English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
diplomatic mission هیئت سیاسی
political mission هیئت سیاسی
Search result with all words
mission ماموریت جنگی هیئت سیاسی خدمت میسیون
missions ماموریت جنگی هیئت سیاسی خدمت میسیون
Other Matches
presidium هیئت عامله دائمی شاغل در دوره فترت هیئت رئیسه
boarded هیئت عامله یاامنا هیئت مدیره
board هیئت عامله یاامنا هیئت مدیره
boardroom اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
boardrooms اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
apolitical دارای شخصیت غیر سیاسی بی علاقه بامور سیاسی
panel نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
panels نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
self determination استقلال سیاسی یک ملت و عدم تاثیرنیروهای خارجی درتصمیمات و روشهای سیاسی و اقتصادی و نظامی واجتماعی ان
political ties هم بستگیهای سیاسی وابستگیهای سیاسی اتحادسیاسی
judicature هیئت دادرسان هیئت قضاوت
petty jury هیئت داوری هیئت قضات
immunity مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
panelist عضو هیئت مشاوره و مباحثه یا عضو هیئت رادیو تلویزیون
politics علم سیاسی امور سیاسی
political circles محافل سیاسی دوایر سیاسی
reestablishment of diplomatic relations برقراری مجدد روابط سیاسی اعاده روابط سیاسی
defferential assets هیئت رسیدگی باختلافات هیئت رسیدگی به حسابها
politic سیاسی نماینده سیاسی
isonomy برابری در حقوق سیاسی برابری سیاسی
corps هیئت
attitudes هیئت
attitude هیئت
confranternity هیئت
panel هیئت
commission هیئت
commissioning هیئت
commissions هیئت
guize هیئت
astronomy هیئت
committees هیئت
panels هیئت
committee هیئت
configuration هیئت
configurations هیئت
legislature هیئت مقننه
legislatures هیئت مقننه
format قالب هیئت
formats قالب هیئت
institute هیئت شورا
instituted هیئت شورا
institutes هیئت شورا
instituting هیئت شورا
governing bodies هیئت حاکمه
governing body هیئت حاکمه
commissions هیئت مامورین
physiques ترکیب هیئت
deputation هیئت نمایندگی
deputations هیئت نمایندگی
board هیئت ژوری
board هیئت کمیسیون
boarded هیئت ژوری
boarded هیئت کمیسیون
commission هیئت مامورین
commissioning هیئت مامورین
juries هیئت منصفه
juries هیئت داوران
petty jury هیئت منصفه
departments قسمت هیئت
astronomically مطابق هیئت
board of direcotors هیئت مدیره
board of directers هیئت مدیره
military comission هیئت نظامی
military body هیئت نظامی
legislative body or assembly هیئت مققنه
knightage هیئت شوالیه ها
board of directors هیئت مدیره
board of trade هیئت بازرگانی
collegium هیئت یا کمیته
department قسمت هیئت
council ot ministers هیئت وزراء
commissioners عضو هیئت
jury هیئت منصفه
jury هیئت داوران
constituencies هیئت موسسان
constituency هیئت موسسان
trial jury هیئت منصفه
top drawer هیئت حاکمه
astronomy علم هیئت
astronomy هیئت استرونومی
expedition هیئت اعزامی
expeditions هیئت اعزامی
faculties هیئت علمی
faculty هیئت علمی
commissioner عضو هیئت
economic commission هیئت اقتصادی
physique ترکیب هیئت
committee هیئت یا کمیته
bureaus هیئت اداری
staffs اعضاء هیئت
hue هیئت منظر
executive هیئت رئیسه
hues هیئت منظر
directorates هیئت رئیسه
executives هیئت رئیسه
configuration هیئت پذیری
professoriat هیئت استادان
bars هیئت وکلاء
configurations هیئت پذیری
bureau هیئت اداری
staff اعضاء هیئت
bar هیئت وکلاء
directorate هیئت رئیسه
committees هیئت یا کمیته
staffed اعضاء هیئت
constellations هیئت صورت فلکی
masked ball رقص با هیئت مبدل
directors عضو هیئت مدیره
constellation هیئت صورت فلکی
president of the board [ American E] رئیس هیئت مدیره
