Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 240 (41 milliseconds)
English
Persian
path sweeping
پاک کردن مسیر
Search result with all words
backbone
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
backbones
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
loft
ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد
lofts
ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد
stabilization
برقرار کردن تعادل یاثبات گلوله در مسیر
direction
مسیر هدایت کردن
dual
سیستم مرتب کردن قط عات RAM روی دو طرف کابلها به طوری که در صورت بروز خطا دو مسیر جداگانه بین سرور ها باشد
plot
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plotted
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
meander
پیچ وخم داشتن مسیر پیچیدهای را طی کردن چماب
meandered
پیچ وخم داشتن مسیر پیچیدهای را طی کردن چماب
meandering
پیچ وخم داشتن مسیر پیچیدهای را طی کردن چماب
meanders
پیچ وخم داشتن مسیر پیچیدهای را طی کردن چماب
cross
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crosser
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crosses
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crossest
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
route
مسیر چیزیرا تعیین کردن
routes
مسیر چیزیرا تعیین کردن
vector
راه یا مسیر هواپیما بازگشتن در حال طی کردن بودن
vectors
راه یا مسیر هواپیما بازگشتن در حال طی کردن بودن
persistence
مدت زمان یک CRT یک تصویر را نمایش میدهد پس از توقف دنبال کردن مسیر اشعه تصویر روی صفحه نمایش
staking
پیاده کردن مسیر
track
تعقیب مسیر کردن
track
دنبال کردن یک مسیر به درستی
tracked
تعقیب مسیر کردن
tracked
دنبال کردن یک مسیر به درستی
tracks
تعقیب مسیر کردن
tracks
دنبال کردن یک مسیر به درستی
balisage
مشخص کردن مسیر جاده باچراغهای راهنما
hunter track
مسیر اکتشافی کشتی مین یاب یا مامور کشف و خنثی کردن مین
maeander
پیچ وخم داشتن مسیر پیچیدهای را طی کردن چماب
monroe effect
اصل مونرو متمرکز کردن نیروهای انفجاری در یک مسیر
routing
مشخص کردن یک مسیر مناسب برای پیام از شبکه , روش جدید مسیریابی داده به کامپیوتر مرکزی وجود دارد
setting out
پیاده کردن مسیر
taxiway
مسیر تاکسی کردن
lead the way
<idiom>
جلو رفتن ونشان دادن مسیر،راهنماییی کردن
to jink
[colloquial]
[British English]
در دویدن
[راه رفتن]
[رانندگی کردن]
ناگهان مسیر را تغییر دادن
Other Matches
fasts
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fast
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasted
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fastest
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
lane
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lanes
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
multithread
طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
groove
خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
grooves
خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
switched network backup
انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
landing approach
مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
ball cushion
دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
crane rail
مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
summit
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
summits
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
transit route
مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
midcourse guidance
هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
base of trajectory
تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
fire lane
مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
nodes
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
node
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
steady
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
dog leg
شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
steadiest
