English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
the eye is bigger than the belly <proverb> نعمت روی زمین پر نکند دیده تنگ
Other Matches
viruses هر بار که فایل آسیب دیده اجرا میشود. ویروس میتواند داده را خراب کند , یک پیام نشان دهد یا کاری نکند
virus هر بار که فایل آسیب دیده اجرا میشود. ویروس میتواند داده را خراب کند , یک پیام نشان دهد یا کاری نکند
quamdiu bene se gesserit تا زمانیکه تخلفی نکند منظور برقرار کردن حق انتفاع است برای کسی به این شرط که تا از شروط عقدتخلف نکند تصرفش ادامه داشته باشد
stratus لایه یکنواخت و یک شکلی ازابرهای کم ارتفاع وخاکستری رنگ که از سطح زمین بخوبی دیده میشوند
Millions saw the apple fall, but Newton was the one who asked why? میلیون ها نفر به زمین افتادن سیب را دیده بودند اما فقط نیوتون پرسید چرا؟
luxury نعمت
luxuries نعمت
in th lap of luxury <idiom> در ناز و نعمت
talent نعمت خداداده
gift پیشکش نعمت
talented نعمت خداداده
affluence وفور نعمت
gifts پیشکش نعمت
talents نعمت خداداده
super abundance وفور نعمت
on easy street <idiom> در ناز و نعمت
gift of nature نعمت طبیعت
blessing نعمت خداداده
blessings نعمت خداداده
serendipity تحصیل نعمت غیرمترقبه
dotation موهبت نعمت خداداده
godsend نعمت غیر مترقبه
serendipity نعمت غیر مترقبه
luxuriously در نعمت با خوش گذرانی
d. living زندگی باناز نعمت
serendipitous دارای نعمت غیر مترقبه
blessings دعای پیش از غذا نعمت
horn of plenty شاخ نشان وفور نعمت
blessing دعای پیش از غذا نعمت
benison نعمت خدا داده سعادت جاودانی
heaven f. خدا نکند
absit omen خدا نکند
god defend خدا نکند
God (Heaven) forbid! خدا نکند !
He wouldnt dare refuse. سگ کیست که قبول نکند
polarity و قطعه کار نکند
polarities و قطعه کار نکند
He is not dead by any chance , is he ? نکند مرده باشد ؟
dualism مانند فقر شدید ووفور نعمت بخشهای مدرن و سنتی اقتصادی
malfunction آنچه درست کار نکند
malfunction آنچه کامل کار نکند
You are not pulling my leg , are you ? نکند دار ؟ سر بسرم می گذار ؟
malfunctioning آنچه خوب کار نکند
malfunctioned آنچه کامل کار نکند
malfunctions آنچه کامل کار نکند
malfunctions آنچه درست کار نکند
malfunctioned آنچه درست کار نکند
permissible velocity حداکثر سرعت اب در یک کانال که ایجادفرایش نکند
She wI'll be a loser if she refuses. اگر قبول نکند از کیسه اش رفته
inerrably چنانکه هیچگاه خطا یا اشتباه نکند
Until a man has shown humility he cannot attain gr. <proverb> آدم تا کوچکى نکند به بزرگى نمى رسد .
proselte of the gate کسی که به دین یهود درایدولی ختنه نکند
one level address تابعی که در حین اجرا تابع دیگر را صدا نکند
He has vowed not to gamble again. پشت دستش را داغ کرده که دیگه قمار نکند.
