English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 156 (8 milliseconds)
English Persian
chucker پرتابگر همیشه خطازن
Other Matches
weight man پرتابگر وزنه یا چکش پرتابگر چکش
everblooming همیشه بهار همیشه شکوفا
evergreens همیشه سبز همیشه بهار
evergreen همیشه سبز همیشه بهار
thrower پرتابگر
javelin thrower پرتابگر نیزه
discus thrower پرتابگر دیسک
hammer thrower پرتابگر چکش
collapsing برخاستن روی پرتابگر
collapses برخاستن روی پرتابگر
collapsed برخاستن روی پرتابگر
collapse برخاستن روی پرتابگر
thrower in پرتابگر خارج از زمین
three point play خطا روی پرتابگر در بسکتبال
throwing line نیمدایرهای که پرتابگر نیزه نباید از ان تجاوز کند
hen and chickens همیشه بهار همیشه بهار باغی
at any time <adv.> همیشه
ay همیشه
evermore همیشه
at all times همیشه
everywhen همیشه
for evermore همیشه
for ever and aday همیشه
frequenter همیشه رو
eer همیشه
incessantly همیشه
ayŠaye همیشه
alway همیشه
ever همیشه
sempre همیشه
at all hours <adv.> همیشه
year in year out همیشه
always همیشه
ever- همیشه
any time <adv.> همیشه
anytime <adv.> همیشه
immortality برای همیشه
forever and a day <idiom> برای همیشه
once and for all <idiom> برای همیشه
calendula گل همیشه بهار
insenescible همیشه جوان
infinite time برای همیشه
forever برای همیشه
dead load همیشه بار
love lies bleeding گل همیشه بهار
aeon برای همیشه
sempiternity برای همیشه
for good برای همیشه
ad infinitum برای همیشه
immortally تا جاودان همیشه
sinedie برای همیشه
foreverness برای همیشه
ay برای همیشه
permafrost همیشه یخبسته
residents که همیشه درکامپیوتراست
resident که همیشه درکامپیوتراست
forever برای همیشه
tippling همیشه نوشیدن
tipples همیشه نوشیدن
stiller راکد همیشه
tippled همیشه نوشیدن
tipple همیشه نوشیدن
stills راکد همیشه
stillest راکد همیشه
on tap <adj.> همیشه در دسترس
still راکد همیشه
perpetuity برای همیشه
eternality برای همیشه
adinfinitum برای همیشه
amaranth همیشه بهار
as ever مانند همیشه
marigolds گل همیشه بهار
as usual مانند همیشه
marigold گل همیشه بهار
evermore برای همیشه
eternity برای همیشه
for good <idiom> برای همیشه ،پایدار
I always stick to my word. من همیشه سر حرفم می ایستم
for keeps <idiom> تا ابد ،برای همیشه
at someone's beck and call <idiom> همیشه آماده پذیرایی
i always photograph badly عکس من همیشه بد در می اید
i have got him on my brain همیشه به اوفکر میکنم
evergreen trees درختان همیشه سبز
positive definite matrix ماتریس همیشه مثبت
japanese andromeda بوته همیشه سبزاسیایی
as ... as ever <adv.> آنطور ... مثل همیشه [سابق]
to get straight A's همه درسها را [همیشه] ۲۰ گرفتن
Sara always wanted a puppy. سارا همیشه یک سگ پاپی می خواست.
never to be at a loss for an answer همیشه حاضر جواب بودن
panicky person آدم همیشه نگران و دلواپس
nervous Nelly آدم همیشه نگران و دلواپس
to always look for things to find fault with همیشه دنبال یک ایرادی گشتن
jitterbug آدم همیشه نگران و دلواپس
to pledge one's troth قول همیشه وفادار را دادن
The shell does not always contain a pearl. <proverb> همیشه در صدف گوهر نباشد .
temporarily برای زمان مشخص یا نه همیشه
abjured برای همیشه ترک گفتن
she always had her way همیشه موافق میل اوعمل می شد
perennially بطور ماندگاریا دائمی همیشه
non scrollable که همیشه نمایش داده میشود.
