English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
main guard پست نگهبانی اصلی
Other Matches
sentinel دیده ور نگهبانی نگهبانی دادن
sentinels دیده ور نگهبانی نگهبانی دادن
duty roster دفتر وقایع نگهبانی یا دفتر نوبت نگهبانی
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
watches نگهبانی
trick نگهبانی
tricking نگهبانی
out post نگهبانی
protectorship نگهبانی
tricked نگهبانی
wardenship نگهبانی
watch نگهبانی
watching نگهبانی
watched نگهبانی
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
middle watch نگهبانی نیمه شب
sentry boxes اتاقک نگهبانی
to stand sentinel نگهبانی کردن
trick نوبت نگهبانی
roster صورت نگهبانی
watchtowers برج نگهبانی
off duty خارج از نگهبانی
sentries قراول نگهبانی
sentry قراول نگهبانی
watchtower برج نگهبانی
watching نگهبانی دادن
sentry box اتاقک نگهبانی
watching پاس نگهبانی
guard نگهبانی دادن
tricked نوبت نگهبانی
radar quardship نگهبانی رادار
on sentry مامور نگهبانی
guards نگهبانی دادن
second dog watch نگهبانی دوم
set the watch تنظیم نگهبانی
chaperon نگهبانی کردن
duty roster لوحه نگهبانی
stand guard نگهبانی دادن
orderly officen افسر نگهبانی
rosters صورت نگهبانی
guarding نگهبانی دادن
tricking نوبت نگهبانی
to nount guard به نگهبانی رفتن
relieving تعویض نگهبانی
escorting نگهبانی کردن
escorts نگهبانی کردن
cavalier سکوی نگهبانی
relieve تعویض نگهبانی
relieves تعویض نگهبانی
chaperons نگهبانی کردن
first watch نگهبانی شامگاه
sentinels نگهبانی کردن
sentinel نگهبانی کردن
chaperone نگهبانی کردن
chaperones نگهبانی کردن
escorted نگهبانی کردن
escort نگهبانی کردن
watch پاس نگهبانی
watch نگهبانی دادن
watched پاس نگهبانی
watched نگهبانی دادن
first dog watch نگهبانی اول
watches نگهبانی دادن
watches پاس نگهبانی
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
first dogwatch نوبت نگهبانی عصر
watch and ward حق نگهبانی روزانه و شبانه
off duty مرخصی راحتی نگهبانی
port watch پست نگهبانی بندر
duty ماموریت خدمت نگهبانی
watch bill لوحه نگهبانی ناو
tricked مدت زمان پست نگهبانی
fixed post system سیستم پستهای نگهبانی ثابت
watchdog نگهبانی دادن نگهبان بودن
trick مدت زمان پست نگهبانی
tricking مدت زمان پست نگهبانی
watchdogs نگهبانی دادن نگهبان بودن
look out نگهبانی کردن موافب بودن
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
sentry boxes سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
relief مرخصی تعویض نگهبانی عوارض زمین
sentry box سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
call book دفتر بیدار کردن و تنظیم نوبت نگهبانی
scout پیشاهنگ دیده ور گشت زنی و نگهبانی دادن
scouts پیشاهنگ دیده ور گشت زنی و نگهبانی دادن
point duty نگهبانی مامور راهنمایی عبورومرورکه درنقطهای می ایستد
scouted پیشاهنگ دیده ور گشت زنی و نگهبانی دادن
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
master file فایل اصلی پرونده اصلی
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
base unit یکای اصلی واحد اصلی
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matter بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
out post پاسدار پست نگهبانی پاسداری دادن پاسدار صحرایی
rotas صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
sentry go فرمان نگهبانی را عوض کنیدنگهبانان عوض کنید
rota صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
authentic document اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
bodies 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
body 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
listening watch پست به گوش رادیویی نگهبانی به گوش
anchor watch گروه نگهبانی لنگر نگهبان لنگر
source 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
standby سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
guards محافظت کردن نگهبانی کردن
guard محافظت کردن نگهبانی کردن
guarding محافظت کردن نگهبانی کردن
master compass قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
arch- اصلی
arch اصلی
principal اصلی
initialing اصلی
initialled اصلی
fundametal اصلی
primarily اصلی
initialling اصلی
inherent اصلی
fundamental اصلی
normative اصلی
elementary اصلی
functional اصلی
primal اصلی
primitive اصلی
initials اصلی
firsthand اصلی
organic اصلی
initialed اصلی
main attack تک اصلی
main deck پل اصلی
main door در اصلی
trunks خط اصلی
parent اصلی
trunk خط اصلی
line link خط اصلی
aboriginal اصلی
immanent اصلی
ingrown اصلی
isogeny هم اصلی
principals اصلی
initial اصلی
arches اصلی
head اصلی
main lines خط اصلی
main line خط اصلی
seminal اصلی
quintessential اصلی
master اصلی
primary اصلی
texts اصلی
text اصلی
masters اصلی
aboriginals اصلی
germinal اصلی
intrinsic اصلی
essentials اصلی
essential اصلی
elemental اصلی
main خط اصلی
principle اصلی
first-hand اصلی
primordial اصلی
main <adj.> اصلی
elementarily اصلی
mainline خط اصلی
primes اصلی
basic اصلی
basics اصلی
cardinals اصلی
mainlining اصلی
mainlining خط اصلی
mainlines اصلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com