trump card <idiom> استفاده از وسیله قدیمی اگر هیچ چیز دیگرکار نکند
back level نمونه اولیه محصول که ممکن است توابعی را پشتیبانی نکند
for next loop حلقه یا تابعی که تکرار میشود تا وقتی که شرط دیگر صدق نکند
defaulted مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
defaults مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
defaulting مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
default مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
raker تیری که پشت دیوار بطور مایل می بندند تادیوار سقوط نکند
hold گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
holds گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
hercules نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
defaulting عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
defaulted عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
default عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
defaults عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
nap of the earth از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
to break up از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
geognosy زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
cornucopia شاخ amalthaea یا شاخ وفور نعمت
perelotok زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeant گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeants گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
styx نوعی موشک زمین به زمین دریایی
collapse pressure حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
apprenticeships دوره کاراموزی در CL به هر نوع کاراموزی اطلاق میشود که ماجورنبوده یا اجرت ان از دو پاونددر هفته تجاوز نکند
apprenticeship دوره کاراموزی در CL به هر نوع کاراموزی اطلاق میشود که ماجورنبوده یا اجرت ان از دو پاونددر هفته تجاوز نکند
covenant runing with land شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
eye water اب دیده
eye دیده
eyeing دیده
eyes دیده
eying دیده
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pervious ground زمین تراوا زمین نفوذپذیر
pershing موشک زمین به زمین پرشینگ
redstone موشک زمین به زمین رداستون
lacrosse نوعی موشک زمین به زمین
biosphere قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
feeder دیده بان
feeders دیده بان
in sight دیده شدنی
observers دیده بان
lookouts دیده بان
observer دیده بان
unsight دیده نشده
lost زیان دیده
indiscernible دیده نشدنی
monitoring دیده بانی
invisible دیده نشدنی
light of one's eyes نور دیده
light struck نور دیده
scouting دیده وری
scout car خودرو دیده ور
hardened steel فولاد اب دیده
imperceptible دیده نشدنی
scouts دیده وری
damaged خسارت دیده
eyeless بی بصیرت بی دیده
sightless دیده نشده
worldly-wise جهان دیده
feelers دیده بان
scouted دیده وری
scout دیده وری
feeler دیده بان
lookout دیده بان
worldly wise جهان دیده
vedette دیده ورسوار
enntinel دیده بان
pitched تهیه دیده
visible دیده شدنی
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
talik زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
shock concrete بتن ضرب دیده
espies دیده بانی کردن
espied دیده بانی کردن
espy دیده بانی کردن
heat affected zone منطقه حرارت دیده
espying دیده بانی کردن
suffering economy اقتصاد اسیب دیده
had i seen him اگر من او را دیده بودم
stager گرگ باران دیده
forward post پستهای دیده ور جلو
it is of frequent بسیار دیده میشود
damaged shipments محموله خسارت دیده
damaged shipments کالاهای اسیب دیده
sunbaked حرارت افتاب دیده
injured party طرف صدمه دیده
A wolf which has been drenched by rain . <proverb> گرگ باران دیده .
you have been seen دیده شده اید
I have visited Europe time and again. بارها اروپا را دیده ام.
cheesed off آزار دیده-اذیتشده
invisibly چنانکه دیده نشود
monitors دیده بانی کردن
observational وابسته به دیده بانی
monitor دیده بانی کردن
scouted دیده وری کردن
garret برج دیده بانی
garrets برج دیده بانی
injured party طرف خسارت دیده
injured parties طرف خسارت دیده
injured parties طرف صدمه دیده
scouts دیده وری کردن
scout دیده وری کردن
monitored دیده بانی کردن
injured muscle عضله اسیب دیده
brain injured اسیب دیده مغزی
weatherbeaten باد و باران دیده
cauliflowr ear گوش اسیب دیده
sentinels دیده بان کشیک
sentinel دیده بان کشیک
dropping گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
visible roof سقفی که از درون دیده شود
Long absent, soon forgotten. <proverb> از دل برود هر آنکه از دیده برفت.
trainband گروه نظامی تعلیمات دیده
damaged in transit صدمه دیده هنگام ترانزیت
injured person آدم آسیب دیده [زخمی]
visibility was poor چیزها درست دیده نمیشد
out of sight out of mind از دل برود هر انچه از دیده برفت
Seldom seen soon forgotten . <proverb> از دل برود هر آنچه از دیده برفت .
My hand is bruised. دستم ضرب دیده است
seasoned troops ارتش ورزیده و جنگ دیده
seasoned soldier سرباز ورزیده و جنگ دیده
It can be seen from a distance of two kilometers . از فاصله دو کیلومتری دیده می شود
unobserved fire تیر دیده بانی نشده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com