English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
manifest need نیاز اشکار
Other Matches
disruptive pattern اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار
LUT مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند توسط برنامه بدون نیاز به محاسبه هر نتیجه در صورت نیاز
manifesting اشکار اشکار ساختن
manifest اشکار اشکار ساختن
manifested اشکار اشکار ساختن
manifests اشکار اشکار ساختن
clean کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
discretionary آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
burning disgrace اشکار
evident اشکار
open اشکار
apparent اشکار
crying اشکار
uncovered اشکار
out اشکار
flagrant اشکار
out- اشکار
patent اشکار
opens اشکار
opened اشکار
clears :اشکار
clearest :اشکار
clearer :اشکار
clear :اشکار
patents اشکار
patenting اشکار
patented اشکار
inevidence اشکار
conspicuous اشکار
plains اشکار
obvious اشکار
plainest اشکار
semblable اشکار
open-and-shut اشکار
open and shut اشکار
plainer اشکار
explicit اشکار
overt اشکار
plain اشکار
outed اشکار
inapparent نا اشکار
signal اشکار مشخص
opened ازاد اشکار
signaled اشکار مشخص
undisguised اشکار بی تلبیس
reveal اشکار کردن
signalled اشکار مشخص
revealed اشکار کردن
detect اشکار کردن
reveals اشکار کردن
detects اشکار کردن
detecting اشکار کردن
detected اشکار کردن
explicit اشکار صاف
avowals افهار اشکار
patently بطور اشکار
notoriously بطور اشکار
baring ساده اشکار
barest ساده اشکار
bares ساده اشکار
barer ساده اشکار
bared ساده اشکار
bare ساده اشکار
known اشکار ساختن
axioms حقیقت اشکار
open ازاد اشکار
glaring اشکار مشهور
visible مرئی اشکار
axiom حقیقت اشکار
evident to any one نزدهمه اشکار
avowal افهار اشکار
roundly بی پرده اشکار
transpicuous روشن اشکار
public عامه اشکار
kithe اشکار ساختن
frequency demodulation اشکار ساختن
explicit cost هزینه اشکار
overt behavior رفتار اشکار
explicit behavior رفتار اشکار
decryption اشکار سازی
decrypt اشکار ساختن
conspicuous defect عیب اشکار
amende honorable عذرخواهی اشکار
manifestations اشکار سازی
manifestation اشکار سازی
lay open اشکار کردن
let out اشکار ساختن
manifestative اشکار سازنده
transpicuous فرا اشکار
to reveal itself اشکار شدن
to make known اشکار ساختن
to lay open اشکار ساختن
self explaining واضح اشکار
self evident خود اشکار
revealer اشکار کننده
revealed preference ترجیح اشکار
revealed preference رجحان اشکار
visible balance تراز اشکار
market overt بازار اشکار
manifester اشکار کننده
it will manifest it self اشکار خواهد شد
self explanatory واضح اشکار
flagrantly باوقاحت اشکار
opens ازاد اشکار
detection اشکار سازی
self-explanatory واضح اشکار
unfolded اشکار کردن
unfolds اشکار کردن
unfold اشکار کردن
displaying اشکار کردن
displayed اشکار کردن
display اشکار کردن
displays اشکار کردن
unfolding اشکار کردن
manifest dream content محتوای اشکار رویا
palpably بطور محسوس یا اشکار
overt homosexuality همجنس خواهی اشکار
manifests صورت بار اشکار
self revelation خود اشکار سازی
the secret will open to me ان راز بمن اشکار
palpable قابل لمس اشکار
to make public اشکار یا علنی کردن
manifested صورت بار اشکار
manifest anxiety scale مقیاس اضطراب اشکار
open to the public اشکار در نزد همه
untold بی حساب اشکار نشده
manifesting صورت بار اشکار
revelations اشکار سازی افشاء
apparent electromotive force نیروی برقرانی اشکار
revelation اشکار سازی افشاء
obviously بطور اشکار یا معلوم
plain text متن واضح و اشکار
manifest صورت بار اشکار
it is obvious that اشکار یا بدیهی است که
peeping جوانه زدن اشکار شدن
quarries اشکار کردن معدن سنگ
quarrying اشکار کردن معدن سنگ
peep جوانه زدن اشکار شدن
oscillations تفکیک امواج اشکار سازی
peeps جوانه زدن اشکار شدن
quarry اشکار کردن معدن سنگ
to breathe one's simplicity بسادگی کسی اشکار شدن
unfolded فاش کردن اشکار شدن
taylor manifest anxiety scale مقیاس اضطراب اشکار تیلور
unfolding فاش کردن اشکار شدن
unfold فاش کردن اشکار شدن
peeped جوانه زدن اشکار شدن
oscillation تفکیک امواج اشکار سازی
unfolds فاش کردن اشکار شدن
to speak one's mind اندیشه خود را اشکار کردن رک سخن گفتن
noises اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
cold fault نقص کامپیوتر که به محض روشن کردن اشکار میشود
noise اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
self sufficing بی نیاز
needed نیاز
requirement نیاز
needing نیاز
demands نیاز
demanded نیاز
need نیاز
demand نیاز
need نیاز
want نیاز
needless بی نیاز
requirement نیاز
self-sufficient بی نیاز
demand نیاز
felt need نیاز هشیار
self-explanatory بی نیاز از توصیف
structural requirement نیاز استاتیکی
self explaining بی نیاز از توصیف
demands نیاز احتیاج
wanted نقصان نیاز
want نقصان نیاز
nurturance need نیاز مهرورزی
quasi need شبه نیاز
need gratification ارضای نیاز
self explanatory بی نیاز از توصیف
self contained برون بی نیاز
social need نیاز اجتماعی
construction need نیاز سازندگی
self-evident بی نیاز از اثبات
n affiliation نیاز پیوندجویی
affiliation need نیاز پیوندجویی
prerequisite پیش نیاز
demand نیاز احتیاج
prerequisites پیش نیاز
urgency of need ضرورت نیاز
capital requirement نیاز سرمایه
succorance need نیاز مهرطلبی
necessity نیاز نیازمندی
agamic بی نیاز ازتخم نر
sweet nothings راز و نیاز
requirement مورد نیاز
demanded نیاز احتیاج
achievement need نیاز پیشرفت
cognizance need نیاز شناخت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com