English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
administrative data processing پردازش دادههای اداری
Other Matches
queueing لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
queues لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
queue لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
queued لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
receiver ثبات ذخیره موقت برای دادههای ورودی پیش از پردازش
receivers ثبات ذخیره موقت برای دادههای ورودی پیش از پردازش
record تعداد موضوعات دادههای مبوطه که در حافظه موقت نگهداری می شوند و اماده پردازش هستند
intermediate مجموعه رکوردهایی که حاوی دادههای پردازش شده هستند که در زمان دیگری برای تکمیل کار استفاده می شوند
emulation رفتار یک چاپگر یا کامپیوتر که دقیقاگ مشابه دیگری باشد و به برنامههای مشابه اجازه اجرا و به دادههای مشابه اجازه پردازش می دهند
bureaucreacy رعایت تشریفات اداری به حد افراط کاغذ بازی و سیستم حکومتی و اداری مبتنی بر ان
administrative wheeled vehicle fleet کاروان خودروهای اداری خودروی اداری
bureaucracies تاسیسات اداری حکومت اداری
bureaucracy تاسیسات اداری حکومت اداری
bureaucrasy حکومت اداری تاسیسات اداری
postprocessor برنامهای که داده را از برنامه دیگر پردازش میکند که پردازش شده است
workdays ایام کار اداری ساعات کار اداری
workday ایام کار اداری ساعات کار اداری
photocomposition کاربرد پردازش الکترونیکی درتهیه چاپ که مستلزم تعریف و تنظیم تحریر و تولید ان به وسیله پردازش از طریق عکاسی میباشد
interactive processing پردازش فعل و انفعالی پردازش محاورهای
backing رسانه ذخیره سازی موقت که داده روی آن قابل ضبط است پیش از اینکه پردازش شود یا پس از پردازش و برای باز یابی
batch 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
batches 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
gpr ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط ق مختلف پردازش کند
edp پردازش داده در سطحی گسترده توسط کامپیوترهای دیجیتالی الکترونیکی پردازش داده به صورت الکتریکی
pipeline اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه
pipelines اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه
centralized data processing پردازش تمرکز یافته داده پردازش داده متمرکز
distributed processing system سیستم پردازش توزیعی سیستم پردازش غیر متمرکز
in line processing پردازش درون برنامهای پردازش درون خطی
mass data دادههای انبوه
test data دادههای ازماینده
master data دادههای اصلی
transaction data دادههای تراکنشی
objective data دادههای عینی
test data دادههای ازمایشی
t data دادههای ازمون
numeric data دادههای عددی
mechanized data دادههای ماشینی
census data دادههای سرشماری
biographical data دادههای زندگینامهای
tidal data دادههای کشندی
continuous data دادههای پیوسته
raw data دادههای خام
data aggregate دادههای متراکم
qualitative data دادههای کیفی
raw data دادههای اولیه
primary inputs دادههای اولیه
experimental data دادههای تجربی
experimental data دادههای ازمایشی
quantitative data دادههای کمی
data دادههای اماری
source data دادههای منبع
input data دادههای اولیه
objective data دادههای واقعی
continuous data دادههای متوالی
market information اطلاعات و دادههای بازار
contiguous data structure ساختار دادههای همجوار
transmitted data دادههای ارسال شده
generation data set مجموعه دادههای تولیدی
transmitted data دادههای مخابره شده
input data معلومات یا دادههای ورودی
computerized data base پایگاه دادههای کامپیوتری
cross sectional data دادههای برش عرضی
active database پایگاه دادههای فعال
input data translator مترجم دادههای اولیه
entry در پایگاه دادههای یا کتابخانه
internal data representation نمایش دادههای داخلی
administerial اداری
departmental اداری
official اداری
bureaucrats اداری
administrative اداری
bureaucrat اداری
executory اداری
formal اداری
relational database management مدیریت پایگاه دادههای رابطهای
administration building ساختمان اداری
prefectorial وابسته به اداری
prefectoral وابسته به اداری
office building ساختمان اداری
red tape فرمالیته اداری
bureau هیئت اداری
officially از طریق اداری
administration building قسمت اداری
prefecture حوزه اداری
administrative command فرماندهی اداری
administrative command یکان اداری
administrative channels طرق اداری
administrative channels مجاری اداری
administrative capacity فرفیت اداری
administrative budget بودجه اداری
administrative approval موافقتنامه اداری
bureaus هیئت اداری
administrative services قسمتهای اداری
management expenses مخارج اداری
malfeasance خطای اداری
officialdom سیستم اداری
unofficial غیر اداری
bureaucrats مامور اداری
bureaucrat مامور اداری
paperwork تشریفات اداری
office computer کامپیوتر اداری
