Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 188 (3 milliseconds)
English
Persian
i have got him on my brain
همیشه به اوفکر میکنم
Other Matches
everblooming
همیشه بهار همیشه شکوفا
evergreen
همیشه سبز همیشه بهار
evergreens
همیشه سبز همیشه بهار
hen and chickens
همیشه بهار همیشه بهار باغی
I'd like to think that ...
من فرض میکنم که ...
really
احساس میکنم
i suppose so
گمان میکنم
i wonder he did not catch cold
تعجب میکنم
i wonder at him
از دست او تعجب میکنم
Have a seat, please!
خواهش میکنم بفرمایید !
anticipating it
پیشبینی اش میکنم
[میشود]
please take a seat
خواهش میکنم بفرمایید
Looking forward to it
پیشبینی اش میکنم
[میشود]
i will note it down
یاد داشت میکنم
I'm proud of you.
من بهت افتخار میکنم.
I am just passing through.
از اینجا عبور میکنم.
I'll let you know when the time comes ( in due time ) .
وقتش که شد خبر میکنم
my sentiment toward him
انچه من راجع باواحساس میکنم
i suspect him to be a liar
گمان میکنم دروغگو باشد
I've got the munchies.
یکدفعه احساس گرسنگی میکنم.
i rely or your secrecy
من به رازداری شما اطمینان میکنم
i imagine him to be my friend
من تصور میکنم که او دوست من است
i imagine he is my friend
من تصور میکنم او دوست من است
Am I right in assuming that ...?
آیا درست فرض میکنم که ...
Am I right in thinking ...
آیا درست فکر میکنم که ...
I'm working on it.
دارم روش کار میکنم.
I think there is a mistake in the bill.
من فکر میکنم اشتباهی در صورتحساب هست.
Please take my suitcase.
خواهش میکنم چمدانم را برایم بیاورید.
now nonsense now
خواهش میکنم چرند گفتن رابس کن
Please take that bag.
خواهش میکنم آن کیف را برایم بیاورید.
Have a seat, please!
خواهش میکنم روی صندلی بشینید!
I am leaving early in the morning.
من صبح زود اینجا را ترک میکنم.
I'm putting you through now.
شما را الان وصل میکنم.
[در مکالمه تلفنی]
Ah, what the heck!
اه مهم نیست!
[اه با وجود این کار را میکنم!]
I think we are out of the woods.
<idiom>
فکر میکنم، بدترین بخشش رو پشت سر گذاشتیم.
I assume that you did read this article.
من فرض میکنم که شما این مقاله را خوانده اید.
I premise that you did read this article.
من فرض میکنم که شما این مقاله را خوانده اید.
would you mind ringing
اگر زحمت نیست خواهش میکنم زنگ را بزنید
Please send me information on ...
خواهش میکنم اطلاعات را برایم در مورد ... ارسال کنید.
My name is "Oliver Pit" and live in Berlin.
اسم من الیور پیت هست و در برلین زندگی میکنم.
Please take this luggage.
خواهش میکنم این اسباب و اثاثیه را برایم بیاورید.
I'll take a leap of faith.
من آن را باور میکنم
[می پذیرم]
[چیزی نامشهود یا غیر قابل اثبات]
I'm doing it on my own account, not for anyone else.
این را من فقط بابت خودم میکنم و نه برای کسی دیگر.
sempre
همیشه
year in year out
همیشه
at all hours
<adv.>
همیشه
anytime
<adv.>
همیشه
any time
<adv.>
همیشه
for evermore
همیشه
at any time
<adv.>
همیشه
ayŠaye
همیشه
evermore
همیشه
incessantly
همیشه
alway
همیشه
ever-
همیشه
always
همیشه
frequenter
همیشه رو
at all times
همیشه
ay
همیشه
eer
همیشه
everywhen
همیشه
for ever and aday
همیشه
ever
همیشه
I'll call him tomorrow - no, on second thoughts, I'll try now.
من فردا با او
[مرد]
تماس خواهم گرفت - پس ازفکربیشتری، من همین حالا سعی میکنم.
forever
برای همیشه
on tap
<adj.>
همیشه در دسترس
as ever
مانند همیشه
forever
برای همیشه
infinite time
برای همیشه
as usual
مانند همیشه
immortality
برای همیشه
foreverness
برای همیشه
eternality
برای همیشه
eternity
برای همیشه
ay
برای همیشه
perpetuity
برای همیشه
calendula
گل همیشه بهار
amaranth
همیشه بهار
permafrost
همیشه یخبسته
tipple
همیشه نوشیدن
tipples
همیشه نوشیدن
tippling
همیشه نوشیدن
resident
که همیشه درکامپیوتراست
sempiternity
برای همیشه
residents
که همیشه درکامپیوتراست
marigold
گل همیشه بهار
marigolds
گل همیشه بهار
stills
راکد همیشه
aeon
برای همیشه
stiller
راکد همیشه
still
راکد همیشه
adinfinitum
برای همیشه
stillest
راکد همیشه
tippled
همیشه نوشیدن
sinedie
برای همیشه
immortally
تا جاودان همیشه
forever and a day
<idiom>
برای همیشه
insenescible
همیشه جوان
once and for all
<idiom>
برای همیشه
for good
برای همیشه
ad infinitum
برای همیشه
evermore
برای همیشه
love lies bleeding
گل همیشه بهار
dead load
همیشه بار
i always photograph badly
عکس من همیشه بد در می اید
for keeps
<idiom>
تا ابد ،برای همیشه
for good
<idiom>
برای همیشه ،پایدار
at someone's beck and call
<idiom>
همیشه آماده پذیرایی
evergreen trees
درختان همیشه سبز
I always stick to my word.
