Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
oedipal
وابسته به احساسات و علائق کودکان 3 تا 6 ساله نسبت بوالدین جنس مخالف خود
Other Matches
oedipus complex
احساسات محبت امیزبچه نسبت به والدین جنس مخالف خود
homosexuals
دارای احساسات جنسی نسبت به جنس موافق
homosexual
دارای احساسات جنسی نسبت به جنس موافق
poliomyelitic
وابسته به بیماری فلج کودکان
emotive
وابسته به احساسات
octogenarians
وابسته به ادم 08 ساله
octogenarian
وابسته به ادم 08 ساله
millenial
وابسته به دوره هزار ساله
pathognomic
وابسته به تشخیص ناخوشی یا احساسات
heterosexual
مربوط به علاقه جنسی نسبت به جنس مخالف
heterosexuals
مربوط به علاقه جنسی نسبت به جنس مخالف
heterosexual
وابسته به جنس مخالف
heterosexuals
وابسته به جنس مخالف
approval by acclamation
تصویب به وسیله کف زدن وابراز احساسات این گونه تصویب زمانی مصداق پیدامیکند که مخالف جدی وجودنداشته باشد و طبعا" مسئله شمردن صاحبان اصوات تحسین امیز منتفی است
relational
وابسته به نسبت یاخویشی
brownies
دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
brownie
دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
relation
نقل قول وابسته به نسبت یا خویشی
vocational interest blank
پرسشنامه علائق شغلی
feather one's nest
<idiom>
به علائق خود توجه کردن
lenz' law
جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
society of certified processors
سازمانی که علائق و خواستههای متخصصین تایید شده کامپیوتر را ارائه میدهد
antinomian
مخالفین اصول اخلاقی فرقهای از مسیحیان که مخالف مراعات اصول اخلاقی بودند و اعتقادداشتند که خداوند در همه حال نسبت به مسیحیان لطف دارد
Lori Pambak motif
ترنج لری
[پامبک، این نام از شهری به همین نام در جنوب شهر تفلیس قزاقستان گرفته شده است. طرح دارای دو بال هشت وجهی بزرگ و دو لوزی کوچک در جهت مخالف بوده و زمان آن را به قرن نوزدهم میلادی نسبت می دهند.]
antisocial
مخالف اصول اجتماعی مخالف اجتماع
leverage
نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
ohm's law
جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد
lift fan
توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
quinquennial
پنج ساله دوره پنج ساله
liftjet
توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
attributable
قابل نسبت دادن نسبت دادنی
prorata
برحسب نسبت معین بهمان نسبت
nationallism
مکتب ملیت اعتقاد به برتری یک ملت نسبت به ملل دیگر و لزوم وفاداری مطلق هر تابع نسبت به ملیت خود
matron
سرپرست کودکان
infantile paralysis
فلج کودکان
institutionalized children
کودکان پناهگاهی
pediatrics
امراض کودکان
biddy basketball
بسکتبال کودکان
exceptional children
کودکان استثنایی
pedobaptism
تعمید کودکان
pediatrics
پزشکی کودکان
play fellow
همبازی کودکان
touch wood
یکجوربازی کودکان
wading pool
استخر کودکان
disadvantaged children
کودکان محروم
child's play
بازی کودکان
disturbed children
کودکان پریشان
children's apperception test
ازمون اندریافت کودکان
nursery rhymes
اشعار مخصوص کودکان
puerile breathing
تنفس خرخری کودکان
child labor laws
قوانین کار کودکان
pediatrician
ویژه گر بیماریهای کودکان
undies
زیر پوش کودکان
baby farm
محل نگهداری کودکان
pediatric
مربوط به امراض کودکان
doggie
سگ بزبان کودکان سگ کوچک
school age children
کودکان واجب التعلیم
paedophilia
میل جنسی به کودکان
playrooms
اتاق بازی کودکان
playroom
اتاق بازی کودکان
infant mortality
مرگ و میر کودکان
playground ball
توپ پلاستیکی کودکان
piadology
شناسایی حالات کودکان
pedology
مبحث بهداشت کودکان
nursery rhyme
اشعار مخصوص کودکان
puds
دست در زبان کودکان
pud
دست در زبان کودکان
pemphigus
تاول کوفتی کودکان
PO
پبشاب دان بزبان کودکان
little pitchers have long ears
کودکان غالبا گوششان تیزاست
child death rate
نرخ مرگ و میر کودکان
poliomyelitic
مبتلا به بیماری فلج کودکان
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
floor hockey
هاکی روی یخ کودکان بدون اسکیت
unicef (= united nations international
یع کودکان کشورهای توسعه نیافته است
hornbook
کاغذی که در ان الفباء برای کودکان دبستان می نوشتند
Mentally retarded children.
کودکان عقب افتاده ( از لحاظ رشد فکری )
nursery governess
بانویی که کودکان را هم پرستاروهم اموزگاراست پرستار اموزگار
triennal
سه ساله
ten years old
ده ساله
decennry
ده ساله
decades
01 ساله
sexennial
شش ساله
annual
یک ساله
triennial
سه ساله
decade
01 ساله
annuals
یک ساله
year-long
یک ساله
vicennial
02 ساله
soulful
پر از احساسات
emotions
احساسات
heartbeat
احساسات
heartbeats
احساسات
emotion
احساسات
sentiments
احساسات
stockinette
پارچه کشباف مخصوص لباس کودکان وزخم بندی
Guilt for poorly behaved children usually lies with the parents.