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
dragway
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragstrip
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
trunkair route
مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
convoy routing
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
convoy route
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
receding leg
شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
tracked
مسیر دو
traveled
مسیر
trajectory
مسیر
travels
مسیر
travel
مسیر
unibus
تک مسیر
run
مسیر
runs
مسیر
flowline
خط مسیر
tracks
مسیر دو
tracks
مسیر
trajectories
مسیر
circuits
مسیر
busing
مسیر
track
مسیر
bussing
مسیر
airt
مسیر
bussed
مسیر
path
مسیر
busses
مسیر
buses
مسیر
tracked
مسیر
circuit
مسیر
paths
مسیر
bus
مسیر
bused
مسیر
point
مسیر
track
مسیر دو
lanes
مسیر
lane
مسیر
orbits
مسیر
traded
مسیر
alignment
مسیر
alignments
مسیر
course
مسیر
trade
مسیر
coursed
مسیر
routes
مسیر
streets
مسیر
location
جا مسیر
locations
جا مسیر
street
مسیر
direction
مسیر
enroute
در مسیر
way
مسیر
traversing
مسیر
traverses
مسیر
traversed
مسیر
orbited
مسیر
orbit
مسیر
courses
مسیر
route
مسیر
traverse
مسیر
lightning path
مسیر برق
bypasses
مسیر جنبی
bypassing
مسیر فرعی
light path
مسیر نور
bypass
مسیر جنبی
headings
سمت مسیر
heading
سمت مسیر
bypassed
مسیر فرعی
bypassed
مسیر جنبی
routes
تعیین خط مسیر
bypasses
مسیر فرعی
bypassing
مسیر جنبی
cooling water line
مسیر اب سرد
sea lane
مسیر دریایی
flight path
مسیر پرواز
paths
مسیر طریقت
route
تعیین خط مسیر
sea lanes
مسیر دریایی
slows
مسیر خیس
slowing
مسیر خیس
path of expansion
مسیر توسعه
slowest
مسیر خیس
slower
مسیر خیس
slowed
مسیر خیس
slow
مسیر خیس
midway
وسط مسیر
pursuit course
مسیر تعقیب
circulations
مسیر گردش
low angle
مسیر کشیده
low angle
مسیر تراشنده
heavier
مسیر پر از گل چسبنده
mainstream
مسیر اصلی
warpath
مسیر جنگی
condensation trail
مسیر انجماد
path
مسیر طریقت
expansion path
مسیر گسترش
unidirectional bus
مسیر یک طرفه
electron trajectory
مسیر الکترون
grazed
مسیر تراشنده
circulation
مسیر گردش
heaviest
مسیر پر از گل چسبنده
heavy
مسیر پر از گل چسبنده
forth
مسیر ازاد
heavies
مسیر پر از گل چسبنده
enroute
در حین مسیر
vectorial
مسیر جهت
graze
مسیر تراشنده
vee guideways
مسیر هدایت "وی "
motordrome
پیست یا مسیر
midcourse
وسط مسیر
route selection
انتخاب مسیر
DIVERSION
مسیر انحرافی
magnetic course
مسیر مغناطیسی
control bus
مسیر کنترل
flight
مسیر پرواز
rotating track
مسیر/خطدوار
artificial route
مسیر مصنوعی
redirection
تعیین مسیر
unidirectional bus
مسیر یک جهته
diversions
انحراف مسیر
line of duty
مسیر خدمتی
double flow route
مسیر دو طرفه
approach lane
مسیر تقرب
route reconnaissance
شناسایی مسیر
windway
مسیر باد
trepan
مسیر استیل
diversion
انحراف مسیر
air route
مسیر هوایی
approaches
مسیر فرود
absolute paths
مسیر مطلق
ion trajectory
مسیر یون
data bus
مسیر داده ها
path analysis
تحلیل مسیر
path name
نام مسیر
deviation
تغییر مسیر
vector
مسیر جهت
turn
پیچ مسیر
vectors
مسیر جهت
turns
پیچ مسیر
permanent way
مسیر ثابت
line of sight
مسیر دید
deviations
تغییر مسیر
grazes
مسیر تراشنده
approached
مسیر فرود
trajectories
مسیر گلوله
trajectories
مسیر پرتابه
trajectory
مسیر گلوله
trajectory
مسیر پرتابه
operational route
مسیر عملیاتی
seaway
مسیر کشتی
seaway
مسیر دریایی
distances
مسیر مسابقه
landing approach
مسیر تقرب
address bus
مسیر آدرس
detonating slab
مسیر انفجار
desired leading
مسیر مطلوب
distance
مسیر مسابقه
approach
مسیر فرود
alignments
مسیر در سطح
chain track
مسیر زنجیر
alignments
مسیر جاده
on
در مسیر عمده
creep lane
مسیر خزش
downwind
در مسیر باد
coastal route
مسیر ساحلی
steadying
روی مسیر
supply route
مسیر اماد
randomly
مسیر ناگهانی
steady
روی مسیر
steadiest
روی مسیر
random
مسیر ناگهانی
steadies
روی مسیر
steadied
روی مسیر
ice lane
مسیر یخ بندان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com