English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English Persian
dew point نقطه شبنم
dewpoint نقطه شبنم
frost point نقطه شبنم
Search result with all words
dewpoint metering unit واحد اندازه گیری نقطه شبنم
Other Matches
junctions محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junction محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
reference point نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
frost شبنم
brume شبنم
dew شبنم
frosts شبنم
frosts شبنم سرماریزه
aggradation of permafrost تولید مه شبنم
hoar frost شبنم یخزده
dewier شبنم دار
hoarfrost شبنم یخ زده
dewiness شبنم زدگی
dew fall شبنم زدن
aggradation of permafrost تولید شبنم
dewfall ریزش شبنم
frosts شبنم منجمد
frost شبنم سرماریزه
dewdrop چکهء شبنم
dewiest شبنم دار
dewy شبنم دار
frore شبنم زده
frost شبنم منجمد
cicericacid شبنم نخود
honeydew شبنم انگبینی
dew شبنم زدن
dew شبنم باریدن
honey dew شبنم انگبینی
drosometer شبنم سنج
rime بساوند شبنم یخ زده
dewfall هنگام ریزش شبنم
foot spot نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
pull up point نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
triple point نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
picture point نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
bearing موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
ti;me to go زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
line of vision خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
pointillism شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
free drop برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
switching مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
zero پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeroes پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeros پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
frost work نقشه شبنم یخ زده در روی پنجره ومانندان
frostwork نقش شبنم یخ زده بر روی پنجره ومانند ان
azimuth موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر
approached فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approaches فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
marks هدف نقطه اغاز نقطه فرود
approach فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
mark هدف نقطه اغاز نقطه فرود
load point نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
pyramid spot نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
flash point نقطه الوگیری نقطه افروزش
crossing point نقطه تقاطع نقطه تلاقی
crossing points نقطه تقاطع نقطه تلاقی
holding point نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
roll in point نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
frostwork نقشی که به تقلید ان درست کنند طراحی شبیه شبنم یخ زده طراحی گردی
punctuation mark علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
litter relay point نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
punctuation marks علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
point-to-point connection اتصال نقطه به نقطه
point to point network شبکه نقطه به نقطه
pointillism نقاشی نقطه نقطه
break up point نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
polkadot طرح نقطه نقطه خال خال
speckle نقطه نقطه یا خال خال کردن
point to point line خط نقطه به نقطه
punctulate نقطه نقطه
pricks نقطه
speck نقطه
pricking نقطه
pricked نقطه
prick نقطه
punctum نقطه
dot نقطه
dotting نقطه
specks نقطه
punctate نقطه نقطه
stpular نقطه نقطه
dotty نقطه نقطه
point to point نقطه به نقطه
punchation نقطه
point نقطه
neel point نقطه نل
ice melting point نقطه یخ
punctation نقطه
ice point نقطه یخ
jots نقطه
jot نقطه
period نقطه
speckle نقطه
two dots one dash line خط دو نقطه یک خط
ellipsis سه نقطه [...]
periods نقطه
spotter نقطه نقطه
spot نقطه
spots نقطه
full stop نقطه
jotted نقطه
tittle نقطه
full stops نقطه
igniting point نقطه احتراق
igniting point نقطه اشتعال
ignition point نقطه افروزش
ignition point نقطه اشتعال
bubble point نقطه جوش
firing point نقطه اشتعال
fusion point نقطه گداز
fusing point نقطه ذوب
growing point نقطه رویش
initial point نقطه شروع
gutty نقطه دار
checkout point نقطه وارسی
check point نقطه ازمایش
check point نقطه مقابله
check point نقطه بازرسی
center نقطه گره
burning point نقطه اشتعال
image element نقطه تصویر
impact point نقطه بارریزی
indifference point نقطه خنثی
binary point نقطه دودوئی
inflection point نقطه عطف
basic point نقطه مبداء
base point نقطه مبنا
inflexion point نقطه عطف
initial point نقطه اولیه
initial point نقطه اغاز
balanc point نقطه تعادل
bp نقطه جوش
impact point نقطه فرود
dpi نقطه در هر اینچ
image point نقطه تصویر
brittle point نقطه شکنندگی
breakpoint نقطه انفصال
break point نقطه توقف
break off position نقطه رهایی
break even point نقطه عطف
impact point نقطه اصابت
branchpoint نقطه انشعاب
fixed point نقطه ثابت
choice point نقطه گزینش
dot prompt نقطه اعلان
entry point نقطه ورود
equilibrium point نقطه تعادل
dead reckoning نقطه فرضی
dead center ignition نقطه انفجار
dead center ignition نقطه اشتعال
equivalence point نقطه هم ارزی
estimated position نقطه تخمینی
estimated position نقطه براوردی
eutectic point نقطه اوتکتیک
entry point نقطه دخول
dead spot نقطه خنثی
dots per inch نقطه در هر اینچ
dotter نقطه گذار
punctuator نقطه گذار
drop point نقطه پرش
drop point نقطه چکه
dot pitch درجه نقطه
distributing point نقطه توزیع
end point نقطه پایانی
directing point نقطه نشانی
endmost اقصی نقطه 0
peak نقطه ماکزیمم
death point نقطه مرگ
eutetic point نقطه اتکتیک
exchange point نقطه تعویض
flash point نقطه احتراق
curie point نقطه کوری
cross over point نقطه همگذری
critical point نقطه بحرانی
fixation point نقطه تثبیت
setting point نقطه انجماد
congealing point نقطه انجماد
compensation point نقطه موازنه
cutoff point نقطه برش
dead center نقطه مرگ
exit point نقطه خروج
exit point نقطه مرگ
exit point نقطه خروجی
extreme point نقطه حدی
f.n.p نقطه گداز
face off spot نقطه رویارویی
fire point نقطه شعله
fire point نقطه اشتعال
data point نقطه داده
flash point نقطه اشتعال
cold spot نقطه سرماگیر
injection point نقطه پاشش
projection of a point تصویر نقطه
splotch نقطه وصله
solstitial point نقطه انقلاب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com