English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (28 milliseconds)
English Persian
cryptanalyze نوشته رمزی را کشف کردن
Other Matches
cryptogram نوشته رمزی
cryptograph نوشته رمزی
cryptanalysis کشف نوشته رمزی
cyphers رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cipher رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
authentication code سیستم نشانی رمزی معرفهای رمزی
codress نوعی پیام که کلیه متن ان فقط به رمز ارسال میشود گیرندگان رمزی پیام باادرس رمزی
encode رمزی کردن
encodes رمزی کردن
mystifies رمزی کردن
mystified رمزی کردن
code رمزی کردن
mystify رمزی کردن
mystifying رمزی کردن
codification رمزی کردن
demodulate از مخابرات رادیویی مطالب رمزی کشف کردن
which transponder علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
codifies رمزی کردن تدوین کردن
codify رمزی کردن تدوین کردن
codifying رمزی کردن تدوین کردن
ad-libs بدون نوشته صحبت کردن
ad-libbing بدون نوشته صحبت کردن
ad-libbed بدون نوشته صحبت کردن
ad-lib بدون نوشته صحبت کردن
It is written for our benefit نوشته کردن برای ما فایده دارد
codress procedure روش ذکر گیرندگان به صورت رمزی روش رمز کردن کلیه پیام
wand دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
wands دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
self compiling compiler کامپایلری که به زبان اصلی خودش نوشته شده و قابلیت کامپایل کردن خود را نیز دارد
orphans خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphaned خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphan خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
emblematic رمزی
allegorical رمزی
enigmatical رمزی
symbolically رمزی
allusive رمزی
allegoric رمزی
monogrammatic رمزی
runic رمزی
symbolic رمزی
furtive رمزی
in petto رمزی
encoded رمزی
backstairs رمزی
figurative رمزی
mystic رمزی
emblematical رمزی
mystics رمزی
cryptic رمزی
cryptically رمزی
coded رمزی
occult رمزی
mystic sense معنی رمزی
mystic participation اشتراک رمزی
watchword کلمه رمزی
code words کلمات رمزی
code word کلمات رمزی
puzzle lock قفل رمزی
undercover رمزی جاسوس
watchwords کلمه رمزی
symbolic رمزی اشاری
formulas قاعده رمزی
occult سری رمزی
figurative رمزی کنایهای
cryptocorrespondence مکاتبات رمزی
symbolically رمزی اشاری
coded character دخشه رمزی
encoded رمزی شده
symbolic logic منطق رمزی
formal logic منطق رمزی
esoteric رمزی درونی
formula قاعده رمزی
formulae قاعده رمزی
cryptocommunication ارتباط ومخابرات رمزی
mystically بطور رمزی یا استعماری
tokens معجزه علامت رمزی
coded decimal رقم دهدهی رمزی
semiotic مکتب علائم رمزی
cryptosecurity حفافت مکاتبات رمزی
cypher حروف یامهر رمزی
phase encoded رمزی شده با فاز
semeiotic مکتب علائم رمزی
token معجزه علامت رمزی
sigil علامت نجومی علائم رمزی
numerology مبحث معانی رمزی اعداد
to crack a code رمزی [گاوصندوق یا رایانه] را شکندن
tokens کلمه رمزی علامت مشخصه
symbolization استعمال علائم ونشانهای رمزی
cryptorelated informations اطلاعات مربوط به مکاتبات رمزی
token کلمه رمزی علامت مشخصه
pressmark حروف رمزی مشخصه کتب کتابخانه
symbology مبحث مطالعه علائم ونشانههای رمزی
symbolism نمایش بوسیله علائم مکتب رمزی
formulation دستور سازی تبدیل به قاعده رمزی
cipher فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
ciphers فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
cyphers فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
monitor به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
