Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
English
Persian
dipsey sinker
نوعی وزنه برای فرو بردن قلاب ماهیگیری
Other Matches
jigs
نوعی طعمه ماهیگیری مرکب از قلاب و پر
jig
نوعی طعمه ماهیگیری مرکب از قلاب و پر
plug
اسب مسابقه از نوع پست ونامناسب نوعی طعمه ماهیگیری با چند قلاب
plugging
اسب مسابقه از نوع پست ونامناسب نوعی طعمه ماهیگیری با چند قلاب
plugs
اسب مسابقه از نوع پست ونامناسب نوعی طعمه ماهیگیری با چند قلاب
lured
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
lures
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
luring
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
lure
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
surfcasting rod
چوب ماهیگیری برای قلاب اندازی در موج
ledgering
ماهیگیری بااستفاده از وزنه
sinker
وزنه سربی ماهیگیری
sinkers
وزنه سربی ماهیگیری
terminal tackle
راهنما و وزنه وصل به انتهای نخ ماهیگیری
terminal rig
طعمه راهنما و وزنه وصل به انتهای نخ ماهیگیری
long shot
شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
fish hook
قلاب ماهیگیری
angle
قلاب ماهیگیری
angles
قلاب ماهیگیری
fishhook
قلاب ماهیگیری
double hook
قلاب ماهیگیری دو طرفه
treble hook
قلاب ماهیگیری سه طرفه
squids
قلاب سنگین ماهیگیری
barbs
انحنای قلاب ماهیگیری
barb
انحنای قلاب ماهیگیری
squid
قلاب سنگین ماهیگیری
sportfishing
ورزش ماهیگیری با قلاب ونخ
gang hook
دو یا سه قلاب ماهیگیری متصل بهم
false cast
پرتاب تمرینی قلاب ماهیگیری
snell
وصل کردن نخ به قلاب ماهیگیری
curvecast
پرتاب قوسی شکل قلاب ماهیگیری
belly
کلفت ترین قسمت قلاب ماهیگیری
spin casting
پرتاب قلاب ماهیگیری باوسایل چرخان
spinning
پرتاب نخ و قلاب ماهیگیری باوسایل چرخان
backhand cast
انداختن قلاب ماهیگیری ازپشت دست
bellies
کلفت ترین قسمت قلاب ماهیگیری
trolls
بستن نخ و قلاب ماهیگیری به پشت قایق متحرک
bottom bouncing
ماهیگیری با قایق و تکان دادن پی درپی قلاب
fly tying
گره زدن طعمه مصنوعی به قلاب ماهیگیری
leaders
قطعه ریسمان بین نخ اصلی و قلاب ماهیگیری
troll
بستن نخ و قلاب ماهیگیری به پشت قایق متحرک
live lining
ماهیگیری در رودخانه که نخ و قلاب با جریان اب حرکت می کنند
leader
قطعه ریسمان بین نخ اصلی و قلاب ماهیگیری
baited
خوراک دادن طعمه رابه قلاب ماهیگیری بستن
bait
خوراک دادن طعمه رابه قلاب ماهیگیری بستن
trace
علامت باقیمانده روی یخ اسکیت راهنمای قلاب ماهیگیری
baits
خوراک دادن طعمه رابه قلاب ماهیگیری بستن
traces
علامت باقیمانده روی یخ اسکیت راهنمای قلاب ماهیگیری
traced
علامت باقیمانده روی یخ اسکیت راهنمای قلاب ماهیگیری
still fishing
ماهیگیری با روش ثابت نگهداشتن نخ و قلاب تا ماهی بسراغ ان بیاید
deal lift
بلند کردن وزنه تا کمر وپایین بردن
indiana
نوعی قرقره ماهیگیری
june bug
نوعی قرقره ماهیگیری
spinner
نوعی طعمه ماهیگیری چرخان
perfection loop knot
نوعی گره قرنیهای در انتهای نخ ماهیگیری
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
bucktail
نوعی حشره بعنوان طعمه ماهیگیری در زیر اب
bugging
نوعی حشره مصنوعی بعنوان طعمه ماهیگیری روی اب
bug
نوعی حشره مصنوعی بعنوان طعمه ماهیگیری روی اب
bugs
نوعی حشره مصنوعی بعنوان طعمه ماهیگیری روی اب
dropper
قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
droppers
قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
multipoundage syatem
روش تمرین وزنه برداری باکاستن وزنه هنگام سختی کار
squatted
وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squats
وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squat
وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squatting
وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
light and heavy system
روش تمرین وزنه برداری بافزونی تدریجی وزنه
fishable
مناسب یا مجاز برای ماهیگیری
shot putter
شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
shot putters
شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
spool
قرقره استوانهای برای پیچیدن نخ ماهیگیری
spools
قرقره استوانهای برای پیچیدن نخ ماهیگیری
sinkers
وزنه ریسمان ماهی گیری وزنه
sinker
وزنه ریسمان ماهی گیری وزنه
sportfisherman
قایق موتوری بزرگ برای ماهیگیری دورازساحل
fly dope
ماده اغشته به طعمه ماهیگیری برای شناورشدن
jump fishing
ماهیگیری سیار برای کشف محل ماهیها
foot pound
مقدار نیروی لازم برای بلند کردن وزنه یک پوندی بارتفاع یک فوت.
