English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English Persian
arbalest وسیله اندازه گیری ارتفاعات زیاد
arbalist وسیله اندازه گیری ارتفاعات زیاد
Other Matches
sonde اسباب اندازه گیری اوضاع فیزیکی وجوی ارتفاعات زیادماوراء جو
torsionmeter وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
gage اندازه وسیله اندازه گیری
meter وسیله اندازه گیری
metre وسیله اندازه گیری
metres وسیله اندازه گیری
meters وسیله اندازه گیری
carpenter's rule متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
folding rule متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
folding ruler متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
yard stick متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
yardstick متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
folding meter stick متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
instrument اپارات وسیله دستگاه اندازه گیری
double meter stick [American] متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
error of measuring equipment خطای وسیله اندازه گیری [ریاضی]
hot wire ammeter نوعی وسیله اندازه گیری جریان
dynamometer وسیله اندازه گیری توان شفت
error of measuring instrument خطای وسیله اندازه گیری [ریاضی]
error of measuring apparatus خطای وسیله اندازه گیری [ریاضی]
radiacmeter وسیله کشف وتشخیص رادیواکتیو و اندازه گیری ان
feeler وسیله اندازه گیری فواصل بسیار کوچک
feelers وسیله اندازه گیری فواصل بسیار کوچک
line gauge وسیله اندازه گیری کلفتی خط ضخامت سنجی خط
bathyconductograph وسیله اندازه گیری میزان هادی بودن اب
denitometer وسیله اندازه گیری درجه تیرگی تصاویر عکاسی
capacitance bridge نوعی وسیله اندازه گیری خنثی برای فرفیت
abac scale وسیله اندازه گیری زوایای با قوس بزرگ در سیستم مرکاتور
sextant وسیله اندازه گیری ارتفاع ستارگان مسافت سنج دریایی
thermocouple وسیله اندازه گیری اختلاف درجه حرارت جفت گرمایی
dosimeter وسیله اندازه گیری اشعه ماوراء بنفش در تابشهای خورشیدی و اسمانی
inductance اندازه گیری حجم انرژی وسیله که در میدان مغناطیسی میتواند ذخیره کند
kilo واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
kilos واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
cirrocumulus قطعات ابرهای کوچک وسفیدی که در ارتفاعات زیاد قراردارد
ultramontanism سکونت در ارتفاعات زیاد اعتقاد به تفوق مطلق پاپ
photographic dosimetry روش اندازه گیری میزان دوزاتمی جذب شده به وسیله افراد از روی عکس بدن انها
minometer دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی وسیله اندازه گیری دوز اتمی
hill shading سایه زدن ارتفاعات و تپه هاروی نقشه رنگ کردن ارتفاعات در عکس جهت تابش نور خورشید
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
zahn cup محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
typeface اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typefaces اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
fastest وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasts وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
dimension اندازه گیری
metering اندازه گیری
dimensions اندازه گیری
measurer اندازه گیری
gauging اندازه گیری
commensurateness اندازه گیری
measure اندازه گیری
modules اندازه گیری
measurement اندازه گیری
measurment اندازه گیری
mensuration اندازه گیری
measurements اندازه گیری
module اندازه گیری
measuring bridge پل اندازه گیری
gaging اندازه گیری
biblical proportions به اندازه بسیار زیاد [بزرگ]
tape measure مترمخصوص اندازه گیری
instrument transformer ترانسفورماتور اندازه گیری
measurement ofland اندازه گیری زمین
radar measurement اندازه گیری رادار
measuring accuracy دقت اندازه گیری
correlation measurement اندازه گیری همبستگی
measuring apparatus دستگاه اندازه گیری
tape measures مترمخصوص اندازه گیری
measurement of demand اندازه گیری تقاضا
resizing اندازه گیری مجدد
tapeline مترمخصوص اندازه گیری
telemetering اندازه گیری از دور
telemetry اندازه گیری ازدور
instrument autotransformer ترانسفورماتور اندازه گیری
bathymetry اندازه گیری خصوصیات اب
chain crew متصدیان اندازه گیری
accuracy to gage دقت اندازه گیری
absolute measurement اندازه گیری مطلق
to take measures اندازه گیری کردن
impedance bridge پل اندازه گیری مقاومت
measuring transformer ترانسفورماتور اندازه گیری
precision اندازه گیری دقیق
compensating error خطای اندازه گیری
measuring درخور اندازه گیری
measurable قابل اندازه گیری