monitors به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
monitored به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
open code سیستم رمزی که به صورت کشف مخابره میشود
typographies فن بیان وتعریف چیزی بصورت علائم ونشانههای رمزی
repeating key روش رمزی که همراه با تکرار یک کلید رمز میباشد
typography فن بیان وتعریف چیزی بصورت علائم ونشانههای رمزی
signals علامتهای رمزی قراردادی بین اعضای تیم برای مانورهای معین
opuses نوشته
deposition نوشته
text نوشته
opus نوشته
depositions نوشته
writs نوشته
record نوشته
scrip نوشته
epigraph نوشته
writ نوشته
texts نوشته
letter نوشته
letters نوشته
manuscript نوشته
manuscripts نوشته
papeteries نوشته
inscription نوشته
paper work نوشته
inscriptions نوشته
ancient manuscript نوشته قدیمی
writing نوشته نوشتجات
hand writing دست نوشته
written نوشته شده
handwriting دست نوشته
petrograph سنگ نوشته
hierogram نوشته قدس
it is written that نوشته اندکه
pseudograph نوشته جعلی
petroglyph سنگ نوشته
writings نوشته نوشتجات
callout نوشته راهنما
manuscript دست نوشته
chirograph دست نوشته
stereograph نوشته یاتصویر برجسته نما برجسته نما کردن
poison pen نوشته غرض الود
scrolls نوشته یافهرست طولانی
cartouche لوح نوشته مزین
imperscriptible فاقد اجازه نوشته
it is written that نوشته شده است که
pornography نوشته شهوت انگیز
overwrite نوشته داده در محلی
number عدد نوشته شده
numbers عدد نوشته شده
pornograph نوشته ها و عکسهای رکیک
opusculum اثریا نوشته بی اهمیت
scroll نوشته یافهرست طولانی
letter press نوشته وابسته به عکسها
triglot به سه زبان نوشته شده
numerals عدد نوشته شده و..
inscriptions نقش نوشته خطی
packaged software بسته پیش نوشته
graphically بطور نوشته یا منقوش
psychogram پیام نوشته روح
inscription نقش نوشته خطی
erotica نوشته ها واصطلاحات عاشقانه
applications معمولا به صورت نوشته
numeral عدد نوشته شده و..
application معمولا به صورت نوشته
repetitive letter نوشته شده است
spelling group حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
jotting چیزیکه با عجله نوشته شده
purple passage نوشته اراسته به صنایع بدیعی
accounting package بسته پیش نوشته حسابداری
autographic نوشته شده با دست خودمصنف
superscription عنوان نوشته روی چیزی
bilingual بدو زبان نوشته شده
legend نوشته روی سکه ومدال
blasphemous نوشته وگفته کفر امیز
fill out <idiom> نوشتن حقایقی که نوشته شدهاند
hyphenated نوشته شده با فضای خالی
legends نوشته روی سکه ومدال
purple patch نوشته اراسته به صنایع بدیعی
graffiti نوشته تصویر ویا پوستریکهبردیوارمیچسبانند
writing چیزی که نوشته شده است
epitaph نوشته روی سنگ قبر
epitaphs نوشته روی سنگ قبر
numerals اعداد نوشته شده IV, III, II , I و...
writings چیزی که نوشته شده است
slashed zero علامت نوشته یا چاپ شده
hic jacet نوشته روی سنگ قبر
numeral اعداد نوشته شده IV, III, II , I و...
cryptoparts بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
subscript چیزی که در پایین نامه نوشته شود
compilation جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته
postfix کلمه یا حرف نوشته شده پس از دیگری
modular accounting package برنامه پیش نوشته حسابداری واحدی
absolute address برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق
italic حرف به صورت itoloc نوشته شده
integrated accounting package بسته پیش نوشته حسابداری مجتمع
equations فرمولی که یک کامپیوتر آنالوگ نوشته برای حل
equation فرمولی که یک کامپیوتر آنالوگ نوشته برای حل
ballot رای مخفی مجموع اراء نوشته
termination notice فسخ نوشته شده [قرارداد کاری]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com