English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
lagate a latere نماینده پاپ که دارای اختیارات کامل باشد
Other Matches
isocratic دارای اختیارات برابر که دران اختیارات سیاسی همه کس یکسان است
To have full powers. اختیارات کامل داشتن
in power دارای اختیارات
titular charge daffaires کاردارسفارتخانه در حالی که اختیارات خاص داشته باشد
fully empovered دارای اختیارات تام
proconsul افسر دارای بعضی اختیارات کنسولی
laboriously ساعیانه چنانکه نماینده زحمت باشد
program music موزیکی که نماینده یک رشته رویدادهاو منظره ها باشد
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
officially represented دارای نماینده رسمی
liberal gift بخششی که نماینده رادی ونظری بلندی دهنده باشد بخشش کافی
coloury دارای رنگی که نماینده خوبی کالایی است
fullmouthed دارای دهان کامل
prepotent دارای قدرت کامل
heterogonous دارای دو یا چند نوع گل کامل
acatalectic دارای اوتاد کامل اسلم
full mouthed دارای شماره کامل دندان
immanent دارای نفوذ کامل درسرتاسرجهان درهمه جاحاضر
open market بازار ازاد بازاری که دارای رقابت کامل میباشد
commision agent نماینده حق العمل کار نماینده یا عاملی که بصورت درصد به او پرداخت میشود
surrogate نماینده نماینده اسقف در هر ناحیه که مسئول صدور اسنادازدواج است
surrogates نماینده نماینده اسقف در هر ناحیه که مسئول صدور اسنادازدواج است
orthotone که ازخود دارای تیکه باشد
hexahydrate ترکیبی که دارای شش ذره اب باشد
tedradynamous دارای شش پرچمی که دوپرچمش بلندتر باشد
spondee وتدی که دارای دوهجای دراز باشد
pentaptote اسمی که دارای پنج حالت باشد
an idiomatic experssion عبارتی که دارای ساختمان ویژهای باشد
armistise متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
Queen Mother ملکهای که دارای فرزندباشد مادرپادشاه که بیوه باشد
prelatess زنی که دارای مقام مترانی یا اسقفی باشد
topographic map نقشه ایکه دارای خطوط ارتفاعی باشد
Queen Mothers ملکهای که دارای فرزندباشد مادرپادشاه که بیوه باشد
proceleusmatic foot وتدی که دارای چهار هجای کوتاه باشد.
proceleusmatic وتدی که دارای چهار هجای کوتاه باشد
ox fence اغل کاو که دارای نرده یاپرچین باشد
oxer اغل گاو که دارای نرده یاپرچین باشد
pork pies کلوچهای که دارای قیمه گوشت خوک باشد
sloe gin عرق گندم که دارای اب میوه گوجه باشد
contour map نقشهای که دارای خطوط فاصل مشخصی باشد
chloramine هرنوع ترکیبی که دارای ازت و کلر باشد
pork pie کلوچهای که دارای قیمه گوشت خوک باشد
club car واگن راه اهنی که دارای میزناهارخوری باشد
vacuole گودال کوچکی که دارای اب یاهوا یا چیز دیگر باشد
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
gamey دارای بو و مزه گوشت شکار که نزدیک فاسد شدن باشد
gamy دارای بو و مزه گوشت شکارکه نزدیک فاسد شدن باشد
convoys کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
convoy کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
biddable دارای دست قوی که قابل توپ زدن باشد پیشنهادشدنی
vanity boxŠcaseŠor bag قوطی یاکیف کوچکی که دارای اینه واسباب پودرزنی باشد
double-faced فرش های دو رو [فرشی که پشت و روی آن دارای پرز باشد.]
knight marshal کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
trapped زمینی که دارای محدوده یاتلههای ماسهای بصورت مانع باشد
visiting correspondent نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
hermaprodite کسی که هم دارای حالات زنانگی وهم حالات مردانگی باشد
dactyl کلمهای دارای سه هجا که هجای اول بلند و دو هجای بعدی ان کوتاه باشد
authorizations اختیارات
full powers اختیارات تام
limited power اختیارات محدود
delegation of authority دادن اختیارات
full power اختیارات تام
devolution تفویض اختیارات
Hanbel [نوعی گلیم مراکشی که صرفا جهت مفروش نمودن زمین بافته شده، و دارای خطوط موازی و رنگین با نقشه های پرکار می باشد.]
