسمت بام در هنگام عملیات جنگی]
portrait جهت صفحه یا یک ورق صفحه که بلندترین لبه عمودی است
portraits جهت صفحه یا یک ورق صفحه که بلندترین لبه عمودی است
puncuation نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود
garters عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
garter عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
discretionary خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
silver star نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
scarry دارای نشان داغ یا نشان جراحت وزخم
marking نشان دار سازی نشان
markings نشان دار سازی نشان
poniter نشان دهنده نشان گیرنده
flags یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flag یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
summit حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
summits حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
supervisory 1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
to impress a mark on something نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
marks نشان کردن نشان
mark نشان کردن نشان
ground resolution قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
indicator نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
altitude azimuth عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
traced نشان
traces نشان
token نشان
stamps نشان
stamp نشان
indicium نشان
marks نشان
icon نشان
mark نشان
impressing نشان
insigne نشان
presages نشان
trace نشان
show نشان
presaged نشان
grammalogue نشان
hash mark خط نشان
presaging نشان
vexillum نشان
indice نشان
tokens نشان
presage نشان
shows نشان
untitled بی نشان
trackless بی نشان
traceless بی نشان
showed نشان
ikons نشان
icons نشان
impresses نشان
refrigeratory تب نشان
plaques نشان
plaque نشان
refrigerent تب نشان
symbol نشان
tracts نشان
tract نشان
target نشان
shew نشان
ensigns نشان
ensign نشان
hallmarks نشان
hallmark نشان
printless بی نشان
emblems نشان
emblem نشان
savorŠetc نشان
benchmark نشان
benchmarks نشان
indication نشان
banners نشان
banner نشان
badges نشان
signalled نشان
signaled نشان
signal نشان
impress نشان
badge نشان
targetting نشان
medals نشان
medal نشان
targeted نشان
targeting نشان
targets نشان
targetted نشان
impressed نشان
symptoms نشان
slurs نشان
slurring نشان
slurred نشان
slur نشان
track نشان
tallying خط نشان
tallying نشان
tally خط نشان
tally نشان
tallies خط نشان
insignia نشان
tallies نشان
tallied خط نشان
tracks نشان
cicatrice نشان
brand نشان
symptom نشان
branding نشان
brands نشان
gong [British E] نشان
cicatricle نشان
cicatricial نشان
caret نشان
tracked نشان
tallied نشان
attributes نشان
chalking نشان
scored نشان
chalked نشان
score نشان
chalk نشان
awards نشان
awarding نشان
awarded نشان
award نشان
bench mark نشان
ear mark نشان
scores نشان
unmarked بی نشان
attribute نشان
vestiges نشان
vestigial نشان
chalks نشان
attributing نشان
vestige نشان
is a monetary sign نشان پول
battle honour نشان افتخار
interogation mark نشان پرسش
insignia نشان افتخار
decorations نشان خدمتی
decoration نشان خدمتی
mark condition وضعیت نشان
levelling monument نشان ترازیابی
insignia نشان رسمی
mark sense نشان دریاب
fire extinguisher اتش نشان
fire extinguishers اتش نشان
point of interrogation نشان پرسش
asterism نشان ستاره
landmark نشان اختصاصی
landmarks نشان اختصاصی
mark sense نشان گذار
adumbrate نشان دادن
rule نشان راه
impressions نشان گذاری
impression نشان گذاری
phonogram نشان صدا
pharmaceutical sign نشان داروسازی
pencil mark نشان مدادی
paludous نوبه نشان
highlighted نشان شده
foretoken نشان پیش
plate mark نشان عیار
characteristics نشان ویژه
vision یا نشان دادن
visions یا نشان دادن
asterisks نشان ستاره
memento نشان یاداور
mementoes نشان یاداور
mementos نشان یاداور
asterisk نشان ستاره
aim نشان هدف
aimed نشان هدف
demonstrator نشان دهنده
demonstrators نشان دهنده
characteristic نشان ویژه
antiphlogistic اماس نشان
symbolism نشان پردازی
arborist درخت نشان
medal of honor نشان افتخار
mark sensing نشان دریایی
mark sensing نشان یابی
mark sensing نشان گذاری
mark sensing نشان دریابی
antalgic درد نشان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com