English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
harbourage پهلو گرفتن در بندر
Other Matches
To dock . To berth. پهلو گرفتن (کشتی در اسکله )
chinese landing پهلو گرفتن به سبک چینی
cabotage کشتیرانی و حمل کالا از یک بندر به بندر دیگر بدون دورشدن از ساحل
cabotage کشتیرانی از یک بندر به بندر دیگردرامتداد ساحل
terminal port بندر بارانداز اخرین بندر حرکت
To toss and turn. To roll over. از پهلو به پهلو غلتیدن (درخواب وغیره )
They were walking three abreast. سه نفری پهلو به پهلو قدم می زدند
line abreast کشتی هایی که پهلو به پهلو می روند
galncing collision برخورد پهلو به پهلو
side by side columns ستونهای پهلو به پهلو
collateral پهلو به پهلو متوازی
keelage حق ورود کشتی به بندر ورودیه کشتی به بندر
cril سد بندر
wayside بندر
harbours بندر
harbouring بندر
seaport بندر
port بندر
harboured بندر
harbour بندر
harbourless بی بندر
seaports بندر
harbored بندر
harbors بندر
harboring بندر
ports of call بندر لنگراندازی
longshoreman باربرلنگرگاه بندر
longshoremen باربرلنگرگاه بندر
port watch نگهبان بندر
port of entry بندر مقصد
ports of call بندر توقف
port of embarkation بندر عزیمت
port of call بندر لنگراندازی
port of destination بندر مقصد
registered port بندر مشخص
harbour master متصدی بندر
outer harbor پیش بندر
Yangon بندر یانگون
Tel Aviv بندر تلآویو
Sydney بندر سیدنی
destination port بندر مقصد
Plymouth بندر پلیموت
Douala بندر دوالا
harbor master رئیس بندر
harbor master راهنمای بندر
harbour dues حقوق بندر
Bissau بندر بیسائو
Abidjan بندر ابیجان
harbour master رئیس بندر
wharfmaster رئیس بندر
way port بندر سر راه
main port بندر اصلی
malaga بندر مالاگا
inner harbor بندر داخلی
aport روبه بندر
aport بسوی بندر
free ports بندر ازاد
free port بندر ازاد
bars پیش بندر
Calcutta بندر کلکته
bar پیش بندر
on berth در داخل بندر
jetties اسکله بندر
jetty اسکله بندر
naval port بندر دریایی
minor port بندر کوچک
treaty port بندر پیمانی
port of call بندر توقف
port بندر گاه
port بندر ورودی
secondary port بندر فرعی
terminal port بندر مقصد
seaport دریا بندر
seaport بندر دریایی
seaports بندر دریایی
seaports دریا بندر
sides پهلو
nip and tuck پهلو به پهلو
handing پهلو
hand پهلو
triangle سه پهلو سه بر
laterally از پهلو
triangles سه پهلو سه بر
one-sided یک پهلو
along side در پهلو
decagon ده پهلو
sideward از پهلو
side by side پهلو به پهلو
one sided یک پهلو
side arm از پهلو
sidling از پهلو
three sided سه پهلو
abreast پهلو به پهلو
ship side پهلو
sexangle شش پهلو
side view از پهلو
side پهلو
two-edged دو پهلو
sideways از پهلو
sidewards از پهلو
two edged دو پهلو
hexagon شش پهلو
yoko پهلو
by از پهلو
broadside به پهلو
broadsides به پهلو
flank پهلو
sideling از پهلو
flanking پهلو
flanked پهلو
hexagons شش پهلو
jetties موج شکن بندر
jetty موج شکن بندر
captain of the port افسر انتظامات بندر
port watch پست نگهبانی بندر
put into port وارد بندر شدن
bender gestalt test ازمون طرحهای بندر
cargo handling at port جابجایی کالا در بندر
Cape Town بندر کیپ تاون
embargo توقیف کشتی در بندر
cril مانع دهانه بندر
embargoes توقیف کشتی در بندر
out port بندر دور از مقصد
lay an embargo on در بندر توقیف کردن
destination port بندر تحویل کالا
entry plan طرح ورود به بندر
harbor control tower برج مراقبت بندر
George Town بندر جرج تاون
Georgetown بندر جرج تاون
lay day روز معطلی در بندر
ex quay تحویل در بندر مقصد
named port of destination بندر مقصد مشخص
side پهلو کناره
sides پهلو کناره
it has sides سه پهلو دارد
double entendres حرف دو پهلو
double entendre حرف دو پهلو
double talk جمله دو پهلو
double-entendres حرف دو پهلو
sideway فرعی از پهلو
slab sided پهن پهلو
broadsides ناو به پهلو
yoko geri ضربه به پهلو
heptagonal هفت پهلو
goosewing دو پهلو بادبان
lateral flexion خم شدن به پهلو
sidestroke شنای پهلو
multivocal چند پهلو
polygons بسیار پهلو
transfers پهلو- رفت
quindec agon پانزده پهلو
pentagon پنج پهلو
pentagons پنج پهلو
slide حرکت از پهلو
slides حرکت از پهلو
equilateral دو پهلو برابر
pitch diameter قطر پهلو
list یک پهلو شدن
transferring پهلو- رفت
transfer پهلو- رفت
many-sided چند پهلو
scalene نابرابر پهلو
quinquelat eral پنج پهلو
pulmonitis سینه پهلو
prevarication حرف دو پهلو
octagons هشت پهلو
octagon هشت پهلو
sideswipes پهلو زدن به
sideswipe پهلو زدن به
pneumonia سینه پهلو
polygonal بسیار پهلو
many sided چند پهلو
multilateral چند پهلو
septilateral هفت پهلو
skid به پهلو سریدن
skidding به پهلو سریدن
broadside ناو به پهلو
skids به پهلو سریدن
along side پهلو به پهلوی
side blown converter مبدل پهلو دم
pentangular پنج پهلو
octangular هشت پهلو
peripeneumony سینه پهلو
polygon بسیار پهلو
skidded به پهلو سریدن
roustabout کارگر اسکله یا بندر گاه
controlled port بندر نظامی کنترل شده
clearance papers اسناد خروج کشتی از بندر
harbour master مسئول بندر متصدی لنگرگاه
portcall زمان رسیدن وسایل به بندر
to lay one on a ship کشتی را در بندر توقیف کردن
port of debarkation بندر مقصد حمل کالا
Free pree (trade,port). مطبوعات ( تجارت ،بندر ) آزاد
water bailiffs مامور تفتیش کشتیها در بندر
named port of shipment بندر مشخص برای حمل
afloat support لجستیکی به طورشناور یا خارج از بندر
out bound عازم بیرون رفتن از بندر
fast cruise ازمایش سریع ناو در بندر
sidewinder ضربت سنگین از پهلو
crab به پهلو حرکت کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com