English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
pediatrics پزشکی کودک
Other Matches
professional service تیمهای متخصص پزشکی قسمتهای تخصصی پزشکی
premedical دوره مقدماتی پزشکی وابسته به پیش پزشکی
otorhinolaryngology پزشکی گوش و حلق و بینی [پزشکی]
ENT medicine پزشکی گوش و حلق و بینی [پزشکی]
it ان کودک
bantling کودک
kinchin کودک
babies کودک
baby کودک
infant کودک
infants کودک
tike کودک
tyke کودک
toddler کودک نو پا
child کودک
chits کودک
toddlers کودک نو پا
chit کودک
day care center مهد کودک
nursery مهد کودک
suckling کودک شیرخواره
child centered کودک محور
child development رشد کودک
child law حقوق کودک
child psychiatry روانپزشکی کودک
child study کودک پژوهی
feral child کودک وحشی
carrycot صندلی کودک
carrycots صندلی کودک
childproof کودک ایمن
rejected child کودک مطرود
puerilism کودک خویی
puerilism کودک منشی
schoolchild کودک دبستانی
schoolchildren کودک دبستانی
pedology کودک شناسی
infantilism کودک ماندگی
nurseries مهد کودک
suckle کودک شیرخوار
kindergarten باغ کودک
kindergartens باغ کودک
suckled کودک شیرخوار
kidded کودک بچه
kidding کودک بچه
suckles کودک شیرخوار
babyish کودک مانند
kid کودک بچه
child psychology روانشناسی کودک
infanticide کودک کشی
wolf child کودک گرگ پرورده
backward child کودک عقب مانده
child abuse بهره کشی از کودک
enelicomorphism بزرگسال انگاری کودک
child guidance clinic درمانگاه راهنمایی کودک
child rearing practices شیوههای پرورش کودک
problem child کودک مشکل افرین
eros صورت کودک بالدار
pedometer رشد سنج کودک
pedimeter رشد سنج کودک
suckling کودک شیر خوار
toddler کودک تازه براه افتاده
babe کودک شخص ساده و معصوم
babes کودک شخص ساده و معصوم
pedagogy فن اموزش وپرورش کودک للگی
toddled کودک تازه براه افتاده
toddles کودک تازه براه افتاده
toddling کودک تازه براه افتاده
toddle کودک تازه براه افتاده
toddlers کودک تازه براه افتاده
weanling کودک تازه از شیر گرفته
dewy-eyed معصوم و پاک چون کودک بی گناه
dewy eyed معصوم و پاک چون کودک بی گناه
childlike ساده وبی الایش کودک مانند
nurser شیشه درجه دار برای شیردادن کودک
teething ring حلقه لاستیکی مخصوص گازگرفتن کودک تا دندان در اورد
Like every child, she has only limited vocabulary at her disposal. مانند هر کودک، او [زن] وسعت واژگان محدودی در اختیار دارد.
Cupid خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده
cupids خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده
I am thinking of baby number two as I am not getting any younger. من به فکر داشتن کودک شماره دو هستم چون من که جوانترنمی شوم .
