Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
stopgap
وسیله موقت دریچه انسداد
stopgaps
وسیله موقت دریچه انسداد
Other Matches
roadblock
وسیله انسداد جاده
input/output
فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
writes
حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
write
حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
input
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
inputted
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
suspension of arms
اعلام اتش بس موقت یا تعلیق موقت حالت جنگی
registering
ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
registers
ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
register
ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
protempore
موقت شاغل مقامی بطور موقت
and gate
دریچه و دریچه ضرب منطقی
holding area
منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
chain
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
chains
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
sensor
وسیله اکتشافی وسیله مراقبتی وسیله کشف کننده
stockade
انسداد
stockades
انسداد
block
انسداد
bloc
انسداد
blocs
انسداد
preclusion
انسداد
blocking
انسداد
obstruction
انسداد
obstructions
انسداد
blocked
انسداد
blocks
انسداد
tie up
انسداد
choked
انسداد
occlusion
انسداد
choke
انسداد
blockages
انسداد
let
انسداد
blockage
انسداد
lets
انسداد
letting
انسداد
chokes
انسداد
padlock
انسداد
padlocked
انسداد
padlocking
انسداد
padlocks
انسداد
blockading
انسداد بستن
blocking
انسداد فکر
block age
جلوگیری انسداد
emotional blockge
انسداد هیجانی
blockaded
انسداد بستن
blockade
انسداد بستن
blockades
انسداد بستن
coronary thromboses
انسداد شریانهای اکلیلی
silting up
انسداد خلل و فرج
coronary thrombosis
انسداد شریانهای اکلیلی
blocking
بلاکه کردن انسداد
ileus
انسداد روده قولنج الیاوسی
embolic
مربوط به انسداد رگ بوسیله جسمی
coronary thromboses
انسداد شریان اکلیلی قلب
coronary thrombosis
انسداد شریان اکلیلی قلب
embolism
انسداد جریان خون بستگی راه رگ
embolisms
انسداد جریان خون بستگی راه رگ
fet
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
holding anchorage
لنگر موقت در روی دریا یابندرگاه توقف موقت در روی دریا
flux valve
دریچه اکتشاف میدان مین دریچه اکتشاف مغناطیسی مین
crawlers
وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
crawler
وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
asynchronous
داده یا وسیله سریال که نیازی به یکنواخت بودن با وسیله دیگر ندارند
loops
آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
peripheral
مدیر و کنترل کننده وسیله ورودی /خروجی یا وسیله جانبی
looped
آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
loop
آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
contentions
وضعیتی که در آن دو یاچند وسیله قصد برقراری ارتباط با یک وسیله را دارند
contention
وضعیتی که در آن دو یاچند وسیله قصد برقراری ارتباط با یک وسیله را دارند
connectivity
توانایی یک وسیله برای ارتباط برقرار کردن باسایر وسیله ها و ارسال اطلاعات
device
کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
devices
کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
built-in
نوشتاری که موقتاگ به وسیله یک وسیله جانبی معمولاگ چاپگر ذخیره سازی شده است
simulating
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
simulates
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
simulate
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
tie down
وسیله مهار هواپیما در محوطه پارکینگ وسیله بستن
daisy chain
روش اتصال یک وسیله با یک کابل از یک ماشین یا وسیله به دیگر
trainer
وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
trainers
وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
immersion proof
وسیله ضد رطوبت یا نفوذ اب وسیله ضد فرو رفتن در اب
daisy chain
باسهای ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند و هر وسیله میتواند داده را که به ماشین دیگر منتقل میشود دریافت
communication
