Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (35 milliseconds)
English
Persian
window
پنجره دار کردن
Search result with all words
tile
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
tiles
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
minimise
کوچک کردن پنجره برنامه به اندازه یک نشانه
to hand out
از پنجره اویزان کردن
Other Matches
child window
پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
title
میله افقی در بالای یک پنجره که نام آن برنامه یا پنجره را بیان میکند
titles
میله افقی در بالای یک پنجره که نام آن برنامه یا پنجره را بیان میکند
picture window
پنجره دل باز وخوش منظره پنجره بزرگ
double lancet
[پنجره گوتیکی با دو پنجره سر نیزه ای]
horizontal
میلهای در پایین پنجره که نشان میدهد صفحه پهن تر از پنجره است . کاربر میتواند به صورت افق در صفحه حرکت کند و این میله را بکشد
cascading windows
چندین پنجره که روی هم نمایش داده می شوند به طوری که فقط عنوان پنجره رویی نمایش داده میشود
windowing
1-عمل تنظیم یک پنجره برای نمایش اطلاعات درصفحه . 2-نمایش یا دستیابی به اطلاعات از طریق پنجره
transom
پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
sashes
پنجره
window
پنجره
inlier
پنجره
sash
پنجره
sole plate
کف پنجره
thirl
پنجره
cant bay window
کج پنجره
casement
پنجره
biforis
دو پنجره
biforus
دو پنجره
window-sill
لب پنجره
window-sills
لب پنجره
casements
پنجره
peeper
پنجره
winnock
پنجره
grille
پنجره مشبک
three panes window
پنجره سه چشمه
bow windows
پنجره قوسی
persian blinds
پنجره کرکرهای
window leaf
لنگه پنجره
three panes window
پنجره سه لنگه
windowing
ایجاد پنجره
casements
پنجره لولادار
casements
قاب پنجره
window frame
قاب پنجره
skylight
پنجره طاق
skylight
پنجره سقف
windowsill
طاقچه پنجره
window-frame
قاب پنجره
window-frames
قاب پنجره
window pane
جام پنجره
skylight
پنجره سقفی
rail
وادارمیانی در و پنجره
dormer window
پنجره شیروانی
bow window
پنجره قوسی
window box
قاب پنجره
window-boxes
قاب پنجره
casement
پنجره لولادار
windowpane
جام پنجره
casement
قاب پنجره
window-pane
جام پنجره
two light frame
پنجره دوچشمه
vent wing
پنجره گردان
sashes
پنجره گذاردن
sashes
پنجره گلخانه
two light frame
پنجره دو قلو
ventilation blind
پیش پنجره
sash
پنجره گذاردن
fender
پنجره روکش
oculus
پنجره گرد
sill
قرنیز کف پنجره
sills
قرنیز کف پنجره
open light
پنجره واشو
oriel
پنجره بالکن
pivoting window
پنجره گردان
pivoting window
پنجره محوری
middle lintel in window
کمرکش پنجره
sash
پنجره گلخانه
sky light
پنجره شیروانی
fenestrate
پنجره دار
fenestral
پنجره دار
text window
پنجره متن
grilles
پنجره بلندگو
grilles
پنجره مشبک
grille
پنجره بلندگو
fenestration
پنجره بندی
fire screen
پنجره بخاری
grater
پنجره اهنی
smith and founder
یراق در و پنجره
window-box
قاب پنجره
internal window sill
کف پنجره داخلی
stormproof window
پنجره ضد طوفان
inactive window
پنجره غیرفعال
sun blind
پرده پنجره
glazing bar
الت پنجره
graters
پنجره اهنی
French window
پنجره لولادار
active window
پنجره فعال
biforate window
پنجره دودر
window-sill
هرهی پنجره
blind window
پنجره نما
rear window
پنجره عقب
ingo
[تو رفتگی در و پنجره]
case ment
پنجره پوشش
ingoing
[تو رفتگی در و پنجره]
lattic-window
پنجره مشبک
balanced window
پنجره چرخان
lantern-light
پنجره فانوسی
air grate
پنجره هواکش
fan light
پنجره بالای در
grilled
پنجره دار
lattice windows
پنجره مشبک
chicago window
پنجره شیکاگویی
cross bar of window
الت پنجره
case ment
پنجره لولادار
continuous window
پنجره سراسری
clerestory
پنجره بام
cathedrian wheel
پنجره چرخی
double window
پنجره دو جداره
compss-window
پنجره کنسولی
sash windows
پنجره کشویی
case window
پنجره لولادار
balance window
پنجره چرخان
shutters
پشت پنجره
shutter
پنجره کرکرهای
shutter
پشت پنجره
lantern light
پنجره فانوسی
dead-light
پنجره ثابت
skylights
پنجره سقف
skylights
پنجره طاق
by the window
کنار پنجره
skylights
پنجره سقفی
jalousie
پشت پنجره ای
fanlights
پنجره بالای در
shutters
پنجره کرکرهای
window-panes
جام پنجره
aximez
شکاف پنجره
ajimez
شکاف پنجره
fanlight
پنجره بالای در
sash window
پنجره کشویی
lattice window
پنجره مشبک
Venetian blind
پنجره کرکره
window-sills
هرهی پنجره
windowpane
شیشه پنجره
Ipswich window
پنجره بالکن
splitting a window
تقسیم بندی پنجره
bay windows
پنجره پیش امده
grillwork
پنجره مشبک سازی
The window is jammed.