من همیشه سر حرفم می ایستم
positive definite matrix
ماتریس همیشه مثبت
chucker
پرتابگر همیشه خطازن
japanese andromeda
بوته همیشه سبزاسیایی
jitterbug
آدم همیشه نگران و دلواپس
panicky person
آدم همیشه نگران و دلواپس
she always had her way
همیشه موافق میل اوعمل می شد
abjure
برای همیشه ترک گفتن
as ... as ever
<adv.>
آنطور ... مثل همیشه
[سابق]
He always gives in to his wife.
همیشه تسلیم زنش است
nervous Nelly
آدم همیشه نگران و دلواپس
abjured
برای همیشه ترک گفتن
Sara always wanted a puppy.
سارا همیشه یک سگ پاپی می خواست.
non scrollable
که همیشه نمایش داده میشود.
perennially
بطور ماندگاریا دائمی همیشه
abjuring
برای همیشه ترک گفتن
abjures
برای همیشه ترک گفتن
to get straight A's
همه درسها را
[همیشه]
۲۰ گرفتن
exceptional
متفاوت ونه مثل همیشه
cast the first stone
<idiom>
همیشه آماده جنگیدن است
never to be at a loss for an answer
همیشه حاضر جواب بودن
The shell does not always contain a pearl.
<proverb>
همیشه در صدف گوهر نباشد .
go steady
<idiom>
همیشه بایک نفر قرارگذاشتن
to pledge one's troth
قول همیشه وفادار را دادن
temporarily
برای زمان مشخص یا نه همیشه
I always fulfil my promises .
من همیشه به قولم عمل می کنم
to always look for things to find fault with
همیشه دنبال یک ایرادی گشتن
A bad workman always blames his tools.
<proverb>
کارگر بد همیشه از وسایلش غیبجویى مى کند.
in a rut
<idiom>
همیشه کار مشابه انجام دادن
give someone the benefit of the doubt
<idiom>
همیشه بهترین را درمورد کسی فرض کن
I am always ready to help my friends.
همیشه حاضرم بدوستانم کمک کنم
He has always lived there.
او همیشه آنجا زندگی کرده است.
couch potato
کسی که همیشه در خانه بیکار می نشیند
She is always making trouble for her friends.
همیشه برای دوستانش درد سر بوده
eager beaver
<idiom>
شخص همیشه داوطلب کار اضافه
I always make a point of being on time . I always try to be punctual .
همیشه مقید هستم که سر وقت بیایم
on tap
<adj.>
همیشه آماده
[برای ریختن از شیره بشکه]
dates
افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
date
افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
It is yours for keeps .
این برای همیشه پیش خودت باشد
A constant guest is never welcome .
<proverb>
به همیشه میهمان خوشامد گفته نمى شود .
permanently
انجام دادن به طریقی که برای همیشه باقی بماند
danger warning level
مقدار موجودی کالا که میبایست همیشه در انبارموجود باشد
solid
خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
man a bout town
ادم بیکاری که همیشه به باشگاه و نمایشگاههای شهر میرود
to always find something to gripe about
همیشه چیزی برای گله زدن پیدا کردن
He is trying to prove himself all the time.
او
[مرد]
همیشه می خواهد نشان بدهد از پس کار بر می آید.
he is always a little peculiar
او همیشه اندکی اخلاق عجیب از خود نشان میدهد
solids
خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
I work in a bank, or more precisely at Melli Bank.
من در بانک کار میکنم یا دقیقتر بگویم در بانک ملی.
He's always moaning that we use too much electricity.
او
[مرد]
همیشه قر می زند که ما بیش از اندازه برق خرج می کنیم.
You should always be careful walking alone at night.
همیشه موقع پیاده روی تنها در شب باید مراقب باشید.
window
فضایی در صفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
douglas fir
یک نوع گیاه همیشه بهار بلندی که در غرب امریکامی روید
window
فضایی درصفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
i am thankful to god
خدا را شکر میکنم خدا را شکرانه میگویم
request modify
درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
clearance fit
اتصالی که در ان حدود دوعضو جفت شونده همیشه مونتاژ را محکم می سازد
The grass is always greener on the other side of the fence.
<proverb>
مرغ همسایه غازه
[مردم دیگر همیشه در موقعیت بهتری هستند.]
Carrie is her own worst enemy, she's always falling out with people.
کری همیشه با همه بحث و جدل می کند و برای خودش دردسر می تراشد.
Now I'm starting to believe it.
دارم یواش یواش قبولش میکنم.
hotter
سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
hottest
سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
hot
سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
residents
داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
resident
داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
tout temps prist
تسلیم خوانده در برابرخواهان با اعلام این که همیشه برای تحویل یا انجام خواسته حاضر است
absolute address
مرجع صفحه گسترده که همیشه به یک خانه اشاره میکند حتی اگر به محل دیگر کپی شود
kratom
[درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
The whole problem with the world is that fools and fanatics are always so certain of themselves, and wiser people so full of doubts.
مشکل اصلی در دنیا این است که احمق ها و متعصب ها همیشه از خودشان مطمئن و انسان های عاقل پر از تردید هستند.
After a few days out of the office it always takes me a while to get into gear when I come back.
بعد از چند روز دور بودن از دفتر همیشه مدتی زمان می برد تا پس از بازگشت دوباره سر رشته امور را به دست بیاورم.
straight "A " student
دانش آموزی
[دانش جویی]
که همیشه همه درسها را ۲۰ می گیرد
permanent
آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
Better late than never.
<proverb>
آهسته برو همیشه برو.
stack
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacked
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
command.com
در -MS DOS فایل برنامهای که حاوی مفسر دستورات سیستم عامل است این برنامه همیشه در حافظه مقیم است و دستورات سیستم را تشخیص میدهد و به عمل تبدیل میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com