aeromedical unit یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
natural philosophy پزشکی
leech craft پزشکی
medicine پزشکی
medical profession پزشکی
medico پزشکی
medicines پزشکی
medic پزشکی
doctoral پزشکی
doctorhood پزشکی
medical پزشکی
osteoporosis استئوپروز [پزشکی]
spasm اسپاسم [پزشکی]
spasm تنجش [پزشکی]
stomach upset دل درد [پزشکی]
stethoscope گوشی پزشکی
halitosis هالیتوز [پزشکی]
brachio <prefix> بازویی [پزشکی]
defibrillator دفیبریلاتور [پزشکی]
monitor پایش [پزشکی ]
oncology آنکولوژی [پزشکی ]
defibrillator تارلرزه بر [پزشکی]
ophthalmitis گل مژه [پزشکی]
bad breath هالیتوز [پزشکی]
fetor oris هالیتوز [پزشکی]
allergic rhinitis [med.] تب یونجه [پزشکی]
dry mouth زروستومی [پزشکی]
dry mouth syndrome زروستومی [پزشکی]
fast heart beat تندتپشی [پزشکی]
tachycardia تندتپشی [پزشکی]
tachyrhythmia تندتپشی [پزشکی]
hayfever [med.] تب یونجه [پزشکی]
hay fever [med.] تب یونجه [پزشکی]
pollinosis [med.] تب یونجه [پزشکی]
xerostomia زروستومی [پزشکی]
pollenosis [med.] تب یونجه [پزشکی]
rubeola {sg} سرخک [پزشکی]
dyschezia یبوست [پزشکی]
costiveness یبوست [پزشکی]
constipation یبوست [پزشکی]
hair loss ریزش مو [پزشکی]
alopecia ریزش مو [پزشکی]
baldness ریزش مو [پزشکی]
lopecia ریزش مو [پزشکی]
red measles سرخک [پزشکی]
mumps اوریون [پزشکی]
epidemic parotitis اوریون [پزشکی]
loss of hair ریزش مو [پزشکی]
headaches سردرد [پزشکی]
back pain کمردرد [پزشکی]
back pain {sg} کمردرد [پزشکی]
dandruff {sg} شوره سر [پزشکی]
scurf شوره سر [پزشکی]
headache {sg} سردرد [پزشکی]
hair loss آلوپسی [پزشکی]
alopecia آلوپسی [پزشکی]
baldness آلوپسی [پزشکی]
lopecia آلوپسی [پزشکی]
loss of hair آلوپسی [پزشکی]
cephalgia سردرد [پزشکی]
cephalea سردرد [پزشکی]
headache سردرد [پزشکی]
scarlet fever مخملک [پزشکی]
rubella {sg} سرخجه [پزشکی]
German measles سرخجه [پزشکی]
three-day measles سرخجه [پزشکی]
measles سرخک [پزشکی]
scarlet مخملک [پزشکی]
lockjaw کزاز [پزشکی]
catalepsy کزاز [پزشکی]
tetanus کزاز [پزشکی]
morbilli {sg} سرخک [پزشکی]
the healing art علم پزشکی
treatment facility تاسیسات پزشکی
syringe سرنگ [پزشکی]
stomatology دهان پزشکی
practice of medicine کار پزشکی
preventive medicine پزشکی پیشگیر
profession of medicine پیشه پزشکی
social medicine پزشکی اجتماعی
space medicine پزشکی فضانوردی
space medicine پزشکی فضایی
syringe آبکنک [پزشکی]
immunodeficiency نقص ایمنی [پزشکی]
immune defect نقص ایمنی [پزشکی]
allergy حساسیت [پزشکی]
allergy آلرژی [پزشکی]
pediatrics پزشکی کودکان
vaccine واکسن [پزشکی]
binnacle استراحت پزشکی
council of physicians شورای پزشکی
dental clinic دندان پزشکی
evacuation ship ناواخراجات پزشکی
f.for practising medicine پروانه پزشکی
flean نیشتردام پزشکی
forensic medicine پزشکی قانونی
acology مفردات پزشکی
psychiatry پزشکی روانی
Medicare مراقبتهای پزشکی
Medicare مراقبت پزشکی
Hippocratic oath سوگنددانشجویان پزشکی
cysts کیست ها [پزشکی]
cyst کیست [پزشکی]
geriatrics پیری پزشکی
gynecology پزشکی زنان
medical recovery اخراجات پزشکی
medical recovery تخلیه پزشکی
medical service خدمات پزشکی
medical services خدمات پزشکی
medicolegal پزشکی- حقوقی
ophtalmology چشم پزشکی
ophthalmology چشم پزشکی
medical psychology روانشناسی پزشکی
medical programs برنامههای پزشکی
iatric وابسته به پزشکی
iatrochemistry شیمی پزشکی
iatrology رساله پزشکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com