exceptional متفاوت ونه مثل همیشه
abjure برای همیشه ترک گفتن
abjures برای همیشه ترک گفتن
abjuring برای همیشه ترک گفتن
I always fulfil my promises . من همیشه به قولم عمل می کنم
go steady <idiom> همیشه بایک نفر قرارگذاشتن
He always gives in to his wife. همیشه تسلیم زنش است
cast the first stone <idiom> همیشه آماده جنگیدن است
couch potato کسی که همیشه در خانه بیکار می نشیند
in a rut <idiom> همیشه کار مشابه انجام دادن
A bad workman always blames his tools. <proverb> کارگر بد همیشه از وسایلش غیبجویى مى کند.
give someone the benefit of the doubt <idiom> همیشه بهترین را درمورد کسی فرض کن
He has always lived there. او همیشه آنجا زندگی کرده است.
I always make a point of being on time . I always try to be punctual . همیشه مقید هستم که سر وقت بیایم
eager beaver <idiom> شخص همیشه داوطلب کار اضافه
She is always making trouble for her friends. همیشه برای دوستانش درد سر بوده
I am always ready to help my friends. همیشه حاضرم بدوستانم کمک کنم
A constant guest is never welcome . <proverb> به همیشه میهمان خوشامد گفته نمى شود .
date افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
on tap <adj.> همیشه آماده [برای ریختن از شیره بشکه]
It is yours for keeps . این برای همیشه پیش خودت باشد
dates افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
to always find something to gripe about همیشه چیزی برای گله زدن پیدا کردن
solids خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
He is trying to prove himself all the time. او [مرد] همیشه می خواهد نشان بدهد از پس کار بر می آید.
permanently انجام دادن به طریقی که برای همیشه باقی بماند
solid خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
man a bout town ادم بیکاری که همیشه به باشگاه و نمایشگاههای شهر میرود
he is always a little peculiar او همیشه اندکی اخلاق عجیب از خود نشان میدهد
danger warning level مقدار موجودی کالا که میبایست همیشه در انبارموجود باشد
window فضایی درصفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
douglas fir یک نوع گیاه همیشه بهار بلندی که در غرب امریکامی روید
You should always be careful walking alone at night. همیشه موقع پیاده روی تنها در شب باید مراقب باشید.
window فضایی در صفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
He's always moaning that we use too much electricity. او [مرد] همیشه قر می زند که ما بیش از اندازه برق خرج می کنیم.
The grass is always greener on the other side of the fence. <proverb> مرغ همسایه غازه [مردم دیگر همیشه در موقعیت بهتری هستند.]
clearance fit اتصالی که در ان حدود دوعضو جفت شونده همیشه مونتاژ را محکم می سازد
Carrie is her own worst enemy, she's always falling out with people. کری همیشه با همه بحث و جدل می کند و برای خودش دردسر می تراشد.
resident داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
residents داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
hotter سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
hottest سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
hot سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
tout temps prist تسلیم خوانده در برابرخواهان با اعلام این که همیشه برای تحویل یا انجام خواسته حاضر است
absolute address مرجع صفحه گسترده که همیشه به یک خانه اشاره میکند حتی اگر به محل دیگر کپی شود
kratom [درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
The whole problem with the world is that fools and fanatics are always so certain of themselves, and wiser people so full of doubts. مشکل اصلی در دنیا این است که احمق ها و متعصب ها همیشه از خودشان مطمئن و انسان های عاقل پر از تردید هستند.
After a few days out of the office it always takes me a while to get into gear when I come back. بعد از چند روز دور بودن از دفتر همیشه مدتی زمان می برد تا پس از بازگشت دوباره سر رشته امور را به دست بیاورم.
straight "A " student دانش آموزی [دانش جویی] که همیشه همه درسها را ۲۰ می گیرد
permanent آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
Better late than never. <proverb> آهسته برو همیشه برو.
stacked روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stack روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
command.com در -MS DOS فایل برنامهای که حاوی مفسر دستورات سیستم عامل است این برنامه همیشه در حافظه مقیم است و دستورات سیستم را تشخیص میدهد و به عمل تبدیل میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com