Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English
Persian
horizontal loading
پر کردن مهمات به طور افقی
Other Matches
field storage
انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
level
تراز سطح افقی افقی کردن
plane
افقی سطح افق افقی کردن
levelled
تراز سطح افقی افقی کردن
leveled
تراز سطح افقی افقی کردن
planed
افقی سطح افق افقی کردن
levels
تراز سطح افقی افقی کردن
planes
افقی سطح افق افقی کردن
planing
افقی سطح افق افقی کردن
antimateriel ammunition
مهمات مخصوص تخریب هدفهای مادی مهمات ضداماد و وسایل
ammunition loading line
صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
cook off
گل کردن مهمات
sliding wedge
گاوه افقی یاکولاس افقی
color codig
علامت گذاری کردن مهمات
atomic demolition munition
خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
x site
سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
cross level
افقی کردن
transverse abduction
دور کردن افقی
transverse adduction
نزدیک کردن افقی
lot integrity
دسته بندی مهمات به حسب نوبه یا جدا کردن انها درانبار
wale
تیر افقی انتخاب کردن
wet stowage
نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
rearming
تجدیداماد مهمات درانبارها مسلح کردن مجدد ماسوره یاچاشنی بمب یا موشک
rectification
تصویر کردن یک عکس مورب هوایی روی یک سطح افقی راست کردن عکس
leveling
میزان کردن افقی کردن
water displacement
زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
raster graphics
روش مرتب کردن و نمایش داده بصورت سطرهای افقی از یک شبکه یکنواخت یاسلولهای تصویر
inventory fraction
نسبت درصد ذخیره مهمات درصد ذخیره مهمات
horned scully
مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
ammunition
مهمات
ordnance
مهمات
ordnace
مهمات
ammo
مهمات
munitions
مهمات
munition
مهمات
ammunition trains
بنه مهمات
armed ammunition
مهمات مسلح
artillery ammunition
مهمات توپخانه
ammunition pit
چاله مهمات
ball ammunition
مهمات مانوری
ammunition pit
زاغه مهمات
ammunition lot
نوبه مهمات
ammunition carrier
مهمات بیار
ammunition handler
متصدی مهمات
ammunition dump
زاغه مهمات
ammunition dump
انبار مهمات
ammunition identification code
کد شناسایی مهمات
ammunition depot
انبار مهمات
ammunition loading line
خط بارگیری مهمات
ammunition credit
سهمیه مهمات
ammunition condition
وضعیت مهمات
ammunition chest
جعبه مهمات
ammunition barricade
بستههای مهمات
ammunition carrier
خودرو مهمات کش
blank ammunition
مهمات مانوری
blank ammunition
مهمات مشقی
caves
زاغه مهمات
munitions of war
مهمات جنگی
munitioneer
مهمات ساز
drill ammunition
مهمات مشقی
live ammunition
مهمات جنگی
explosive ordnance
مهمات منفجره
fixed ammunition
مهمات ثابت
inert
مهمات مشقی
inert ammunition
مهمات مشقی
inert ammunition
مهمات بی اثر
bunkers
زاغه مهمات
bunker
زاغه مهمات
piggy back
کیسه مهمات
cave
زاغه مهمات
caisson
صندوق مهمات
caisson
واگون مهمات
chemical ammunition
مهمات شیمیایی
practice ammunition
مهمات مشقی
service ammunition
مهمات رزمی
service ammunition
مهمات جنگی
separate loading
مهمات مجزا
separate ammunition
مهمات مجزا
igloo space
زاغههای مهمات
tracer
مهمات رسام
live
مهمات جنگی
lived
مهمات جنگی
lot
نوبه مهمات
tracers
مهمات رسام
magazines
انبار مهمات
load
بارگیری مهمات
magazine
انبار مهمات
ammo zero
مهمات تمام
loads
بارگیری مهمات
racked
قفسه مهمات و وسایل
wracks
قفسه مهمات و وسایل
prescribed load
بار مهمات مجاز
inventory lot
نوبه ذخیره مهمات
destruction area
منطقه تخریب مهمات
paracaisson
گاری مهمات کش دستی
ordnance
مهمات ساز وبرگ
armed ammunition
مهمات اماده انفجار
arsenals
انبار مهمات جنگی
shell room
انبار مهمات ناو
arsenal
انبار مهمات جنگی
special ammunition
مهمات مخصوص یا ویژه
rack
قفسه مهمات و وسایل
magazine space
محوطه زاغه مهمات
racks