delegacy نماینده هیئت نمایندگان
the f. اعضای هیئت پزشکی
special jury هیئت منصفه مخصوص
to be masked تدیل هیئت دادن
backbencher عضو هیئت قانونگذاری
cabinet هیئت وزرا اطاقک
companies دسته هیئت بازیگران
company دسته هیئت بازیگران
cabinet کابینه هیئت دولت
military body هیئت رئیسه نظامی
military assistance advisory group (maag هیئت مستشاری نظامی
cabinets کابینه هیئت دولت
cabinets هیئت وزرا اطاقک
electorates هیئت انتخاب کنندگان
electorate هیئت انتخاب کنندگان
assize هیئت قضات یا منصفه
backbenchers عضو هیئت قانونگذاری
masked balls رقص با هیئت مبدل
grand jury هیئت منصفه عالی
juror عضو هیئت منصفه
jurors عضو هیئت منصفه
grand juries هیئت منصفه عالی
missionary وابسته به هیئت اعزامی
missionaries وابسته به هیئت اعزامی
editorial staff هیئت مدیره یانویسنده
white hall هیئت حاکمه انگلیس
chief executive officer [CEO] [American E] رئیس هیئت مدیره
panels هیئت تشک پالان
assembly هیئت قانون گذاری
chairman of the board [of directors/managers] رئیس هیئت مدیره
transmute تغییر هیئت دادن
transmuted تغییر هیئت دادن
transmutes تغییر هیئت دادن
transmuting تغییر هیئت دادن
panel هیئت تشک پالان
directorates هیئت مدیره ستادی
astronomically از روی علم هیئت
director عضو هیئت مدیره
directorate هیئت مدیره ستادی
chairman مدیر رئیس هیئت مدیره
discipline and adjustment board هیئت تدوین مقررات انضباطی
astronomical بیشمار وابسته به علم هیئت
verdict رای هیئت منصفه فتوی
directorate مقام ریاست هیئت مدیره
verdicts رای هیئت منصفه فتوی
assignees in bankruptcy هیئت تصفیه امور ورشکسته
secretariats هیئت دبیران وکارمندان دفتری
chairmen مدیر رئیس هیئت مدیره
petit jury هیئت منصفه دوازده نفری
astronomic بیشمار وابسته به علم هیئت
secretariat هیئت دبیران وکارمندان دفتری
cryptoboard هیئت کشف رمز پیامها
Soviet هیئت حاکمه اتحاد جماهیرشوروی
mission ماموریت هیئت اعزامی یا تبلیغی
directorates مقام ریاست هیئت مدیره
Soviets هیئت حاکمه اتحاد جماهیرشوروی
missions ماموریت هیئت اعزامی یا تبلیغی
transfiguration تبدیل هیئت تغییر شکل
uranological وابسته به هیئت و اجرام سماوی
privy councillor عضو هیئت رایزنان سلطنتی
politicos سیاسی
politico سیاسی
socio political سیاسی
political سیاسی
diplomatic سیاسی
board of inspection and survey هیئت بازرسی کننده خسارات وضایعات
electoral college هیئت انتخاب کنندگان رئیس جمهور
committees هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
combined communication board هیئت ارتباطات ستاد یکانهای مرکب
directorate [of a company] هیئت نظاره [اقتصاد] [اصطلاح رسمی]
household troops هیئت محافظ پادشاه یا نجیب زاده
governments فرمانداری طرز حکومت هیئت دولت
government فرمانداری طرز حکومت هیئت دولت
board of [executive] directors هیئت نظاره [اقتصاد] [اصطلاح رسمی]
directorate [of a company] هیئت مدیره [اقتصاد] [اصطلاح رسمی]
committee هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
board هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
White Papers گزارش هیئت دولت نامه سفید
White Paper گزارش هیئت دولت نامه سفید
board of [executive] directors هیئت مدیره [اقتصاد] [اصطلاح رسمی]
boarded هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
diplomatic channels طرق سیاسی
diplomatic representation نمایندگی سیاسی
diplomatic relations روابط سیاسی
demarche اقدام سیاسی
diplomatic agent مامور سیاسی
diplomatic officer مامور سیاسی
diplomatic passport تذکره سیاسی
diplomatic privileges امتیازات سیاسی
diplomatic passport پاسپورت سیاسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com