Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English
Persian
to fill in
نوشتن خاکریزی کردن
Other Matches
filling up
خاکریزی کردن
aggrade
خاکریزی کردن
to f.with earth
خاکریزی کردن
scrawls
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
write protect
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
DVD
درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
photodigital memory
سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
fill
خاکریزی
fills
خاکریزی
embankment
خاکریزی
embankments
خاکریزی
earth filling
خاکریزی
filling
بتونه خاکریزی
earthworks
خاکریزی وخاکبرداری
fillings
بتونه خاکریزی
fill up
خاکریزی نمودن
slope of embankment
شیروانی خاکریزی
drain embankment of dam
خاکریزی زهکش سد
soil for filling up
خاک برای خاکریزی
embankment condition
حالت یا شرائط خاکریزی
selected fill
مصالح انتخابی برای خاکریزی
encipher
برمز نوشتن رمز نوشتن
referred
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refers
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refer
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
berm
خاکریزی پله مانندی که در دو طرف کانال به صورت مورب ریخته میشود
to commit to paper
نوشتن ثبت کردن
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
spelled
املاء کردن درست نوشتن
prescribe
نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribed
نسخه نوشتن تعیین کردن
spell
املاء کردن درست نوشتن
annotation
نوشتن تذکرات تقریظ کردن
annotations
نوشتن تذکرات تقریظ کردن
to draw up a contract
قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
spells
املاء کردن درست نوشتن
prescribes
نسخه نوشتن تعیین کردن
overwrite
جانویسی کردن جای نوشتن
commentating
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentates
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentated
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentate
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
prescribing
نسخه نوشتن تعیین کردن
rubricize
بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
rubricate
بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
interpage
در روی صفحههای میانی چاپ کردن یا نوشتن
writes
سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
write
بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
write
سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
writes
بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
anthill
خاکریزی که مورهنگام لانه سازی در اطراف لانه خود ایجاد میکند
opened
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opens
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
open
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
phoneticism
عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
write permit ring
چرخ نوار مغناطیسی که امکان نوشتن مجدد یا پاک کردن به نوارمیدهد
crashingly
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashes
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crash
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
erasable
قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
he dose not know how to write
نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
declarative statement
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declaration
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarations
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
macro
کلمهای که برای بیان تعدادی دستور یا ساده کردن نوشتن برنامه به کار می رود
programs
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
program
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
head
دیسک مخصوص برای تمیز کردن نوک خواندن / نوشتن دیسک
degauss
پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
alphabetize
به ترتیب الفبا نوشتن باحروف الفبا بیان کردن
graphics
تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
write protect
قسنت کوچکی در فلاپی دیسک که حرکت داده شود مانع هر گونه نوشتن یا پاک کردن دیسک میشود
graphics
پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
hyphen
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
hyphens
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
inscribed
نوشتن
write head
هد نوشتن
penned
نوشتن
scrawl
بد نوشتن
scrawls
بد نوشتن
scrawled
بد نوشتن
inscribes
نوشتن
to put down
نوشتن
inscribing
نوشتن
scrawling
بد نوشتن
inscribe
نوشتن
pen
نوشتن
penning
نوشتن
to reduce to writing
نوشتن
scribbling
بد نوشتن
put down
<idiom>
نوشتن
scribbles
بد نوشتن
set down
نوشتن
scribble
بد نوشتن
writes
نوشتن
scribbled
بد نوشتن
to set down
نوشتن
write
نوشتن
to drive a pen or quill
نوشتن
pt down
نوشتن
pens
نوشتن
indite
نوشتن
superscrible
نوشتن
tabling
در فهرست نوشتن
to dip ones pen in gall
سخت نوشتن
autographs
دستخط نوشتن
autographing
دستخط نوشتن
autographed
دستخط نوشتن
gloss
حاشیه نوشتن بر
itemize
به اقلام نوشتن
itemized
به اقلام نوشتن
tabled
در فهرست نوشتن
tables
در فهرست نوشتن
rewrite
دوباره نوشتن
write-offs
زود نوشتن
tired of writing
خسته از نوشتن
itemizes
به اقلام نوشتن
rewrite
باز نوشتن
table
در فهرست نوشتن
itemising
به اقلام نوشتن
autograph
دستخط نوشتن
jots
با شتاب نوشتن
penmanship
طرز نوشتن
preambles
مقدمه نوشتن
itemizing
به اقلام نوشتن
prose
نثر نوشتن
preface
دیباچه نوشتن
programs
برنامه نوشتن
itemised
به اقلام نوشتن
program
برنامه نوشتن
prefaced
دیباچه نوشتن
list
در فهرست نوشتن
itemises
به اقلام نوشتن
rewrites
دوباره نوشتن
prefacing
دیباچه نوشتن
scrolls
کتیبه نوشتن
jot
با شتاب نوشتن
preamble
مقدمه نوشتن
prefaces
دیباچه نوشتن
jotted
با شتاب نوشتن
write-off
زود نوشتن
annotated
حاشیه نوشتن
annotate
یادداشت نوشتن
annotate
حاشیه نوشتن
overwrite
جای نوشتن
overwrite
زیاد نوشتن
overwrite
دومرتبه نوشتن
over write
جای نوشتن
r/w
خواندن- نوشتن
annotate
تفسیر نوشتن
poeticize
شعر نوشتن
poetize
شعر نوشتن
precis
خلاصه نوشتن
annotated
یادداشت نوشتن
annotated
تفسیر نوشتن
annotates
حاشیه نوشتن
annotates
یادداشت نوشتن
annotates
تفسیر نوشتن
annotating
حاشیه نوشتن
annotating
یادداشت نوشتن
annotating
تفسیر نوشتن
pens
خامه نوشتن
enlists
درفهرست نوشتن
enlisting
درفهرست نوشتن
rewriting
باز نوشتن
rewriting
دوباره نوشتن
rewrites
باز نوشتن
scribbled
باشتاب نوشتن
miswrite
اشتباه نوشتن
scribble
باشتاب نوشتن
read/write
خواندن- نوشتن
read/write head
هدخواندن- نوشتن
rewritten
دوباره نوشتن
rewritten
باز نوشتن
rewrote
دوباره نوشتن
penning
خامه نوشتن
scribbling
باشتاب نوشتن
penned
خامه نوشتن
scribbles
باشتاب نوشتن
enlist
درفهرست نوشتن
pen
خامه نوشتن
scroll
کتیبه نوشتن
rewrote
باز نوشتن
write off
زود نوشتن
notes
نت موسیقی نوشتن
handwrite
بادست نوشتن
graphomania
شهوت نوشتن
write-ups
به تفصیل نوشتن
write-up
به تفصیل نوشتن
write up
به تفصیل نوشتن
invoicing
فاکتور نوشتن
editorializing
سرمقاله نوشتن
invoices
فاکتور نوشتن
invoiced
فاکتور نوشتن
editorializes
سرمقاله نوشتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com