English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
semiterrestrial نیمه خاکی
Other Matches
overlap نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlaps نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
tractor group گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
assault craft ناوچههای هجومی اب خاکی قایق نفربرهجومی اب خاکی
antiamphibious minefield میدان مین ضد اب خاکی یا ضدعملیات اب خاکی دشمن
naval landing party تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
seahorses رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
interlap چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
seahorse رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
amphibious task group گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
pmos ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
cmos روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
semilustrous نیمه درخشان نیمه مجلل
splicing نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splice نیمه نیمه رویهم گذاشتن
spliced نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices نیمه نیمه رویهم گذاشتن
imbricate نیمه نیمه روی هم گذاشتن
semipublic نیمه عمومی نیمه دولتی
semi naufragium نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
half life نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
beneficial occupancy اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
from mid may to mid june از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
edaphic خاکی
earthborn خاکی
earthy خاکی
earth fill dam سد خاکی
terrestrial خاکی
embankment سد خاکی
embankments سد خاکی
embankment dam سد خاکی
dust colour خاکی
earth dam سد خاکی
amphibious اب خاکی
wood louse خر خاکی
mundane خاکی
worldly خاکی
tellurian خاکی
terrene خاکی
earthen خاکی
earthly خاکی
amphibious pack تک اب خاکی
earth-bound خاکی
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
amphibious operation عملیات اب خاکی
earthworm کرم خاکی
amphibious lift ترابری اب و خاکی
embankment دیوار خاکی
amphibious force نیروی اب خاکی
earthiness طبیعت خاکی
amphibious pack بارهای اب خاکی
terrestrial زمین خاکی
amphibious reconnaissance شناسایی اب خاکی
amphibious tank تانک اب خاکی
fuse plug سرریز خاکی
amphibious transport ship ترابر اب خاکی
dun سمند خاکی
geophyte گیاه خاکی
earthiness خاکی بودن
embankments دیوار خاکی
alkaline earth قلیایی خاکی
earthworms کرم خاکی
amphibian وسیله اب و خاکی
amphibian هواپیمای اب و خاکی
dew worm کرم خاکی
amphibian ابی خاکی
earethliness خاکی بودن
amphibious vehicle خودروی اب خاکی
earth born خاکی فانی
earth dam بند خاکی
adaphic organism زیستمند خاکی
earth road راه خاکی
earthworks عملیات خاکی
angleworm کرم خاکی
earth work کارهای خاکی
earth work عملیات خاکی
amphibious خاکی و ابی
ground ivy پاپیتال خاکی
homogeneous earth dam سد خاکی همگن
khaki خاکی رنگ
milliped جنس خر خاکی
mold etc خاکی کردن
soils خاکی کردن
soiling خاکی کردن
soil خاکی کردن
bordered پشته خاکی
pulverulence حالت خاکی
rain worm کرم خاکی
border پشته خاکی
zoned earth dam سد خاکی ناهمگن
milleped جنس خر خاکی
earthwork ختل خاکی
terricolous خاکزی خاکی
vallation دیوار خاکی
vault formed in the earth طاق خاکی
warping tug یدک کش اب خاکی
bordering پشته خاکی
landing forces قوای اب خاکی
staging تمرین اب خاکی
lobworm کرم خاکی
dust color رنگ خاکی
landing party گروه اب خاکی
shouldered دو طرف خاکی جاده
assault ships ناوهای هجومی اب خاکی
shouldering دو طرف خاکی جاده
verge شانه خاکی جاده
shoulders دو طرف خاکی جاده
benching جان پناه خاکی
verges شانه خاکی جاده
shoulder دو طرف خاکی جاده
advance force نیروی جلودار اب خاکی
alkaline earth metal فلز قلیایی خاکی
amphibious tractor خودروشنی دار اب خاکی
amphibious task force گروه رزمی اب خاکی
amphibious striking forces نیروهای ضربتی اب خاکی