bail
فلزی بشکل لا وصل به قرقره ماهیگیری برای پیچیدن نخ
put and take fishing
انداختن ذخیره ماهی به اب برای امادگی ماهیگیری درفصل
dapping
نوعی صید ماهی با بالا وپایین بردن طعمه تا مماس اب شود
shank
ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
carabiner
قلاب برای وصل طناب به محل اتکا
backing
کمان نوارپیچی شده برای ازدیادمقاومت نخ دخیره دور قرقره ماهیگیری
snap swivel
حلقه گردان با گیره فلزی برای وصل کردن طعمه ماهیگیری به ان
tags
جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
tag
جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
satyagraha
اصطلاح ابداعی گاندی پیشوای نهضت ملی هند برای به کار بردن قدرت روحی به جای خشونت وشدت عمل برای وصول به اهداف سیاسی و اجتماعی
fly casting
مسابقه پرتاب طعمه مصنوعی بدون قلاب برای سنجش دقت
shots
ساچمه وزنه برای مردان 62/7 کیلوگرم وبرای زنان 520/4 کیلوگرم
shot
ساچمه وزنه برای مردان 62/7 کیلوگرم وبرای زنان 520/4 کیلوگرم
toe weight
وزنه فلزی وصل به سم جلویی اسب در ارابه رانی برای تنظیم گامهای اسب
practice plug
وسیله کوچک پلاستیکی یالاستیکی شبیه طعمه ولی بدون قلاب برای تمرین یامسابقه نخ اندازی
It's to take away.
برای بردن است.
jacklight
ماهیگیری غیرمجاز در شب بکمک نورافکن نورافکن برای شکار غیر مجاز در شب
laughter
مسابقه اسان برای بردن
pantechnicon van
یکجوربارکش برای بردن اثاثیه
sinking line
نخی برای فرو بردن زیر اب
match points
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
laparotomy
شکافتن شکم برای پی بردن به بیماری
serves
گذراندن به سر بردن صودمند بودن برای
served
گذراندن به سر بردن صودمند بودن برای
serve
گذراندن به سر بردن صودمند بودن برای
match point
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
importing
بردن محصولات به کشوری برای فروش
import
بردن محصولات به کشوری برای فروش
imported
بردن محصولات به کشوری برای فروش
parkas
نوعی کت برای محافظت از باد و باران
calking chisel
نوعی اسکنه برای فاق دراوردن
pontoar
نوعی کرجی برای پل بندی کلک
fins
جلو و عقب بردن بازو در اب برای حرکت
fin
جلو و عقب بردن بازو در اب برای حرکت
make something out
<idiom>
ازپیش بردن برای دیدن یا خواندن چیزی
polyonymy
بکار بردن چند نام برای یک چیز
tumbrel or bril
ارابه دو چرخه برای بردن مهمات و ادوات
polyonging
بکار بردن چند نام برای یک چیز
rest and recuperation
عقب بردن پرسنل برای استراحت و تجدید قوا
cool out
راه بردن اسب برای خشک شدن عرق
herbicides
عاملی که برای از بین بردن علف ها وگیاهان بکارمیرود
herbicide
عاملی که برای از بین بردن علف ها وگیاهان بکارمیرود
logic
نشانه گرافیکی برای نمایش نوعی تابع منط قی
capacitance bridge
نوعی وسیله اندازه گیری خنثی برای فرفیت
bow line
نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
to offshore something
چیزی را
[برای سود بیشتر]
به خارج
[از کشور]
بردن
[اقتصاد]
hydroplane
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
hydroplaned
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
hydroplanes
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
ark
[نوعی قفسه برای آویزان کردن پوشاک کشیشان در کلیسا]
wire roll
نوعی سیم خاردار تاشو برای ساختن موانع ضد مکانیزه
hydroplaning
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
break out
نوعی حمله برای خارج کردن گوی از منطقه دفاعی
symbol
نشانه گرافیکی برای نمایش نوعی تابع منط قی در نمودار
bow compass
نوعی پرگار که برای رسم دایرههای کوچک بکار میرود
danc solution
نوعی محلول شیمیایی برای رفع الودگی عوامل تاول زا
mirror writing shadow reading
کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
calliper
نوعی پرگار که برای اندازه گیری ضخامت یا قطراجسام بکار میرود
Dizlyk
[نوعی قالیچه تزئینی کوچک که برای تزئین به زانوی شتر می بندند.]