مجموعه اصلی از برنامه ها که پروتکل ها را رعایت می کنند.کنترل کنندههای فرمت و وسیله و خط برای نوع وسیله یا خط استفاده میشود
laser
وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
lasers
وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
plotters
وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
plotter
وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
outputs
اطلاع یا دادهای که از CPU یا حافظه اصلی به وسیله دیگر منتقل شود و مثل صفحه نمایش یا چاپگر و وسیله ذخیره سازی جانبی
output
اطلاع یا دادهای که از CPU یا حافظه اصلی به وسیله دیگر منتقل شود و مثل صفحه نمایش یا چاپگر و وسیله ذخیره سازی جانبی
devices
فضایی در حافظه که توسط یک وسیله مشخص گرفته شده است . CPU میتواند با قرار دادن دستورات در این محل وسیله را کنترل کند
device
فضایی در حافظه که توسط یک وسیله مشخص گرفته شده است . CPU میتواند با قرار دادن دستورات در این محل وسیله را کنترل کند
communication
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
dual capable
جنگ افزار یا وسیله دو کاره وسیله یا جنگ افزاری که دونوع ماموریت انجام میدهد
from pillar to post
ازیک وسیله به وسیله دیگر
handshake
سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
handshaking
سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
handshakes
سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
interserviceable
قابل استفاده به وسیله چندقسمت یا چند نوع یکان وسیله چند یکانی
cycles
عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycle
عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycled
عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
demanded
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demands
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
dangerous goods by road agreement
موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
touch
وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
touches
وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
demand
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
phase
وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
phases
وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
phased
وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
tranship
نقل وانقال بار وغیره از یک وسیله یاکشتی به وسیله یاکشتی دیگری
not or gate
دریچه نا- یا
not and gate
دریچه نا- و
not gate
دریچه نا
or gate
دریچه OR
or gate
دریچه یا
trapdoor
دریچه
floodgate
دریچه سد
and gate
دریچه و
sally port
دریچه
snifting valve
دریچه
sluices
دریچه سد
sluice
دریچه سد
scuttled
دریچه
sluice gate
دریچه
sluiced
دریچه سد
trapdoors
دریچه
lidless
بی دریچه
shutter
دریچه
shutters
دریچه
scuttle
دریچه
valves
دریچه
ventil
دریچه
port
دریچه
slackers
دریچه
valveless
بی دریچه
valvate
دریچه
scuttling
دریچه
vent
دریچه
vented
دریچه
loop
دریچه
venting
دریچه
looped
دریچه
loops
دریچه
vents
دریچه
lids
دریچه
lid
دریچه
slacker
دریچه
aperture
دریچه
valve
دریچه
trap door
دریچه
manholes
دریچه تک رو
gate
دریچه
hatched
دریچه
plungers
بی دریچه
plunger
بی دریچه
scuttles
دریچه
hatches
دریچه
gates
دریچه
hatch
دریچه
manhole
دریچه تک رو
trap
دریچه
mixing valve
دریچه امیزش
injector valve
دریچه پاشش
wicket
دریچه حلقه
hatch way
دریچه نصف در
head gate
دریچه بالادست سد
air relife valve
دریچه تهویه
hatch coaming
زهواردور دریچه
wickets
دریچه حلقه
safety-valve
دریچه اطمینان
jet flow gate
دریچه با سرلوله
manhole
دریچه ادم رو
manholes
دریچه ادم رو
indicator gate
دریچه شاخص
choked
دریچه ساسات
choke
دریچه ساسات
intake port
دریچه ورودی
choked
دریچه سوخت
safety-valves
دریچه اطمینان
chokes
دریچه ساسات
chokes
دریچه سوخت
inoperculate
بدون دریچه
inlet valve
دریچه مکش
epiglottis
دریچه نای
epiglottises
دریچه نای
inlet port
دریچه ورودی
choke
دریچه سوخت
admission port
دریچه پذیرش
sluiced
دریچه تخلیه
sluice
دریچه تخلیه
cleaning door
دریچه شستشو
window
ویترین دریچه
valves
شیر دریچه
valves
دریچه خروجی
checks
دریچه تنظیم
valve
شیر دریچه
sluices
دریچه تخلیه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com