Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (21 milliseconds)
English
Persian
sampling
نمونه برداری مزه کردن
Search result with all words
sample
نمونه برداری کردن
sampled
نمونه برداری کردن
Other Matches
acceptance sampling
نمونه برداری جهت پذیرش نمونه قبولی
sampling
نمونه برداری
samplery
نمونه برداری
auger
مته نمونه برداری
bed load sampling
نمونه برداری از بار کف
core drilling
نمونه برداری با مته
autopolling
خود نمونه برداری
bottle silt sampler
نمونه برداری با بطری
biased sampling
نمونه برداری غیرتصادفی
polling list
سیاهه نمونه برداری
split spoon
قاشق نمونه برداری
sampling rate
نرخ نمونه برداری
acceptance sampling
پذیرش کالاپس از نمونه برداری
sampling in motion
نمونه برداری در حال انتقال
node
محل برخورد بردارهادر نمونه برداری
nodes
محل برخورد بردارهادر نمونه برداری
aliasing
اثرات بصری نامطلوب تصاویرتولید شده کامپیوتری درنتیجه استفاده از روشهای نادرست نمونه برداری staircasing
modules
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
module
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
xerographic
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerography
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
stencil
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
sampled
نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
sample
نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
hectograph
ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
surveys
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
sampling
نمونه گیری برداشت نمونه
to pattern out
ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
stripping
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
exploiting
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
standarize
با نمونه یا عیار قانونی مطابقت کردن استاندارد کردن
operate
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
proofread
نمونه خوانی کردن
proofreads
نمونه خوانی کردن
proofreading
نمونه خوانی کردن
exploit
بهره برداری کردن از
exploiting
بهره برداری کردن از
utilizing
بهره برداری کردن
utilising
بهره برداری کردن
mapping
نقشه برداری کردن
tapping
بهره برداری کردن از
utilizes
بهره برداری کردن
tap
بهره برداری کردن از
exploits
بهره برداری کردن از
tapped
بهره برداری کردن از
utilises
بهره برداری کردن
safing
چاشنی برداری کردن
utilised
بهره برداری کردن
defraud
کلاه برداری کردن
defrauded
کلاه برداری کردن
defrauding
کلاه برداری کردن
defrauds
کلاه برداری کردن
utilize
بهره برداری کردن
unveiling
نمودار کردن پرده برداری
unveils
نمودار کردن پرده برداری
unveiled
نمودار کردن پرده برداری
photo imagery
عکس برداری کردن از زمین
unveil
نمودار کردن پرده برداری
operate
عمل کردن بهره برداری کردن
operated
عمل کردن بهره برداری کردن
operates
عمل کردن بهره برداری کردن
undisturbed sample
نمونه گیری بهم نخورده نمونه دست نخورده
natural dyes
رنگینه های طبیعی
[که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
To take an invevtory.
صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
geodesy
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
utilising
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizes
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
paragons
رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
paragon
رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
geodetic datum
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
trig list
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
phototostat
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
bessel method
پیدا کردن محل توقفگاه به روش بسل سیستم نقشه برداری بسل
redundancies
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancy
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
salami technique
کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
maps
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
survey station
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
field control
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
copies
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copied
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copying
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copy
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
patterns
نمونه
exemplar
نمونه
models
نمونه
calligraph
نمونه
modeled
نمونه
exemplars
نمونه
pattern
نمونه
copyslip
نمونه
formats
نمونه
model
نمونه
format
نمونه
precedents
نمونه
precedent
نمونه
ensample
نمونه
representative
نمونه
paradigms
نمونه
paragons
نمونه
paragon
نمونه
modelled
نمونه
representatives
نمونه
paradigm
نمونه
specimens
نمونه
progenitors
نمونه
copies
نمونه
copy
نمونه
module
نمونه
instance
نمونه
progenitor
نمونه
typicalness
نمونه
specimen
نمونه
sampling
نمونه
type
نمونه
typed
نمونه
forme
نمونه
types
نمونه
foretype
نمونه
modules
نمونه
copied
نمونه
sampled
نمونه
examples
نمونه
example
نمونه
schemata
نمونه
breadboard
نمونه
strickle
نمونه
schema
نمونه
copying
نمونه
sample
نمونه
instances
نمونه
embodiment
در برداری
vector
برداری
decerebration
مخ برداری
vectors
برداری
per sample
طبق نمونه
test piece
نمونه ازمایشی
patterning
نمونه سازی
coring
نمونه گیری
test model
نمونه ی ازمایش
core sample
نمونه استوانهای
sampled
نمونه قراردادن
sampled
نمونه کالا
prototypes
نمونه نخستین
standard
نمونه قانونی
sample
نمونه گرفتن
sample
واحد نمونه
biased sample
نمونه سودار
archetypes
نمونه اولیه
archetype
نمونه اولیه
breadboard
نمونه تابلویی
phony
مدل یا نمونه
modeling
نمونه سازی
test specimen
نمونه ی ازمایش
test piece
نمونه ازمایش
test specimen
نمونه ازمایشی
by the square
مطابق نمونه
sight form
نمونه رصد
pilot model
نمونه ازمایشی
cells
فرف نمونه
standards
نمونه قانونی
model
نمونه اصلی
cell
فرف نمونه
sampling
نمونه گیری
typified
نمونه دادن
pilot production
تولید نمونه
pattern making
نمونه سازی
sampled
نمونه گرفتن
specimen signature
نمونه امضاء
sampled
واحد نمونه
sample
نمونه کالا
sample
نمونه قراردادن
pilot plant
کارخانه نمونه
pilot plant
کارگاه نمونه
test specimen
نمونه ازمایش
prototype
نمونه ازمایشی
probability sample
نمونه احتمالاتی
sample data
داده نمونه
typal
شبیه نمونه
gauge
سنجیدن نمونه
gauged
سنجیدن نمونه
screamer
نمونه بسیارخوب
gauges
سنجیدن نمونه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com