amphibious squadron گردان عملیات اب خاکی
beach party گروه پیشرو اب خاکی
amphibious lift حمل ونقل اب خاکی
amphibious demonstration عملیات اب خاکی نمایشی
amphibious demonstration عملیات نمایشی اب خاکی
amphibious control group گروه کنترل اب خاکی
amphibious assault ship ناومخصوص هجوم اب و خاکی
amphibious assault ship ناو هجومی اب و خاکی
amphibian floats شناورهای ابی خاکی
alkaline earth oxide فلز قلیایی خاکی
amphibious transport dock ناومخصوص ترابری اب خاکی
boat team تیم قایق اب خاکی
vales زمین جهان خاکی
man of mould انسان خاکی یا فانی
vale زمین جهان خاکی
navvies کارگر کارهای خاکی
navvy کارگر کارهای خاکی
borrow area محل قرضه سد خاکی
landing ship dock اسکله فرود اب خاکی
joint amphibious operations عملیات مشترک اب خاکی
establishing authority فرماندهی نیروهای اب خاکی
brandling یکجور کرم خاکی
landing threshold استانه فرود اب خاکی
numbered wave امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
curf خاکی که اجر از ان تهیه میشود
amphibious command ship ناو فرماندهی عملیات اب خاکی
non cohesive soil خاکی که فاقد چسبندگی باشد
earthworks خاک کاری کارهای خاکی
khaki لباس کار خاکی رنگ
landing vehicle خود روشنی دار اب خاکی
landing threshold نقطه شروع عملیات اب خاکی
establishing authority مقام مسئول نیروهای اب خاکی
pay dirt <idiom> زیر خاکی پیدا کردن
amphibious transport dock ناو حمل و نقل اب خاکی
agc ناو فرماندهی نیروی اب خاکی
tractors قایق اب خاکی شنی دار
benching تختک خاکی پله بندی
barbette تپههای خاکی که توپها را بر ان قرارمیدهند
scraper یکی از ماشینهای عملیات خاکی
initiating directive دستورالعمل شروع عملیات اب خاکی
tractor قایق اب خاکی شنی دار
good مسیر خاکی مرطوب و محکم
What on earth shall I do now? حالاچه خاکی بسرم بریزم ؟
serials سریال راهپیمایی یااب خاکی سری
shore party گروه پیشرو ساحلی درعملیات اب خاکی
apotheosis رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
fuller's earth خاکی که درصافی اب وغیره بکار میرود
apotheoses رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
serial سریال راهپیمایی یااب خاکی سری
amphibious vehicle availability table جدول نمودار موجودی خودروهای اب خاکی
assault shipping ترابری دریایی در عملیات هجومی اب خاکی
boat team تیم سوارشونده در یک قایق در عملیات اب خاکی
causeway راه خاکی یا بنائی در زمین ابگیر
boat group ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
causeways راه خاکی یا بنائی در زمین ابگیر
beach master افسر لجستیک در عملیات اب خاکی رئیس اسکله
mounting area منطقه سوار شدن یکانهای اب خاکی یا هوابرد
attack transport ناوحمل و نقل شرکت کننده درنیروی اب خاکی
assault area diagram نمودار مشخصات منطقه هجوم عملیات اب خاکی
strength group گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
boat diagram دیاگرام محل قایقها درعملیات هجومی اب خاکی
range markers علامت تعیین کننده مسیر عملیات اب خاکی در شب
jahemmy جراثقال چرخدار مخصوص اخراجات ناوچههای اب خاکی
extraterrestrials بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
extraterrestrial بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
tine دندانه ماشینهائی که کارهای خاکی انجام میدهند
molehills توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
sea echelon بخشی از ناوهای هجومی که در عملیات اب خاکی در دریاباقی می ماند
molehill توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
aeolian soil خاکی که از مواد متشکله باد تشکیل یافته است
transfer area در عملیات اب خاکی منطقه نقل و انتقال نیروها ازناوچه ها به ساحل
windrow تل خاکی که هنگام کارماشینهای راه سازی در کنارجاده تشکیل میشود
transfer berth دوبه یا سکوی نقل و انتقال نیروها به ساحل از ناوچههای اب خاکی
division line خط نیمه
in noon of night در نیمه شب
semi نیمه
part way نیمه
stiffish نیمه شق
semis نیمه
half deck نیمه پل
mid- نیمه
midnight نیمه شب
mid نیمه
moiety نیمه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com