Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (6 milliseconds)
English
Persian
inherent stability
پایداری ماندگار
Other Matches
persistency
پایداری گاز جنگی پایداری اصرار
self defense
پایداری داخلی پایداری ملی
inherent
ماندگار
perdurable
ماندگار
settler
ماندگار
persistent
ماندگار
settlers
ماندگار
of long continvance
ماندگار
immanent
ماندگار
hard and fast rule
<idiom>
نتیجه ماندگار
steady flow
جریان ماندگار
inherently
بطور ماندگار
monumentally
بطور ماندگار
fixed ground water
اب زیرزمینی ماندگار
ineffaceable
محو نشدنی ماندگار
settler
ماندگار خوش نشین
settlers
ماندگار خوش نشین
indissoluble
منحل نشدنی ماندگار
settlor
ماندگار خوش نشین
indelible
محو نشدنی ماندگار
inherent
[in]
<adj.>
درونی
[ماندگار]
[ذاتی]
consistence
پایداری
commorant
پایداری
permanence
پایداری
permanency
پایداری
consistency
پایداری
hold one's ground
پایداری
hold one's own
پایداری
perenniality
پایداری
stickability
پایداری
stableness
پایداری
permanencies
پایداری
resisting
پایداری
constancy
پایداری
persistence
پایداری
resistance
پایداری
stability
پایداری
resists
پایداری
resisted
پایداری
endurance
پایداری 0
resist
پایداری
consistent
پایداری
stability
پایایی پایداری
optical stability
پایداری نوری
neutral stability
پایداری خنثی
neutral stability
پایداری بی تفاوت
people forces
نیروی پایداری
staying power
نیروی پایداری
plastic consistency
پایداری خمیری
staidness
ارامش پایداری
static stability
پایداری استاتیک
stability of slope
پایداری ترانشه
stability of an emulsion
پایداری امولسیون
stability constant
ثابت پایداری
spiral stability
پایداری چرخشی
speed stability
پایداری سرعت
soil consistence
پایداری خاک
retentivity
پایداری مغناطیسی
negative stability
پایداری منفی
thermodynamic stability
پایداری ترمودینامیکی
elastic stability
پایداری ارتجاعی
directional stability
پایداری سمتی
directional stability
پایداری جهشی
creep strength
پایداری خزشی
consistency of concrete
پایداری بتن
fixity
قرار پایداری
frequency stability
پایداری فرکانس
longitudinal stability
پایداری طولی
stability calculation
حساب پایداری
kinetic stability
پایداری جنبشی
kinetic stability
پایداری سینتیکی
resistance adjustment
میزان پایداری
light stable
پایداری نور
lateral stability
پایداری عرضی
stabilizing
پایداری کردن
statics
دانش پایداری نیروها
fuel endurance
قدرت پایداری سوخت
crystal field stabilization energy
انرژی پایداری میدان بلور
creep strength depending on time
پایداری خزشی تابع زمان
ligand field stabilization energy
انرژی پایداری میدان لیگاند
half residence time
نیمه عمر پایداری عناصرریزش اتمی یا رادیواکتیو
vented
سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
vent
سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
l.f.s.e
energy stabilization ligandfield انرژی پایداری میدان لیگاند
venting
سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
vents
سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
inhere
جبلی بودن ماندگار بودن
warping
پیچاندن بالها بصورت متقارن برای بدست اوردن پایداری عرضی و قابل کنترل
wheel satellite
ماهوارهای که بصورت دایرهای ساخته شده و معمولابرای پایداری وضعیت یا واردساختن گرانش ساختگی به سرنشینان دوران میکند
chrome dyes
کرم یا گروهی از رنگینه های شیمیایی که به همراه دی کرومات پتاسیم در رنگرزی پشم به کار رفته و رنگ نسبتا پایداری بوجود می آورند
resist
پایداری کردن ایستادگی کردن
resists
پایداری کردن ایستادگی کردن
resist
مقاومت کردن پایداری کردن
resisted
پایداری کردن ایستادگی کردن
resisted
مقاومت کردن پایداری کردن
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
resisting
مقاومت کردن پایداری کردن
resists
مقاومت کردن پایداری کردن
resisting
پایداری کردن ایستادگی کردن
direct dyes
رنگینه های مستقیم
[که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com