پنجره باز نمیشود.
Diocletion Window
پنجره نیم دایره
child window
پنجرهای در پنجره اصلی
dog-kennel
پنجره زیر شیروانی
middle lintel in window
وادار میانی پنجره
middle lintel in window
الت وسطی پنجره
grates
پنجره میلههای اهخنی
a seat by the window
یک صندلی کنار پنجره
grated
پنجره میلههای اهخنی
grate
پنجره میلههای اهخنی
munting
الت عمودی پنجره
fanlight
پنجره نیم گردکوچک
embrasures
منفذ پنجره یادر
lucarne
پنجره عمودی خوابگاه
embrasure
منفذ پنجره یادر
to lean out of the window
به پنجره تکیه دادن
Lantern ring
رینگ مشبک یا پنجره ای
lancet window
پنجره نوک تیز
bay window
پنجره پیش امده
latch for pivoting windows
چفت پنجره گردان
eucharistic window
[نیم پنجره محراب]
fanlights
پنجره نیم گردکوچک
Crittal windows
[پنجره لولادار فلزی]
skylight
پنجره شیروانی یا سقف
apron
زیر پنجره کف بند
rail
الت میانی در و پنجره
bay-window
[پنجره ی بیرون زده ]
window regulator
وسیله تنظیم پنجره
aprons
زیر پنجره کف بند
defenestration
پرتاب به خارج پنجره
abat jour
سایبان پنجره هوا
window seats
صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
window seat
صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
worksheet window
پنجره صفحه کاری
skylight
پنجره هوارسانی سقف
grating
پنجره تیز و دلخراش
gratings
پنجره تیز و دلخراش
skylights
پنجره هوارسانی سقف
skylights
پنجره شیروانی یا سقف
alert box
پنجره یا جعبه هشدار
window-sill
تختهی زیر پنجره
to go to the window
به
[سوی]
پنجره رفتن
to stand at
[by]
the window
کنار پنجره ایستادن
fan light
پنجره کوچک فوقانی
fillister
کنش کاو پنجره
window-sills
تختهی زیر پنجره
balances sash
قاب شیشه خور پنجره
porthole
پنجره کشتی یا هواپیما دریچه
bat's-wing
[نوعی از نقش پنجره خورشیدی]
eyebrows
گچ بری هلالی بالای پنجره
rail
دست انداز کمرکش در و پنجره
polyptych
تصویر یا پنجره یا در لولا دارتاشو
accolade
[آذینی روی طلاق، در و پنجره]
The window is jammed.
پنجره گیر کرده است.
windowsill
قسمت افقی لبه پنجره
eyebrow
گچ بری هلالی بالای پنجره
lunette
نعل اسب پنجره بالای در
bow window
پنجره پیش امده کمانی
window panes
باران با صدا به پنجره می خورد
frame
و مرز اطراف فضای پنجره
bossing
[فضای خالی زیر پنجره]
thin
پنجره نمایش داده شده تک خط
wind wing
پنجره کوچک تهویه اتومبیل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com