power of the keys اختیارات کلیسای پاپ
mandatory powers اختیارات دولت قیم
ultra vires تجاوز از حدود اختیارات
excathedra طبق اختیارات محوله
deed of assignment سند واگذاری اختیارات
full mobilization تحرک کامل بحرکت دراوردن کامل
straw boss [سرپرست فاقد اختیارات کافی]
deprive someone of his power از کسی سلب اختیارات کردن
divest someone of his power از کسی سلب اختیارات کردن
ultra vires بیش از حدود اختیارات قانونی
ultra vires خارج از حدود اختیارات قانونی
To exceed ones authority. ازحدود اختیارات خود فراتر رفتن
Medici Mamluk rug قالی مدیسه مملوک [این فرش متعلق به قرن شانزدم میلادی می باشد که به تازگی کشف و در موزه پالازو ایتالیا نگهداری می شود و دارای سه ترنج هشت وجهی است.]
I have a free hand in this matter. دراینکار دستم باز است ( اختیارات دارم )
the bill defined his powers حدود اختیارات وی دران لایحه معلوم گردید
full scale باندازه کامل بمقیاس کامل
full annealing بازپخت کامل تاباندن کامل
completed case جعبه کامل خشاب کامل
isocracy حکومتی که اختیارات سیاسی همه دران یکسان است
motif گلی خاص در زمینه فرش [این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
exchange of full powers رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
departmentalism اعنقاد به روش تمرکز دراداره کشور و تفویض اختیارات وسیع به مسئولین اداره امور تقسیمات کوچک مملکتی
imago حشره کامل و بالغ اخرین مرحله دگردیسی حشره که بصورت کامل و بالغ در میاید
thorough بطور کامل کامل
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
court rug فرش تالاری یا درباری [این نوع فرش از نفیس ترین و گران ترین فرش ها می باشد و دارای نقش ها و طرح های عالی با نخ ممتاز بوده و فقط بصورت سفارشی برای محل های خاص بافته می شود.]
provincialism اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
open back [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
wellŠsuppose it is so خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
delegating نماینده
indicant نماینده
indicatory نماینده
mercantile agent نماینده
delegates نماینده
proxy نماینده
representatives نماینده ها
agent نماینده
agencies نماینده
agency نماینده
agents نماینده
attorney نماینده
attorneys نماینده
nominees نماینده
delegated نماینده
deligate نماینده
representatives نماینده
indicator نماینده
depts نماینده
doer نماینده
representative نماینده
doers نماینده
commissioner نماینده
commissioners نماینده
factors نماینده
factor نماینده
nominee نماینده
delegate نماینده
dept نماینده
deputies نماینده
proctor نماینده
delegates نماینده ها
deputy نماینده
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
karachoph design لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
jack and gill دونامه نماینده ........
manufacturers' agent نماینده سازنده
envoys مامور نماینده
deputy وکیل نماینده
envoy مامور نماینده
manufacturers' agent نماینده تولیدکننده
sole agent نماینده انحصاری
marker ship کشتی نماینده
opostolic delegate نماینده پاپ
deputation نماینده نمایندگی
stack indicator نماینده پشته
Members of Parliament نماینده مجلس
election انتخاب نماینده
Member of Parliament نماینده مجلس
deputations نماینده نمایندگی
sales representative نماینده فروش
sales agent نماینده فروش
legate نماینده پاپ
permanent deligate نماینده دایمی
walking delegate نماینده سیار
law agent نماینده قضایی
internunico نماینده پاپ
insurance agent نماینده بیمه
law agent نماینده حقوقی
pathognomomical نماینده ناخوشی
priority indicator نماینده اولویت
pathognomic نماینده ناخوشی
overseas agent نماینده خارجی
deputies وکیل نماینده
representative elements عناصر نماینده
manufacturer's agent نماینده تولیدکننده
manufacturer's agent نماینده سازنده
legates نماینده پاپ
representation تمثال نماینده
check indicator نماینده مقابله
representations تمثال نماینده
represent نماینده بودن
by depty بوسیله نماینده
represents نماینده بودن
parliamentarian نماینده مبرز
customs agent نماینده گمرکی
expessive حاکی نماینده
represented نماینده بودن
envoi مامور نماینده
consular agent نماینده کنسولی
parliamentarians نماینده مبرز
assignee نماینده مامور
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
full length نماینده تمام قدانسان
shipping agent نماینده شرکت کشتیرانی
lord lieutenant نماینده پادشاه در ایالات
exponent شرح دهنده نماینده
exponents شرح دهنده نماینده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com