English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (6 milliseconds)
English Persian
gasket واشر مقوایی یا چرمی
gaskets واشر مقوایی یا چرمی
Other Matches
washer واشر واشر تخت
washers واشر واشر تخت
carton جعبه مقوایی
cartons جعبه مقوایی
boxes جعبه مقوایی
box جعبه مقوایی
hardbacks جلد مقوایی
paperboard کاغذ مقوایی
pasteboard کاغذ مقوایی
hardback جلد مقوایی
bandbox جعبهء مقوایی مخصوص نگاهداری کلاه
cases جعبه مقوایی یا چوبی جهت بسته بندی و حمل کالا
case جعبه مقوایی یا چوبی جهت بسته بندی و حمل کالا
o ring واشر
gasket واشر
gaskets واشر
washers واشر
static seal واشر
washer واشر
joint washer واشر اتصال
cylinder head gasket واشر سرسیلندر
flat washer واشر تخت
plain washer واشر تخت
mica washer واشر میکا
lock washer واشر قفلی
spring washer واشر فنری
diaphrgam واشر مشمایی
star washer واشر ستاره ای
washers انواع واشر فلزی
labyrinth packing لایی واشر لابیرنت
washer انواع واشر فلزی
lock washer واشر پشت گیر
leathern چرمی
leatherly چرمی
leathery چرمی
leather چرمی کردن
valise کیسه چرمی
kid gloves دستکش چرمی
straps بند چرمی
leather belt تسمه چرمی
holsters جلد چرمی
strap بند چرمی
holster جلد چرمی
medicine ball توپ چرمی
valises کیسه چرمی
jerkins نیمتنه چرمی
taws تازیانه چرمی
bullwhip شلاق چرمی
leather بند چرمی
leather قیش چرمی
jerkin نیمتنه چرمی
lederhosen شلوار چرمی [پوشاک و مد]
leather pants {pl} [American] شلوار چرمی [پوشاک و مد]
leather trousers {pl} شلوار چرمی [پوشاک و مد]
leathers لباس چرمی محافظ
blackjack چماق یا شلاق چرمی
cf مخفف جلد چرمی
finger tab دستکش چرمی سوراخدارکمانگیر
shiner کفش چرمی برقی
portfolio کیف چرمی بزرگ مقام
portfolios کیف چرمی بزرگ مقام
holster در جلد چرمی قرار دادن
jerkin کت چرمی مردانه که به تن چسبیده باشد
aparejo نوعی پالان چرمی یا پارچهای
jerkins کت چرمی مردانه که به تن چسبیده باشد
sweatband نوار چرمی دور کلاه
holsters در جلد چرمی قرار دادن
sweatbands نوار چرمی دور کلاه
palm and needle کفه چرمی ملوانی و سوزن
armguard قطعه چرمی محافظ دست کمانگیر
butting حلقه چرمی دور دستگیره پارو
welt حاشیه چرمی دور چیزی مغزی
welts حاشیه چرمی دور چیزی مغزی
keepers تورزیر اب حلقه چرمی وصل به تسمه تفنگ
trap فاصله چرمی بین شست انگشتان دستکش
keeper تورزیر اب حلقه چرمی وصل به تسمه تفنگ
thoroughbrace تسمه چرمی متصل کننده بدنه کالسکه به فنر
sporran چنته یاکیسه چرمی جلو دامن اسکاتلندیهای کوهستانی
shim واشر نازکی از جنس فلز بادقت زیاد جهت پر کردن فاصله بین دو قطعه
tablock واشر تجتی بی زبئنه مستطیل شکل که به بالا خم شده ومهره را در جای خود قفل میکند
crupper تکه چرمی که به پشت زین بسته میشود واز زیر دم اسب میگذرد
sabretache خرجین یاکیسه چرمی پهن که بکمر بند سرباز سواره نظام اویخته است
half bound درپشت وگوشه هاچرمی ودردوطرف پارچهای چرمی پارچهای
attache case کیف اداری [کیف جعبه ای دستی چرمی]
brief case [briefcase] کیف اداری [کیف جعبه ای دستی چرمی]
holster جلد چرمی هفت تیر وتپانجه جلد
holsters جلد چرمی هفت تیر وتپانجه جلد
straps تسمه تسمه چرمی نوار
portfolio کیف چرمی [کیف کاغذ ]
strap تسمه تسمه چرمی نوار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com