caliper
نوعی پرگار که برای اندازه گیری ضخامت یا قطراجسام بکار میرود
bomb
تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
lifting
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
bombed out
تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
lift
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifted
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
bombed
تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
salomon damper
خفه کن دینامیکی برای بالانس میل لنگ و از بین بردن نیرهای نوسانی
bombs
تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
sea marker
نوعی رنگ یا پودر رنگی که برای علامت گذاری اب دریا به کار می رود
routing identifier
نوعی رمز سه کلمهای که برای شناسایی سیستمهای توزیع و تدارکات به کار می رود
dejagging
نوعی فن گرافیک کامپیوتری برای رسم خطوط صاف کاراکترها و چند ضلعی ها
adlib
نوعی کارت صدا برای کامپیوترهای شخصی با نوارگردان ابتدایی و توابع MIDI
walking ring
پیست بیضی شکل برای راه بردن و گرم کردن اسب پیش از مسابقه
hooked medallion
ترنج قلاب شکل
[در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
fishnet
نوعی تور که برای نگهداری یاکاشتن وسایل استتار در محل خود به کار می رود
typhoons
نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
typhoon
نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
crane hook
قلاب سرکابل بالابر جرثقیل قلاب یا چنگک جرثقیل
plaiting
[نوعی گیس بافی برای اتمام ریشه ها، در این روش که برای اتمام ریشه های فرش بکار می رود، جای آزاد گذاشتن نخ های چله آنرا بصورت اریبی دوتا دوتا یا بیشتر از لابلای یکدیگر رد کرده و نخ ها بسته به نظر آید.]
re entry vehicle
نوعی رسانگرهای فضایی که برای ورود به اتمسفر زمین در بخش پایانی مسیر خودطراحی شده اند
z scale
نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
Sound Blaster
نوعی کارت صوتی برای PC سازگار ساخت Creative habs که امکان ضبط صدا روی دیسک را میدهد
quails
نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
means ends analysis
نوعی روش استدلال که در یک کوشش برای کاهش تفاوتهااز نقطه شروع تا هدف به عقب و جلو نظر می اندازد
quail
نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
straddle trench
خندق یا نوعی سنگر عمیق خطی کوتاه که معمولا برای تهیه مستراح اردوگاهی مورد استفاده قرار می گیرد
machine address
نوعی برنامه زبان اسمبلی که برای تولید کد که فقط از آدرس و مقدار مطلق استفاده میکند تشکیل شده باشد
tacan
نوعی سیستم ناوبری الکترونیکی برای ناوبری هواپیماهای تاکتیکی
fibre
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fiber
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibres
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
box beam wing
نوعی ساختمان بال با محورطولی اصلی و دیوارهایی برای شکل دادن و استحکام بال
fustic wood
[نوعی چوب درخت توت که رنگ زردی از چوب آن برای رنگرزی پشم به دست می آید.]
quick out
نوعی پاس که گیرنده به جلومی دود و برای دریافت پاس به کنار تغییر مسیر میدهد
plug
[نوعی نخ رفو که در آن تکه ای از فرش دیگر را برای ترمیم پارگی یا سوختگی فرش ترمیمی به آن بافته با می دوزند.]
fire bee
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
blueprints
نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
blueprint
نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
bittersweet
نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
flexowriter
علامت تجارتی نوعی ماشین ابتدایی که برای تولید نوارکاغذی منگنه شده از داده هایی که از یک صفحه کلیدوارد شده اند استفاده می کرده است
air cooled oil cooler
نوعی خنک کننده روغن که ازجریان هوا برای خنک کردن روغن استفاده میکند
imbibes
تحلیل بردن فرو بردن
imbibing
تحلیل بردن فرو بردن
imbibed
تحلیل بردن فرو بردن
imbibe
تحلیل بردن فرو بردن
to push out
پیش بردن جلو بردن
asses' ears
نوعی گوشه
[نوعی شاخه]
ponderance
وزنه
where is the kilogramme weight ?
وزنه ....
short weight
وزنه کم
paper weight
وزنه
masochism
لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
counterweights
وزنه تعادل
counterweight
وزنه برابر
counterweights
وزنه برابر
bobs
وزنه قپان
counterweights
وزنه مقابل
counterweight
وزنه تعادل
lifter
وزنه بردار
sinker
وزنه نگهدار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com