بد رفتاری کودکان معمولا اشتباه از پدر و مادر است.
leading string
ریسمانی که پیشتر کودکان رابوسیله ان راه رفتن می اموختند
stockinet
پارچه کشباف مخصوص لباس کودکان وزخم بندی
scaramouche
دلقک بزدل وکتک خور منایش کودکان ایتالیا
pediatrics or pae
شاخهای از علم طب که ازبهداشت و ناخوشیهای کودکان گفتگو میکند
scaramouch
دلقک بزدل وکتک خور منایش کودکان ایتالیا
bicentenary
دویست ساله
octogenarian
هشتاد ساله
octogenarians
هشتاد ساله
annually
همه ساله
perennial
همه ساله
sexennium
دوره شش ساله
perennials
همه ساله
tercentennial
سیصد ساله
seventies
هفتاد ساله
tenant from year to year
مستاجر یک ساله
colts
اسب 3 یا 4 ساله
nonagenarian
نود ساله
year-round
<idiom>
همه ساله
triennium
دوره سه ساله
centenarian
جشن صد ساله
f.year old
پنج ساله
bicentenaries
دویست ساله
centenarians
جشن صد ساله
octennial
هشت ساله
colt
اسب 3 یا 4 ساله
quinquagenarian
پنجاه ساله
semiyearly
نیم ساله
seventy
هفتاد ساله
sorrel
گوزن نر سه ساله
sepennial
هفت ساله
chiliad
هزار ساله
quadrangena rian
چهل ساله
half yearly
نیم ساله
annuallyy
هر ساله سالیانه
yearling
گیاه یک ساله
septennial
هفت ساله
septuagenarian
هفتاد ساله
year by year
همه ساله
quinquagenary
پنجاه ساله
bimillenary
دو هزار ساله
he is 0 years old
او ده ساله است
affects
احساسات برخورد
affect
احساسات برخورد
enthusing
احساسات رابرانگیختن
nationallism
احساسات ملی
emotionless
عاری از احساسات
rhapsodical
ناشی از احساسات
enthuses
احساسات رابرانگیختن
enthuse
احساسات رابرانگیختن
rhapsodically
از روی احساسات
folkway
احساسات عمومی
enthused
احساسات رابرانگیختن
affecting
محرک احساسات
schwarmerei
احساسات شدید
braced
تحریک احساسات
brace
تحریک احساسات
schwarmerei
احساسات افراطی
impressive
برانگیزنده احساسات
sentimentalize
با احساسات امیختن
heartstrings
احساسات عمیق
d. of feeling
نازکی احساسات
to gall a person's kibes
احساسات کسی را
acold
بدون احساسات
Santa Claus
شخص موهومی که کودکان گمان میبرند درشب عیدمیلادمسیح میاید
roller-coasters
راه اهن مرتفع و پیچ و خم دار تفریحگاههای کودکان وغیره
roller coaster
راه اهن مرتفع و پیچ و خم دار تفریحگاههای کودکان وغیره
roller-coaster
راه اهن مرتفع و پیچ و خم دار تفریحگاههای کودکان وغیره
minor league
دسته یا گروه فرعی ورزشی تیمهای کودکان یا تازه کارها
wppsi
مقیاس هوشی وکسلر برای کودکان پیش اموزشگاهی ودبستانی
quinquennium
دوره پنج ساله
bicentenary
جشن دویست ساله
annuallyy
همه ساله هر سال
pricket sister
گوزن ماده دو ساله
bicentenaries
جشن دویست ساله
quinquenniad
دوره پنج ساله
filly
مادیان اصیل 3 یا 4 ساله
bicentennial
جشن دویست ساله
strike it rich
<idiom>
یک شبه ره صد ساله رفتن
bicentennials
جشن دویست ساله
lustrum
دوره پنج ساله
mares
مادیان 4 ساله یا بیشتر
fillies
مادیان اصیل 3 یا 4 ساله
mare
مادیان 4 ساله یا بیشتر
tercentenary
سه قرن سیصد ساله
quadrangena rian
ادم چهل ساله
quinquagenarian
شخص پنجاه ساله
nursey race
مسابقه اسبهای 2 ساله
teens
نوجوان ده تا91 ساله
maturity
مسابقه اسبهای 4 ساله
indiction
دوره پانزده ساله
septennium
دوره هفت ساله
decade
دوره ده ساله دهدهی
septennate
دوره هفت ساله
nonagenarian
ادم نود ساله
quinquagenary
شخص پنجاه ساله
millennial
جشن هزار ساله
millenium
دوره هزار ساله
decades
دوره ده ساله دهدهی
tercentenaries
سه قرن سیصد ساله
white-hot
دارای احساسات برانگیخته
pathetic
دارای احساسات شدید
heartstring
عمیق ترین احساسات دل
heart goes out to someone
<idiom>
ابراز احساسات کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com