gad اندازه گیری طول
commensurable قابل اندازه گیری
size stick الت اندازه گیری پا
size stick قالب اندازه گیری
measurability قابلیت اندازه گیری
maxwell bridge پل اندازه گیری ماکسول
batching plant مرکز اندازه گیری
unit of measurement واحد اندازه گیری
depth measurement اندازه گیری عمق
metrology علم اندازه گیری
gauging section برش اندازه گیری
gage میزان اندازه گیری
measuring relay رله اندازه گیری
frequency measuring bridge پل اندازه گیری فرکانس
frequency measurement اندازه گیری فرکانس
forescale اندازه گیری رنگ اب
measuring instrument دستگاه اندازه گیری
font metric اندازه گیری فونت
mensurability قابلیت اندازه گیری
measuring well چاه اندازه گیری
method of measurment متد اندازه گیری
method of measurment طریقه اندازه گیری
gauging sheet ورق اندازه گیری
sounding اندازه گیری عمق اب
units of measurment واحدهای اندازه گیری
measuring sensitivity حساسیت اندازه گیری
instrument الات اندازه گیری
measuring voltage ولتاژ اندازه گیری
final measurement اندازه گیری نهایی
measuring set دستگاه اندازه گیری
mental measurement اندازه گیری روانی
direct measurement اندازه گیری مستقیم
measure اندازه گیری کردن
dial bench gage میز اندازه گیری
measuring device تجهیزات اندازه گیری
sound اندازه گیری عمق اب
sounds اندازه گیری عمق اب
soundest اندازه گیری عمق اب
measuring method طریقه اندازه گیری
engineering measurement اندازه گیری فنی
sounded اندازه گیری عمق اب
time اندازه گیری زمان یک عملیات
timed اندازه گیری زمان یک عملیات
frequency meter دستگاه اندازه گیری فرکانس
high tension measurement bridge پل اندازه گیری فشار قوی
times اندازه گیری زمان یک عملیات
telemetry اندازه گیری یک کمیت یا کیفیت
metric system of measurement سیستم اندازه گیری متریک
induction instrument دستگاه اندازه گیری القائی
water staff gauge اشل اندازه گیری عمق اب
measuring transformer meter کنتور با ترانسفورماتور اندازه گیری
impedance meter دستگاه اندازه گیری امپدانس
impedance measuring set دستگاه اندازه گیری امپدانس
utile واحد اندازه گیری مطلوبیت
highfrequency measuring bridge پل اندازه گیری فرکانس بالا
meter rectifier یکسوساز دستگاه اندازه گیری
acoumetry اندازه گیری قدرت حس شنوایی
allometry اندازه گیری رشد موجودات
micrometry اندازه گیری با ذره سنج
measurement uncertainty خطای اندازه گیری [ریاضی]
scantling میله اندازه گیری ذرع
fluorometer دستگاه اندازه گیری فلورسانس
SE خطای معیار اندازه گیری
extensometer دستگاه اندازه گیری انبساط
electrostatic instrument دستگاه اندازه گیری الکترواستاتیکی
disruptive voltage measuring apparatus دستگاه اندازه گیری ولتاژشکست
petrol gage دستگاه اندازه گیری بنزین
coupling measuring set دستگاه اندازه گیری اتصالی
cynometer دستگاه اندازه گیری امواج
sensitometry اندازه گیری حساسیت چشم
calorimeter دستگاه اندازه گیری مقدارگرما
watt واحد اندازه گیری الکتریسیته
gas meter دستگاه اندازه گیری گاز
watts واحد اندازه گیری الکتریسیته
automatic measuring system سیستم اندازه گیری خودکار
gravimetry اندازه گیری وزن یا غلظت
bathymetry اندازه گیری عمق دریاواقیانوس
stereometric بسهولت قابل اندازه گیری
standard error of measurement خطای معیار اندازه گیری
measurement of benefits and costs اندازه گیری منافع و هزینه ها
maxwell wien bridge پل اندازه گیری ماکسول-وین
measuring arrangement نطم و ترتیب اندازه گیری
zoometry اندازه گیری اندامهای جانوران
entropy واحد اندازه گیری ترمودینامیک
yards واحد اندازه گیری = 3 فوت
characteristically اندازه گیری مشخصات یک عنصر
yard واحد اندازه گیری = 3 فوت
instrument direction سمت اندازه گیری شده
instrumental error خطای دستگاه اندازه گیری
indefinite غیرقابل اندازه گیری نامعین
characteristic اندازه گیری مشخصات یک عنصر
instrument board تابلوی وسائل اندازه گیری
industrial instrument دستگاه اندازه گیری صنعتی
length measuring instrument دستگاه اندازه گیری طول
metric system دستگاه اندازه گیری متری
induction movement دستگاه اندازه گیری القائی
overwind بیش از اندازه کوک کردن زیاد پیچیدن
angstrom واحد اندازه گیری طول امواج
direct potentiometric measurement اندازه گیری پتانسیل سنجی مستقیم
moving coil instrument دستگاه اندازه گیری قاب گردان
drop point tester دستگاه اندازه گیری نقطه قطران
rotometer دستگاه مخصوص اندازه گیری جریان اب
rotameter دستگاه مخصوص اندازه گیری جریان اب
gas level gauge دستگاه اندازه گیری سطح بنزین
fule level gage دستگاه اندازه گیری سطح سوخت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com