English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (8 milliseconds)
English Persian
No harm meant! نمی خواهم توهین کنم!
No offence! نمی خواهم توهین کنم!
Other Matches
libels توهین
libelling توهین
aspersion توهین
libelled توهین
contumely توهین
disgraced توهین
disgrace توهین
insulted توهین
disgraces توهین
insult توهین
indignity توهین
indignities توهین
libeling توهین
vituperation توهین
snash توهین
offense,etc توهین
defamation توهین
flouts توهین
flouting توهین
offence توهین
insultation توهین
flouted توهین
offenses توهین
flout توهین
libeled توهین
libel توهین
sacrilege توهین به مقدسات
blasphemies توهین به مقدسات
defamer توهین کننده
to give offences to توهین کردن
bespatter توهین کردن
humiliatory توهین امیز
affrontive توهین امیز
insultingly توهین کنان
affronter توهین کننده
no offences was meant توهین نبود
offense اهانت توهین
blasphemy توهین به مقدسات
libels توهین کردن به
libelled توهین کردن به
libeling توهین کردن به
disparagement توهین بی اعتباری
humiliatingly توهین امیز
offence اهانت توهین
offenses اهانت توهین
libel توهین کردن به
aspersive توهین امیز
humiliating توهین امیز
libelling توهین کردن به
disgracing توهین امیز
insulted توهین کردن به
insolence توهین غرور
insulting توهین امیز
defamatory توهین امیز
insult توهین کردن به
libeled توهین کردن به
abusive بدزبان توهین امیز
wite توهین سرزنش کردن
pratfall امر توهین امیز
insulted دشنام توهین کردن
insult دشنام توهین کردن
affront آشکارا توهین کردن
affronting اشکارا توهین کردن
affronts اشکارا توهین کردن
an unwarranted insult توهین ناروایا بی جهت
fay شوخی توهین امیزکردن
i shall be خواهم بود
i will go خواهم رفت
to beg your pardon پوزش می خواهم
to beg your pardon معذرت می خواهم
excuse me پوزش می خواهم
i shall go خواهم رفت
contempt [criminal offence] توهین به دادگاه [جرم جنایی]
contempt of court توهین به دادگاه [جرم جنایی]
self abuse استمناء با دست توهین بنفس
Please excuse me . عذرمی خواهم ( ببخشید )
I'd like to reserve ... می خواهم یک ... رزرو کنم؟
I want to take a couple of days off . یک ردوروز مرخصی می خواهم
I am thinking of your own good. من خو بی شما رامی خواهم
I'd like to see Mr. ... من می خواهم آقای ... را ببینم.
wills فعل کمکی "خواهم "
he said i will come اوگفت خواهم امد
he said گفت خواهم امد
will فعل کمکی "خواهم "
he said گفت که خواهم امد
he said he shoued go اوگفت خواهم رفت
i will see sbout it من به ان رسیدگی خواهم کرد
willed فعل کمکی "خواهم "
that insult این توهین اوراسخت ازرده کرد
I'll look into the matter. من موضوع را دنبال خواهم کرد.
I'd like to see Mr. ... من می خواهم آقای ... را ملاقات کنم.
I'd like a train timetable. من برنامه حرکت قطارها را می خواهم.
I ll pay him back in his own coin . حقش را کف دستش خواهم گذارد
I would like to have something to drink . می خواهم گلویی تازه کنم
i wish you happiness خوشی یا سعادت شما را می خواهم
i will return his kindness مهربانی او را تلافی خواهم کرد
i beg your pardon پوزش میخواهم معذرت می خواهم
I dont know and I dont want to know . نه می دانم ونه می خواهم بدانم
I want my steak well done. می خواهم استیکم خوب پخته با شد
I wI'll sign for him . من بجای اوامضاء خواهم کرد
I'll be at home today . امروز منزل خواهم بود
I'd like to confirm my flight. می خواهم پروازم را اوکی کنم.
I'd like to confirm my flight. می خواهم پروازم را تائید کنم.
He owes me some money. از او پول می خواهم (طلب دارم )
I'd like to cancel my flight. می خواهم پروازم را کنسل کنم.
I'd like to cancel my flight. می خواهم پروازم را لغو کنم.
sanshifter واژه توهین امیز برای نفردونده جلویی
I'll do that. من این کار را انجام خواهم داد.
with you بی پرده با شما سخن خواهم گفت
I'd like to have a place of my own [to call my own] . من منزل خودم را می خواهم داشته باشم.
I will be instigating [initiating] legal proceedings. من دعوی حقوقی را آغاز خواهم کرد.
Don't let me keep you. نمی خواهم که خیلی معطلتان کنم.
I wI'll achieve my purpose (goals) quietly. بی سروصدا منظورم راعملی خواهم کرد
i wish you a happy new year سال نوسعیدی را برای شما می خواهم
I'd like to book a flight to london. یک پرواز به لندن می خواهم رزرو کنم.
I'll think it over. در این خصوص فکر خواهم کرد.
I'd like to leave my luggage, please. من می خواهم اسباب و اثاثیه ام را تحویل بدهم.
I would like to [ undress] take off my clothes. من می خواهم [لخت بشوم] لباسهایم را در بیاورم.
i will send him my book کتاب خود را برای او خواهم فرستاد
i will speak to him about it در این خصوص با او صحبت خواهم کرد
I don't want to say anything about that. من نمی خواهم در باره آن مورد نظری بدهم.
I wI'll do that all by myself. من خودم بتنهایی آنرا انجام خواهم داد
This is just what I want . This is the very thing I want . این دقیقا" همان چیزی است که می خواهم
I would like tovisit ( see, meet ) you more often . می خواهم باز هم بیشتر پیش شما بیایم
I wI'll sign for (on behalf of)my brother. از طرف (سوی )برادرم امضاء خواهم کرد
Talking of Europe ,please allow me … حالا که صحبت از اروپ؟ است اجازه می خواهم ...
I want to get off at St. Paul's. من می خواهم ایستگاه سانت پالس پیاده شوم.
I'll speak at length on this subject. دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
I wI'll do it on my own responsibility . به مسئولیت خودم این کاررا خواهم کرد
I want to look at old coins. من می خواهم سکه های قدیمی را تماشا کنم.
tomorow morning . I wI'll leavew for london. فردا صبح بسوی لندن حرکت خواهم کرد
It makes me sick just thinking about it! وقتی که بهش فکر می کنم می خواهم بالا بیاورم!
You have to listen to me. شما باید به من گوش بکنید [ببینید چی می خواهم بگویم] .
I'll get you all fixed up. همه چیز را برایتان درست وروبراه خواهم کرد
I want to depart tomorrow morning [noon, afternoon] at ... o'clock. من می خواهم فردا صبح [ظهر شب] ساعت ... حرکت کنم.
I wI'll go flat out to do it. بهر جان کندنی باشد اینکا رراانجام خواهم داد
I'll call him tomorrow - no, on second thoughts, I'll try now. من فردا با او [مرد] تماس خواهم گرفت - پس ازفکربیشتری، من همین حالا سعی میکنم.
purging a contempt of court جریمه اهانت به دادگاه غرامت توهین به دادگاه
One day I want to have a horse of my very own. روزی من می خواهم یک اسب داشته باشم که شخصا به من تعلق داشته باشد.
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
libel هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels هجو نامه یا توهین نامه افترا
I wI'll gradually get used to it . یواش یواش عادت خواهم کرد
viyuperate توهین کردن سرزنش کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com