English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
steel facing membrane پرده فولادی
Other Matches
membranaceous دارای غشاء پرده پرده غشایی
steel dam سد فولادی
tone and semitone پرده ونیم پرده
steeliness خاصیت فولادی
steel chimmey دودکش فولادی
gratings شبکه فولادی
steel framed structured سازه فولادی
steel construction ساختمان فولادی
steel sheet ورق فولادی
steel sheet piling سپرکوبی فولادی
steel square گونیای فولادی
steel wire سیم فولادی
steel framed structured ساختمان فولادی
grating شبکه فولادی
steel wire rope طناب فولادی
steel pipe لوله فولادی
armature میله فولادی
flexible steel wire rope طناب فولادی خم شو
cogged ingot شمشه فولادی
cogged ingot شمش فولادی
steel jacket پوشش فولادی
steel cap کلاه فولادی
steel band نوار فولادی
steelblue <adj.> <noun> آبی فولادی
steel bands نوار فولادی
steel industries صنایع فولادی
building steel lathing بافت ساختمان فولادی
pile planking دیوار سپر فولادی
extra special flexible wire rope طناب فولادی ویژه
rolled steel joist تیرچه فولادی نوردشده
high carbon steel فولادی با میزان کربن 5/0%تا 50/1%
flexible mild steel wire rope طناب فولادی نرم
steel blue رنگ ابی فولادی
gusset صفحه فولادی اتصال
gussets صفحه فولادی اتصال
reinforced concrete pipe لوله بتن فولادی
reinforced concrete construction ساختمان بتن فولادی
tubular steel scaffold داربست لولهای فولادی
reinforced concrete carcase اسکلت بتن فولادی
tringle چوب پرده میل پرده چوب دیرک
high quality sheet steel ورق فولادی با کیفیت خوب
styli قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
stylus قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
stilus قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
stand بستهای فولادی کورهای بلند
steel casting پروفیل فولادی ریخته گری
styluses قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
capel سرپوش فلزی انتهای کابلهای فولادی
concrete steel سلاح یا میله فولادی بتن ارماتور
sheet pile سپر فولادی برای ساختمانهای ابی
billet دال فولادی جهت اتقال نیروبه شبکه یا کف پی
billeted دال فولادی جهت اتقال نیروبه شبکه یا کف پی
billeting دال فولادی جهت اتقال نیروبه شبکه یا کف پی
billets دال فولادی جهت اتقال نیروبه شبکه یا کف پی
hawser طناب فولادی مخصوص نگاهداشتن کشتی در حوضچه
hawsers طناب فولادی مخصوص نگاهداشتن کشتی در حوضچه
beryllium فلز بریلیوم بعلامت Beبرنگ خاکستری فولادی
tempered steel فولادی که درگرما عمل اورده شده باشد
rolling نیمرخهای فولادی را با عمل نورد تهیه میکنند
jig اسباب فولادی که با هدایت ان مته و سوهان را به کار می برند
knuckle sprue استخوانهای ریخته گری-فولادی که در داخل کانالهاباقی می ماند
jigs اسباب فولادی که با هدایت ان مته و سوهان را به کار می برند
reed valve شیری متشکل از ورقه فولادی نازکی که جریان یکطرفه سیال را سبب میشود
carburizing گرم کردن قطعات فولادی ماشین شده در اتمسفر قوی از گازهای هیدروکربن
bed plate پایه یا شاسی فولادی پیش ساخته که به عنوان فونداسیون به کار برده میشود
rollpin پینی متشکل از طومارهای فنرهای پیچیده فولادی که به عنوان محور لولا بکار میرود
baseplate پایه فولادی پیش ساخته چدنی که به عنوان فونداسیون برای یک موتور به کار می رود
internal wrenching bolt پیچ فولادی بسیار مقاومی که سر ان دارای فرورفتگی شش گوشی برای جا گرفتن اچارالن میباشد
cyaniding سخت گردانی سطح قطعات فولادی با غوطه ورسازی انهادر حمام نمکهای سیانید
bar automatic میله فولادی که به موازات ریل راه اهن کشیده میشودو وقتی که چرخ قطاری روی ان قرار می گیرد نقاط توقف و موقعیت را مشخص می نماید
structrual engineering industry صنعت ساختمان فولادی صنعت سوله
door curtain پرده در
mantles پرده
mantle پرده
fin footed پرده پا
screened پرده
free spoken بی پرده
uninhibited بی پرده
palls پرده
smokescreen پرده
palling پرده
screening, screenings پرده
tympanon پرده
hangings پرده
unreserved بی پرده
outspokenly بی پرده
curtains پرده
painting پرده
tympan پرده
purdah پرده
screens پرده
velum پرده
paintings پرده
window shade پرده
screen پرده
door curtain پرده
palled پرده
franked بی پرده
straight بی پرده
straighter بی پرده
straightest بی پرده
pert بی پرده
straightforward بی پرده
diaphragm پرده
blind پرده
frank بی پرده
membranes پرده
franker بی پرده
membrane پرده
diaphragms پرده
patagium پرده
vanes پرده
pecten پرده
vane پرده
plain spoken بی پرده
blinds پرده
straight out بی پرده
blinded پرده
bluntly بی پرده
frankest بی پرده
franking بی پرده
blunted بی پرده
blunter بی پرده
bluntest بی پرده
blunting بی پرده
at the rear of the stage <adj.> <adv.> در پس پرده
veil پرده
veils پرده
pall پرده
blunts بی پرده
backstage در پس پرده
blunt بی پرده
straightforwardly بی پرده
franks بی پرده
smokescreen دود پرده
pellicular پرده دار
benined the curtain پشت پرده
smoke screen پرده دود
palmated پرده دار
silver screen پرده سینما
bituminous facing پرده قیری
say it frankly بی پرده بگو
round unvarnished tale سخن بی پرده
quater tone یک چهارم پرده
watertight facing پرده اب بندی
signal panel پرده مخابرات
balloon barrage پرده دود
watertight diaphragm پرده اب بندی
wanelength طول پرده
veil nebula سحابی پرده
veil nebula ابری پرده
straightaway رک وبی پرده
lambrequin یا روی پرده
endocardium پرده درونی دل
it is wrapt in mystery در پرده است
entracte میان پرده
to draw the c. forth پرده افتادن
to draw the c. forth پرده کشیدن
hymenoptera پرده بالان
glozing پرده پوشی
the curtain falls پرده میافتد
grout curtain پرده تزریق
half tone نیم پرده
sun blind پرده پنجره
he has a loose tongue پرده در است
drumhead پرده صماخ
light screen پرده نور
living picture پرده نقاشی
curtain of fire پرده اتش
upholster پرده زدن
curtain rod چوب پرده
panel code کد پرده مخابرات
deadlight پرده کرکره
endoderm پرده درونی
mediastinum میان پرده
unreserve بی پرده گویی
tympanum پرده گوش
maidenhead پرده بکارت
diaphrgam میان پرده
marking panel پرده شناسایی
marking panel پرده مخابرات
tympanic membrane پرده صماخ
hymenopteral or terous پرده بال
drapery panel چین پرده ای
diaphragms میان پرده
diaphragm میان پرده
tableaux پرده نقاشی
tableaus پرده نقاشی
tableau پرده نقاشی
fretted پرده دار
frank بی پرده حرف زن رک
franked بی پرده حرف زن رک
foreshortening پرده ازروبرو
veils پرده زدن
veil پرده زدن
franks بی پرده حرف زن رک
franking بی پرده حرف زن رک
frankest بی پرده حرف زن رک
franker بی پرده حرف زن رک
Iron Curtain پرده اهنین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com