English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (7 milliseconds)
English Persian
refernce parameter پارامتر مرجع
Other Matches
parameters پارامتر
parameter پارامتر
z parameter پارامتر "زد"
parameter setting پارامتر نشانی
linkage parameter پارامتر پیوندی
lattice parameter پارامتر شبکه
input parameter پارامتر ورودی
impact parameter پارامتر برخورد
frequency parameter پارامتر فرکانس
formmal parameter پارامتر صوری
actual parameter پارامتر واقعی
passing parameter پارامتر عبوری
positional parameter پارامتر وضعیتی
variable parameter پارامتر متغییر
symbolic parameter پارامتر نمادی
shielding parameter پارامتر حفافتی
replaceable parameter پارامتر جایگزینی
racah parameter پارامتر راکاه
value parameter پارامتر مقداری
wave parameter پارامتر موج
pseudoparameter شبه پارامتر
impact parameter پارامتر ضرب شونده
drive designator پارامتر دیسک گردان
deceleration parameter پارامتر کند شدن
adjustable parameter پارامتر تنظیم پذیر
y parameter پارامتر چهار قطبی ایگرگ
parameters ویژگی بنیادی قابل تعریف پارامتر
parameter ویژگی بنیادی قابل تعریف پارامتر
anchorages مرجع
anchoring مرجع
reference مرجع
anchorage مرجع
anchor مرجع
anchors مرجع
references مرجع
authority مرجع
parameters نسبت میان تقاطع دو سطح مقدار معلوم و مشخص پارامتر
parameter نسبت میان تقاطع دو سطح مقدار معلوم و مشخص پارامتر
communication پارامتر هایی که نحوه کنترل ارسال داده را بیان می کنند
anchoring point نقطه مرجع
reference signal سیگنال مرجع
reference pilot نمونه مرجع
reference language زبان مرجع
reference group گروه مرجع
check lists لیست مرجع
reference electrode الکترود مرجع
reference edge لبه مرجع
external reference مرجع خارجی
reference cell پیل مرجع
reference axes محورهای مرجع
reference address نشانی مرجع
antecedent مرجع ضمیر
reference time زمان مرجع
antecedents مرجع ضمیر
authority مرجع قدرت
reference بازگشت مرجع
references بازگشت مرجع
preferred system of coordinates دستگاه مختصات مرجع
local authority مرجع صلاحیتدار محلی
apostles عالیترین مرجع روحانی
apostle عالیترین مرجع روحانی
equinoctial colure دایره ساعتی مرجع
refernce manual کتاب راهنمای مرجع
bias سطح مرجع الکتریکی
superset مجموعه مرجع [ریاضی]
batch number شماره مرجع و یک دسته
biases سطح مرجع الکتریکی
Attic storey [مرجع هر چیزی در سبک آتنی]
issuing authority [body] مرجع [اداره] صادر کننده
Atticurgic [مرجع هر چیزی در سبک آتنی]
Atticurages [مرجع هر چیزی در سبک آتنی]
relative اطلاعات مکانی دررابط ه با یک نقط ه مرجع
floating محل مخصوص در رابط ه با آدرس مرجع
bias انحراف نتایج آماری از سطح مرجع
biases انحراف نتایج آماری از سطح مرجع
OLE container object شی ای که حاوی مرجع به شی متصل است یا یک کپی از شی توکار
inclination زاویه بین صفحه مدار وصفحه مرجع
baseline document سندی که یک مرجع برای تغییرات یک سیستم کامپیوتری میباشد
masters داده مرجع که در فایل اصلی ذخیره شده است
mastered داده مرجع که در فایل اصلی ذخیره شده است
relative محل مشخص در رابط ه با یک مرجع یا آدرس مربوطه پایه
pitch altitude زاویه بین محور طولی رسانگر و صفحه مرجع
master داده مرجع که در فایل اصلی ذخیره شده است
set 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
setting up 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
bias مقداری که بوسیله ان متوسط مجموعهای از مقادیر ازمقدار مرجع فاصله می گیردپیشقدر
biases مقداری که بوسیله ان متوسط مجموعهای از مقادیر ازمقدار مرجع فاصله می گیردپیشقدر
footnote یادداشتی در پایین صفحه مربوط به متن بالای آن که معمولا یک عدد مرجع است
atomic ساعت خیلی دقیقی که از تغییر انرژی اتم ها به عنوان مرجع استفاده میکند
footnotes یادداشتی در پایین صفحه مربوط به متن بالای آن که معمولا یک عدد مرجع است
deflection of vertical اختلاف زاویهای در هر نقطه بین راستای شاقولی وراستای عمود بر کره مرجع
cell ثباتی که حاوی محل مرجع یک خانه مخصوص برای انجام عمل است
masters مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود
cells ثباتی که حاوی محل مرجع یک خانه مخصوص برای انجام عمل است
master مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود
mastered مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود
text سیستم بازیابی اطلاعات که به کاربر امکان بررسی متنهای کامل و نه فقط یک مرجع میدهد
texts سیستم بازیابی اطلاعات که به کاربر امکان بررسی متنهای کامل و نه فقط یک مرجع میدهد
reference نشانه چاپ شده برای نشان دادن وجه و یک یادداشت یا عدم وجود مرجع در متن
references نشانه چاپ شده برای نشان دادن وجه و یک یادداشت یا عدم وجود مرجع در متن
absolute address مرجع صفحه گسترده که همیشه به یک خانه اشاره میکند حتی اگر به محل دیگر کپی شود
quote تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quoted تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quotes تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
radio bearing زاویه بین جهت فاهری ایستگاه ثابت و جهت مرجع
register ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
B line counter ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده تا محل مورد نظر را مشخص کند
registering ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
registers ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
B register 1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
spectrophotometry اسپکتروفتومتر [در این روش با تجزیه رنگ ها و مقایسه آن نمونه های مرجع، نوع رنگینه بکار رفته مشخص می شود. این روش خصوصا در تجزیه رنگ های فرش های قدیمی و شناخت رنگینه های آن مورد استفاده قرار می گیرد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com