Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
monkish
ویژه راهبان
Other Matches
idiosyncrasies
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasy
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
to watch for certain symptoms
توجه کردن به نشانه های ویژه
[علایم ویژه مرض ]
special interest groups
گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
monkhood dress
راهبان
speciality
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
mninster
خانقاه راهبان
cowl
بالاپوش راهبان
cowls
بالاپوش راهبان
monastically
بشیوه راهبان
friary
راهبان سائل
abbots
رئیس راهبان
abbot
رئیس راهبان
monastery
خانقاه راهبان
monasteries
خانقاه راهبان
idiocrasy
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
enclosure
اتاق راهبان
[دین]
holy office
جامعه راهبان ومومنین
mninster
دیر عبادتگاه رئیس راهبان کلیسا
locutory
تالاریا اطاق گفتگو در خانقاه راهبان
essenism
اصول یازندگی راهبان قدیم یهود
abbacy
مقام رهبانیت مقر راهبان دیر
jacobite
عضو فرقه راهبان دومی نیکن
cloister
اطاق یاسلول راهبان وتارکان دنیا ایوان
franciscan
وابسته بدسته راهبان فرقه فرانسیس مقدس
cloisters
اطاق یاسلول راهبان وتارکان دنیا ایوان
trappist
عضو فرقهای از راهبان مرتاض اهل سکوت
religioner
شخص مذهبی یا دین دار عضو تیرهای از راهبان
grey friar
عضو جمعیت راهبان یادرویشان فرقه فرانسیس مقدس
praetorial
متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
carmelite
وابسته به راهبان کرملی راهب یا راهبه کرملی
idiocrasy
ویژه
nett
ویژه
paticular
ویژه
particulars
ویژه
specifics
ویژه
privilege
حق ویژه
prerogatives
حق ویژه
extra
<adj.>
ویژه
nets
ویژه
peculiar
ویژه
net
ویژه
specific humidity
نم ویژه
specially
ویژه
special
<adj.>
ویژه
special
ویژه
priviege
حق ویژه
specialists
ویژه گر
specialist
ویژه گر
express
ویژه
experts
ویژه گر
expressed
ویژه
prerogative
حق ویژه
special character
ویژه
expresses
ویژه
adhoc
ویژه
expressing
ویژه
specific
ویژه
extra special
ویژه
expert
ویژه گر
particular
ویژه
special agreement
قرارداد ویژه
nutritionist
ویژه گر تغذیه
resistivity
مقاومت ویژه
special case
مورد ویژه
zoologist
ویژه گرجانورشناسی
prerogatives
دارای حق ویژه
special bastard
حرامزاده ویژه
specialities
ویژه گری
nutritionists
ویژه گر تغذیه
morbid
ویژه ناخوشی
standing order
اوامر ویژه
standing orders
اوامر ویژه
versions
شرح ویژه
version
شرح ویژه
singular matrix
ماتریش ویژه
singular matrix
ماتریس ویژه
booth
جای ویژه
juveniles
ویژه نو جوانان
booths
جای ویژه
juvenile
ویژه نو جوانان
speciality
ویژه گری
relative density
گرانی ویژه
self weight
ویژه وزن
idioms
زبان ویژه
electrical resistivity
مقاومت ویژه
eigenvalue
ویژه مقدار
eigenfunction
ویژه تابع
monocular
ویژه یک چشم
conizance
نشان ویژه
net profit
سود ویژه
proper value
ویژه مقدار
characteristic root
ویژه مقدار
characteristic number
ویژه مقدار
endemical
ویژه یک قوم
equity capital
ارزش ویژه
extra equipment
متعلقات ویژه
indicium
نشانه ویژه
kink
ویژه گی فرریز
labeled cargo
کالای ویژه
lacrimal
ویژه اشک
habiliments
جامه ویژه
life guard
هنگ ویژه
gastronomist
ویژه گرخوراک
favourite or vor
ویژه مخصوص
lachrymal
ویژه اشک
characteristic function
ویژه تابع
cariologist
ویژه گر قلب
particular lien
حق حبس ویژه
specific gravity
گرانی ویژه
specific gravities
گرانی ویژه
prerogatived
دارای حق ویژه
proper function
ویژه تابع
proper volume
ویژه حجم
quantum state
ویژه حالت
rarely
بااستادی ویژه
characteristics
نشان ویژه
idiom
زبان ویژه
idiom
تعبیر ویژه
bylaw
قانون ویژه
byelaw
قانون ویژه
body guard
هنگ ویژه
penologist
ویژه گر کیفرشناسی
praetorian guard
گارد ویژه
acoustician
ویژه گر اواشنود
preceptorial
ویژه اموزگاری
idioms
تعبیر ویژه
regiospecific
جهت ویژه
prerogatives
حق یا امتیاز ویژه
specific lattice
شبکه ویژه
extraordinary meeting
نشست ویژه
specialty
ویژه گری
specific volume
حجم ویژه
neurologist
ویژه گر اعصاب
specific weight
سنگینی ویژه
specialists
ویژه کار
specialist
ویژه کار
specific weight
وزن ویژه
characteristic
نشان ویژه
specific viscosity
گرانروی ویژه
characteristically
نشان ویژه
specializes
ویژه گری
specialize
ویژه گری
specialising
ویژه گری
specific resistance
مقاومت ویژه
specialises
ویژه گری
lingoes
زبان ویژه
lingo
زبان ویژه
specific rotation
چرخش ویژه
specific yield
ابدهی ویژه
speleologist
ویژه گر غارشناسی
special session
نشست ویژه
traits
نشان ویژه
trait
نشان ویژه
(not one's) cup of tea
<idiom>
علاقه ویژه
special effects
جلوههای ویژه
physiologist
ویژه گر فیزیولوژی
monographs
ویژه نگاشت
monograph
ویژه نگاشت
garb
پوشاک ویژه
dead weights
ویژه وزن
dead weight
ویژه وزن
experts
ویژه کار
expert
ویژه کار
physiologists
ویژه گر فیزیولوژی
capital
ارزش ویژه
specializing
ویژه گری
lineament
نشان ویژه
special character
دخشه ویژه
specific drawdown
افت ویژه
stalling
لژ جایگاه ویژه
special drawing rights
حق برداشت ویژه
specific donor
دهنده ویژه
specific cost
هزینه ویژه
specialization
ویژه گری
specialization
ویژه کاری
species specific
نوع- ویژه
special verdict
تصمیم ویژه
special drawing right
حق برداشت ویژه
ecotype
بوم ویژه
specific heat
گرمای ویژه
special symbol
نماد ویژه
special duty
کار ویژه
stall
لژ جایگاه ویژه
special party
گروه ویژه
prerogative
دارای حق ویژه
prerogative
حق یا امتیاز ویژه
specific humidity
رطوبت ویژه
special deposits
سپردههای ویژه
specific heat
دمای ویژه
lineaments
نشان ویژه
special passport
پاسپورت ویژه
molar specific heat
گرمای ویژه مولی
molecular specific heat
گرمای ویژه مولی
the proper instinct of birds
غریزه ویژه پرندگان
unit elongation
ازدیاد طول ویژه
to turn out
به نتیجه
[ویژه ای]
رسیدن
it is particularly difficult
یک دشواری ویژه دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com