office hours ساعات اداری
office work کار اداری
official communications مکاتبات اداری
officialism سیستم اداری
service element عنصر اداری
overhead gharges هزینه اداری
administrative escort ناو اداری
administrative flight پرواز اداری
circular letter نامه اداری
circular letter بخشنامه اداری
business hours ساعت اداری
bureaucreat گماشته اداری
departmentally ازلحاظ اداری
departmental intelligence اطلاعات اداری
administrative tribunal دادگاه اداری
administratively بطور اداری
administrative law حقوق اداری
office chair صندلی اداری
office chair مبل اداری
administrative services خدمات اداری
administrative march راهپیمایی اداری
administrative order دستور اداری
administrative net شبکه اداری
administrative movement حرکت اداری
administrative law قوانین اداری
administrative publications نشریات اداری
a white collar job کار اداری
administrative flight هواپیمای اداری
record oriented database management برنامه مدیریت پایگاه دادههای رکوردی
rdbms سیستم مدیریت پایگاه دادههای رابطهای
table oriented database management progr برنامه مدیریت پایگاه دادههای جدولی
rowed مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
hdic کنترل پیوندی دادههای سطح بالا
row مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
gaps فضای بین دادههای ذخیره شده
gap فضای بین دادههای ذخیره شده
rows مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
flat fuiile database management program برنامه مدیریت پایگاه دادههای تک فایل
high level data link control کنترل پیوند دادههای سطح بالا
out of [outside] office hours خارج از ساعات اداری
administrative landing پیاده شدن اداری
key personnels کادر اداری اصلی
extra official بیرون ازوفایف اداری
Outside office hours. خارج از وقت اداری
officers مامور کارمند اداری
officer مامور کارمند اداری
service echelon رده اداری و خدماتی
administrative escort ناو اسکورت اداری
office information system سیستم اطلاعات اداری
bureaucratic وابسته به امور اداری
provisional order دستور موقت اداری
placeman صاحب منصب اداری
deck department قسمت اداری ناو
general administration cost هزینه عمومی اداری
officialism رسمیت مقررات اداری
office swivel chair صندلی گردان اداری
soft خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
interrogations ال برای انتخاب رکوردها یا دادههای مختلف فایل
interrogation ال برای انتخاب رکوردها یا دادههای مختلف فایل
softer خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
softest خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
sub- تعداد دادههای مربوط به یک داده در کلاس اصلی
administrative(financial,legal)process. جریان اداری (مالی .حقوقی )
ministerial وابسته به وزیر یا کشیش اداری
administrative lead time زمان اداری دریافت اماد
formally مقررات رسمی یا اداری فاهرا"
services قسمتهای اداری ادارات نظامی
superstructures سازمانهای اداری ومدیریه کشور
superstructure سازمانهای اداری ومدیریه کشور
bureaucracies رعایت تشریفات اداری بحدافراط
genitourinary وابسته به دستگاه اداری تناسلی
formal مقید به اداب ورسوم اداری
administrative storage انبار کردن به طریق اداری
bureaucrasy رعایت تشریفات اداری بحدافراط
administrative shippings ارسال اماد به طریق اداری
disciplinary court دادگاه انتظامی محکمه اداری
red tapism رعایت تشریفات اداری به حدافراط
bureaucracy رعایت تشریفات اداری بحدافراط
emptied فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
empty فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
empties فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
emptiest فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
ascii فایل ذخیره شده حاوی دادههای به صورت کد ASCII
emptier فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
general شرکت مربوط به امور اداری اصلی
bureaucrats فرد معتقد به رعایت تشریفات اداری
administrative acceptees پرسنل قبول شده از نظر اداری
bureaucrat فرد معتقد به رعایت تشریفات اداری
generals شرکت مربوط به امور اداری اصلی
colder اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
coldest اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
collection ایستگاهی که دادههای جمع شده را به نقط ه مرکزی ارسال میکند.
collections ایستگاهی که دادههای جمع شده را به نقط ه مرکزی ارسال میکند.
cold اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
data logging ضبط دادههای مربوط به حوادثی که در زمانهای متوالی اتفاق می افتند
colds اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
administrative landing پیاده کردن بار و مسافر به صورت اداری
administrative segregation زندانی کردن به طور انفرادی تفکیک اداری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com