قفسه مهمات و وسایل
semifixed
مهمات نیمه ثابت
igloo space
زاغه بتونی مهمات
type load
نوع بار مهمات
ordnance
مربوط به اسلحه و مهمات
type load
نوع مهمات هواپیما
wracked
قفسه مهمات و وسایل
ammunition data card
کارت مشخصات مهمات
lot number
شماره نوبه مهمات
ammunition lift capability
مقدورات حمل مهمات
gunrunner
قاچاقچی اسلحه و مهمات
ammunition handler
متصدی جابجایی مهمات
ammunition credit
سهمیه مهمات ذخیره
ammunition depot
محل نگهداری مهمات
ammunition depot
محل تدارک مهمات
ammunition day of supply
روز اماد مهمات
loading
بارگیری مهمات درهواپیما
gun room
مخزن مهمات درکشتی
armement
مهمات کشتی جنگی
ammo plus
مهمات بیش از نصف
ammunition modification
بهتر سازی مهمات
ammo minus
مهمات کمتر از نصف
ammunition point
نقطه اماد مهمات
feed belt
نوارتغذیه فشنگ نوار مهمات
required supply rate
نواخت مهمات مورد نیاز
ammunition available supply rate
نواخت اماد مهمات موجود
ammunition in hands of troops
مهمات موجود در دست یگانها
deck board
کف یا رویه پالت حمل مهمات
available supply rate
نواخت اماد مهمات موجود
ammunition lift capability
فرفیت حمل ونقل مهمات
practice ammunition
مهمات مخصوص تمرین هدف
dunnage
روپوش مهمات ضربه گیر
basic load
بار مبنای مهمات یا وسایل
color band
نوار رنگی روی جعبه مهمات
functional condition code
کد یا علامت مشخصات عمل کرد مهمات
ammunition and toxic material open space
انبارهای روباز مهمات ومواد سمی
ready rack
قفسه مهمات حاضر برای تیراندازی
ordnance service
خدمات مربوط به اردنانس واسلحه و مهمات
inventory lot
نوبه مهمات ذخیره شده در انبار
depots
ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
depot
ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
tarpaulin
بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
magazine space
زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
tarpaulins
بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
magazine flooding system
سیستم اب فشان انبار مهمات ناو
ordnance data
اطلاعات مربوط به جنگ افزارو مهمات
inert ammunition
مهمات خنثی یا بدون خرج تخریب
small lot
نوبهای که تعداد مهمات یا خرج ان کم است
delivery
نقل و انتقال دادن پرتاب مهمات یا بار
tumbrel or bril
ارابه دو چرخه برای بردن مهمات و ادوات
deliveries
نقل و انتقال دادن پرتاب مهمات یا بار
standard load
بار مهمات مطابق نمونه یا تنظیم شده
scabbing
بوش گذاری در فضای دیواره واگنهای حامل مهمات
service marking
علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
lateral
افقی
laterad
افقی
horizontal
افقی
season cracking
ترکی که بعلت عمر زیاد دروسایل یا مهمات تولید میشود
rack space
محوطه کف چینی شده انباربرای استقرار پالتها یا جعبههای مهمات
jack arch
طاق افقی
horizontal crossbar
میله افقی
abscissa
محور افقی
tiers
ردیف افقی
horizontal integration
تمرکز افقی
straight
افقی بطورسرراست
transverse plane
صفحه افقی
tier
ردیف افقی
horizontal growth
رشد افقی
horizontal combination
ترکیب افقی
horizontal hook
قلاب افقی
horizontal candlepower
شمع افقی
landscape orientation
تمایل افقی
horizontal integration
انضمام افقی
horizontal scrolling
حرکت افقی
abscissa
بعد افقی
horizontal mobility
تحرک افقی
horizontal integration
ادغام افقی
horizontal boring
سوراخکاری افقی
transom
وادار افقی
straighter
افقی بطورسرراست
straightest
افقی بطورسرراست
horizontal loading
کولاس افقی
ordinate
حور افقی
horizontal polarization
قطبش افقی
yardarm
بازوی افقی
cross hatch
هاشور افقی
trunnion
پاشنه افقی
transom
الت افقی
cross head
تیر افقی
horizontal
سطح افقی
horizontal disparity
ناهمخوانی افقی
trunnion
مفصل افقی
cross beam
تیر افقی
rhumb
دایره افقی
brise-soleil
پرده افقی
horizontal taping
مساحی افقی
brise-soleil
کرکره افقی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com