English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
f.n.p نقطه گداز
fusion point نقطه گداز
melting point نقطه گداز
Search result with all words
melting point نقطه ذوب یا گداز
Other Matches
junction محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junctions محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
reference point نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
melt گداز
melts گداز
liquation گداز
melting گداز
deliquescence گداز
smelting گداز
fusions گداز
fusion گداز
nuclear fusion گداز هستهای
fusions ذوب گداز
liquation گداز جزیی
fusions گداز ذوب
melting furnace کوره گداز
transient flow جریان گداز
fusion گداز ذوب
fusion ذوب گداز
liquation گداز ابگونسازی
fusible زود گداز
infusibility گداز نا پذیری
fusibility گداز پذیری
infusible گداز نا پذیر
iron founder اهن گداز
fusible گداز پذیر
first order transition گداز مرتبه یک
liquefiable گداز پذیر
slag گداز اتشفشانی
fusibility قابلیت گداز
MP مخفف نقطهی گداز
flux گداز تغییرات پی درپی
foundries کارخانه گداز فلز
MPs مخفف نقطهی گداز
foundry کارخانه گداز فلز
soldering flux گداز اور لحیم کاری
foot spot نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
triple point نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
pull up point نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
bearing موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
picture point نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
ti;me to go زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
pointillism شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
line of vision خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
ablation [melting of snow or ice] گداز [آب شدن] [سطح کوه یخ یا برف]
switching مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
free drop برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
zeroes پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeros پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zero پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
marks هدف نقطه اغاز نقطه فرود
load point نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
azimuth موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر
mark هدف نقطه اغاز نقطه فرود
approach فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approaches فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approached فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
ablate کنده شدن و از بین رفتن موادسطحی یک جسم در اثر تبخیرو گداز و غیره
pyramid spot نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
crossing point نقطه تقاطع نقطه تلاقی
flash point نقطه الوگیری نقطه افروزش
crossing points نقطه تقاطع نقطه تلاقی
holding point نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
roll in point نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
punctuation mark علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation marks علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
litter relay point نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
point-to-point connection اتصال نقطه به نقطه
pointillism نقاشی نقطه نقطه
point to point network شبکه نقطه به نقطه
break up point نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
polkadot طرح نقطه نقطه خال خال
speckle نقطه نقطه یا خال خال کردن
full stops نقطه
point to point line خط نقطه به نقطه
dot نقطه
full stop نقطه
punctum نقطه
punctulate نقطه نقطه
punctation نقطه
punctate نقطه نقطه
specks نقطه
point to point نقطه به نقطه
jots نقطه
jotted نقطه
punchation نقطه
dotty نقطه نقطه
point نقطه
period نقطه
dotting نقطه
speck نقطه
pricks نقطه
prick نقطه
ellipsis سه نقطه [...]
periods نقطه
pricked نقطه
neel point نقطه نل
ice melting point نقطه یخ
ice point نقطه یخ
pricking نقطه
spots نقطه
stpular نقطه نقطه
jot نقطه
two dots one dash line خط دو نقطه یک خط
spotter نقطه نقطه
speckle نقطه
tittle نقطه
spot نقطه
firing point نقطه اشتعال
burning point نقطه اشتعال
igniting point نقطه اشتعال
ignition point نقطه افروزش
bubble point نقطه جوش
ignition point نقطه اشتعال
brittle point نقطه شکنندگی
igniting point نقطه احتراق
gutty نقطه دار
flash point نقطه احتراق
check point نقطه مقابله
frost point نقطه شبنم
fusing point نقطه ذوب
growing point نقطه رویش
center نقطه گره
binary point نقطه دودوئی
basic point نقطه مبداء
inflexion point نقطه عطف
solstitium نقطه انقلاب
initial point نقطه اولیه
initial point نقطه شروع
initial point نقطه اغاز
injection point نقطه پاشش
base point نقطه مبنا
dewpoint نقطه شبنم
bp نقطه جوش
branchpoint نقطه انشعاب
inflection point نقطه عطف
image element نقطه تصویر
breakpoint نقطه انفصال
image point نقطه تصویر
break point نقطه توقف
impact point نقطه اصابت
impact point نقطه فرود
distributing point نقطه توزیع
break off position نقطه رهایی
break even point نقطه عطف
impact point نقطه بارریزی
indifference point نقطه خنثی
flash point نقطه اشتعال
dead center ignition نقطه اشتعال
punctuator نقطه گذار
check point نقطه بازرسی
dpi نقطه در هر اینچ
dead center نقطه مرگ
data point نقطه داده
drop point نقطه پرش
cutoff point نقطه برش
drop point نقطه چکه
end point نقطه پایانی
curie point نقطه کوری
cross over point نقطه همگذری
dotter نقطه گذار
dots per inch نقطه در هر اینچ
dead center ignition نقطه انفجار
dead reckoning نقطه فرضی
dead spot نقطه خنثی
death point نقطه مرگ
dew point نقطه شبنم
directing point نقطه نشانی
dot pitch درجه نقطه
dot prompt نقطه اعلان
critical point نقطه بحرانی
endmost اقصی نقطه 0
compensation point نقطه موازنه
extreme point نقطه حدی
cold spot نقطه سرماگیر
face off spot نقطه رویارویی
fire point نقطه شعله
fire point نقطه اشتعال
choice point نقطه گزینش
fixation point نقطه تثبیت
checkout point نقطه وارسی
check point نقطه ازمایش
exit point نقطه خروجی
exit point نقطه مرگ
entry point نقطه دخول
setting point نقطه انجماد
entry point نقطه ورود
equilibrium point نقطه تعادل
equivalence point نقطه هم ارزی
estimated position نقطه تخمینی
estimated position نقطه براوردی
eutectic point نقطه اوتکتیک
eutetic point نقطه اتکتیک
congealing point نقطه انجماد
exchange point نقطه تعویض
exit point نقطه خروج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com