English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (5 milliseconds)
English Persian
Nobody was late except me . هیچکس غیر از من دیر نکرده بود
Other Matches
unbowed انحنا پیدا نکرده تعظیم نکرده
unexploded عمل نکرده مهمات عمل نکرده
neer a man هیچکس
never a man هیچکس
never a one هیچکس
no person هیچکس
no-one هیچکس
no one هیچکس
never so هیچکس
none but low people go there هیچکس
no one man هیچکس به تنهایی
his hat cover his fanily هیچکس را ندارد
none other than هیچکس دیگر جز
Nobody has come yet . هیچکس هنوز نیامده
no one raised his voice صدای هیچکس درنیامد
no one is here هیچکس اینجا نیست
no person other than yourself به غیر از شما هیچکس
look before your leap گز نکرده
nix هیچکس رای مخالف دادن
it is a thankless task هیچکس نخواهدگفت مرحمت سرکارزیاد
No-one is above the law. هیچکس برتر از قانون نیست.
unsight امتحان نکرده
untravelled سفر نکرده
niet le fait او نکرده است
sole ازدواج نکرده
single ازدواج نکرده
abortive <adj.> رشد نکرده
soles ازدواج نکرده
unkempt شانه نکرده
rudimental رشد نکرده
indigested فکر نکرده
to be second to no one <idiom> هیچکس حریف او نمی شود [اصطلاح]
no one man can do it هیچکس به تنهایی نمیتوانداین کار را بکند
to be second to none <idiom> هیچکس حریف او نمی شود [اصطلاح]
But no one was ever talking about that! اما هیچکس در آن مورد حرفی نزد!
uncounselled مشورت نکرده [نداده]
paddies برنج اسیاب نکرده
unused عادت نکرده بکارنبرده
dud گلوله عمل نکرده
paddy برنج اسیاب نکرده
One cannot put back the clock. <proverb> هیچکس نمى تواند زمان را به عقب بر گرداند .
No one needed to know save herself / outside herself [American E] . به غیر از او [زن] هیچکس نباید از آن چیز آگاه باشد.
You haven't changed. تو هیچ تغییر نکرده ای [رفتار] .
absolute dud گلوله اتمی عمل نکرده
impennate دارای بالهای رشد نکرده
stunted tree درخت رشد نکرده وکوتاه
seed wool پنبه خام یاپاک نکرده
gear blank چرخ دنده کار نکرده
dwarf dud بمب اتمی عمل نکرده
he is not quite rested خوب رفع خستگی نکرده
unfledged پر در نیاورده کاملا رشد نکرده
hung striker چاشنی عمل نکرده نارنجک
order form نمونه سفارش نامه پر نکرده
nuclear dud بمب عمل نکرده اتمی
unschooled تعلیم نگرفته کار اموزی نکرده
cleanest که از زمان خواندن تغییری نکرده است
bomb cemetery محل تخریب بمبهای عمل نکرده
clean که از زمان خواندن تغییری نکرده است
cleans که از زمان خواندن تغییری نکرده است
dwarf dud جنگ افزار هستهای عمل نکرده
cleaned که از زمان خواندن تغییری نکرده است
You cannot make a silk purse out of a sows ear . <proverb> هیچکس نمى تواند از گوش ماده خو,ابریشم خالص بگیرد .
polywag دریانوردی که به نواحی استوایی سفر نکرده باشد
Nothing has changed there. آنجا هیچ چیز تغییر نکرده است.
I didn't tell anyone beforehand, as I didn't want to jinx it [anything] . من قبل از آن به هیچکس نگفتم چونکه نخواستم [هیچ چیزی] جادو بشود.
slinks انسان یاحیوان رشد نکرده وضعیف حرکت دزدکی
abortion سقط نوزاد نارس یا رشد نکرده عدم تکامل
slinking انسان یاحیوان رشد نکرده وضعیف حرکت دزدکی
abortions سقط نوزاد نارس یا رشد نکرده عدم تکامل
slink انسان یاحیوان رشد نکرده وضعیف حرکت دزدکی
He has never taken a step for any one . He has never raised a finger to تا کنون برای کسی قدم یبر نداشته است ( مسا عدتی نکرده )
presumptive instruction دستور برنامه تغییر نکرده که پردازش میشود تا دستورات قابل اجرا را بدست آورد
He scorns and sneers at everyone. He is contemptuous of everyone. هیچکس راداخل آدم نمی داند (حساب نمی کند )
accumulated profit پولی که شرکت یا شخصی در سال های قبل به دست آورده و استفاده نکرده یا به خریداران سهام نداده است
syntactic error خطای برنامه نویسی به علت اینکه عبارت برنامه دستور زبان را رعایت نکرده است
bomb reconnaissance شناسایی محل بمبهای عمل نکرده شناسایی محل بمب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com