Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
equilibrium
وضع ثابت و پایدار ترازمندی
Other Matches
equilibrium
ترازمندی
ballast
جرم ترازمندی
static employment
کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
fixed capital
سپرده ثابت اموال ثابت یکان
static test
ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
standing orders
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
constants
پایدار
impermanent
نا پایدار
abiding
پایدار
livelong
پایدار
unflinching
پایدار
resistant
پایدار
stable
پایدار
written in water
نا پایدار
stables
پایدار
durable
پایدار
constant
پایدار
changeless
پایدار
persistent
پایدار
indissoluble
پایدار
perdurable
پایدار
never failing
پایدار
stanch
پایدار
permanent
پایدار
inexhaustible
پایدار
sample
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sampled
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
stabilisers
پایدار ساز
undamped wave
موج پایدار
stabilisers
پایدار کننده
permanent
پایدار ماندنی
stabilizer
پایدار ساز
stabilizer
پایدار کننده
fixed material
مواد پایدار
baldaquin
سایبان پایدار
fastest
پایدار باوفا
baldachin
سایبان پایدار
coarse mine
مین پایدار
proof weather
هوا پایدار
undying
پایدار فناناپذیر
baldachino
سایبان پایدار
air resistant
پایدار در هوا
magnets
مغناطیس پایدار
magnet
مغناطیس پایدار
fasts
پایدار باوفا
fasted
پایدار باوفا
fast
پایدار باوفا
metastable
شبه پایدار
unfailing
کم نیامدنی پایدار
dielectric strength
پایدار دی الکتریکی
metastable
نیم پایدار
permanent flow
بده پایدار
sustained illumination
روشنایی پایدار
perdurably
بطور پایدار
p.m.
مغناطیس پایدار
steady state growth
رشد پایدار
steady state
وضعیت پایدار
steady growth
رشد پایدار
continuous wave
موج پایدار
continuous fire
اتش پایدار
continous operation
عملکرد پایدار
permanent magnet
مغناطیس پایدار
indissolubly
بطور پایدار
sustainable energy
انرژی پایدار
stable
پایدار پابرجا
stable isotope
ایزوتوپ پایدار
stables
پایدار پابرجا
stable equilibrium
تعادل پایدار
c.w.
موج پایدار
stable airfoil
ایرفویل پایدار
undamped oscillation
موج پایدار
stable air
هوای پایدار
inconstantly
بطور نا پایدار
stable oscillation
نوسان پایدار
stable nucleus
هسته پایدار
baldacchino
سایبان پایدار
metastable solution
محلول شبه پایدار
metastable state
تراز نیم پایدار
metastable phase
فاز شبه پایدار
metasable equilibrium
تعادل شبه پایدار
quasi stable elementry particle
ذره شبه پایدار
diergolic
خرج مایع پایدار
frequency stabilization
پایدار نمودن فرکانس
hard goods
اجسام پایدار ومقاوم
sustained fire
اتش پایدار یادائمی
for good
<idiom>
برای همیشه ،پایدار
metastable state
حالت نیم پایدار
binary switch
سویچی با دو وضعیت پایدار
semistable elementry particle
ذره شبه پایدار
quasi stable elementry particle
ذزه نیم پایدار
future-oriented
<adj.>
پایدار
[نسبت به آینده]
sustainable
<adj.>
پایدار
[نسبت به آینده]
self sustaining growth
رشد خود پایدار
semistable elementry particle
ذره نیم پایدار
dowel bar
میله پایدار کننده بتن
continuous illumination
روشنایی پایدار منطقه رزم
steady state equilibrium
تعادل در وضعیت رشد پایدار
permanent magnet dynamic
بلندگوی دینامیک با مغناطیس پایدار
standing
ثابت دستورالعمل ثابت
unfaling
تمام نشدنی کم نیامدنی پایدار با وفا
permanent magnet centering
تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
permanent magnet focusing
تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
steadying
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
warm-ups
روند یا زمان لازم برای سیستم به حالت پایدار درشرایط کاری
setting time
[مدت زمان لازم جهت تثبیت و پایدار شدن رنگ در رنگرزی]
warm-up
روند یا زمان لازم برای سیستم به حالت پایدار درشرایط کاری
fix
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fixes
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
toggle
مربوط است به هر دستگاهی که دارای دو حالت پایدار است
toggles
مربوط است به هر دستگاهی که دارای دو حالت پایدار است
sustain
پایدار نگهداشتن نگهداشتن ادامه دادن
sustained
پایدار نگهداشتن نگهداشتن ادامه دادن
sustains
پایدار نگهداشتن نگهداشتن ادامه دادن
energy transition
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
fixing
ثابت
fiducial
ثابت
leger or ledger
ثابت
inalterable
ثابت
stables
ثابت
steadies
ثابت
steadiest
ثابت
steady
ثابت
stable
ثابت
incommutable
ثابت
steadying
ثابت
patted
ثابت
sustains
ثابت
thetical
ثابت
thetic
ثابت
pats
ثابت
pat
ثابت
sustain
ثابت
patting
ثابت
constant
ثابت
truer
ثابت
constants
ثابت
resolute
ثابت
disputeless
ثابت
sustained
ثابت
firms
ثابت
firmest
ثابت
firmer
ثابت
firm
ثابت
steadier
ثابت تر
stationary
ثابت
equable
ثابت
unshaken
ثابت
established
ثابت
invariable
ثابت
specific
ثابت
specifics
ثابت
fixed
ثابت
solids
ثابت
solid
ثابت
permanent
ثابت
settled
ثابت
changeless
ثابت
rugged
ثابت
static
ثابت
fixes
ثابت
steadied
ثابت
standstill
ثابت
undeviating
<adj.>
ثابت
unswerving
<adj.>
ثابت
true
ثابت
truest
ثابت
pegged
ثابت
fix
ثابت
immovable
ثابت
hard and fast
ثابت
indelible
ثابت
loyal
ثابت
fixed bridge
پل ثابت
on costs
هزنههای ثابت
constant capital
سرمایه ثابت
constant cost
قیمت ثابت
permanent shuttering
قالب ثابت
constant power
توان ثابت
constant factors
عوامل ثابت
constant of motion
ثابت حرکت
boltzmann constant
ثابت بولتزمن
constant luminance
روشنایی ثابت
numeric constant
ثابت عددی
real constant
ثابت حقیقی
quantum of action
ثابت پلانک
prover
ثابت کردن
rydberg constant
ثابت ریدبرگ
proportionality constant
ثابت تناسب
rate constant
ثابت سرعت
propagation constant
ثابت انتشار
scale down
به نسبت ثابت
premanent way
خط ثابت خط دائمی
planck's constant
ثابت پلانک
regular salary
حقوق ثابت
resolvedly
با عزم ثابت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com