Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English
Persian
grabble
پهن نشستن جمع اوری کردن
Other Matches
proteranthy
گل اوری قبل از برگ اوری
scrawls
خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawled
خط خطی کردن گشاد نشستن
clog
به گل نشستن گیر کردن چسبیدن
scrawl
خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawling
خط خطی کردن گشاد نشستن
clogs
به گل نشستن گیر کردن چسبیدن
clogged
به گل نشستن گیر کردن چسبیدن
to sit out
نشستن بیشتر نشستن از
to be in the pouts
در گوشه ای نشستن و قهر کردن
[اصطلاح مجازی]
to have the pout
در گوشه ای نشستن و قهر کردن
[اصطلاح مجازی]
canvassing
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvass
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvasses
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassed
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
innovate
نو اوری کردن
innovating
نو اوری کردن
innovated
نو اوری کردن
innovates
نو اوری کردن
collecting
جمع اوری کردن
mustering
جمع اوری کردن
collect
جمع اوری کردن
musters
جمع اوری کردن
collects
جمع اوری کردن
marshall
جمع اوری کردن
culls
جمع اوری کردن
culling
جمع اوری کردن
culled
جمع اوری کردن
cull
جمع اوری کردن
raking
جمع اوری کردن
rakes
جمع اوری کردن
rake
جمع اوری کردن
to beat up for
جمع اوری کردن
collection
جمع اوری کردن
to put in mind
یاد اوری کردن
mustered
جمع اوری کردن
recovers
جمع اوری کردن
round on
جمع اوری کردن
massing
جمع اوری کردن
recovering
جمع اوری کردن
masses
جمع اوری کردن
recover
جمع اوری کردن
mass
جمع اوری کردن
marshalling
جمع اوری کردن
compile
جمع اوری کردن
compiled
جمع اوری کردن
muster
جمع اوری کردن
to get in
جمع اوری کردن
to round up
جمع اوری کردن
collections
جمع اوری کردن
get in
جمع اوری کردن
compiles
جمع اوری کردن
compiling
جمع اوری کردن
vernalize
میوه اوری را تسریع کردن
raise money
جمع اوری کردن پول
scrounging
علیق جمع اوری کردن
scrounges
علیق جمع اوری کردن
scrounged
علیق جمع اوری کردن
roll up
جمع اوری کردن تاسیسات
convocate
احضارکردن جمع اوری کردن
deposit collection
جمع اوری کردن زباله ها
scrounge
علیق جمع اوری کردن
rally
دوباره جمع اوری کردن
rallies
دوباره جمع اوری کردن
rallied
دوباره جمع اوری کردن
muster
احضار کردن جمع اوری کردن
mustered
احضار کردن جمع اوری کردن
musters
احضار کردن جمع اوری کردن
to gather up
جمع اوری کردن اماده کردن
mustering
احضار کردن جمع اوری کردن
levies
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
reaping
جمع اوری کردن بدست اوردن
stack
جمع اوری و منظم کردن وسایل
stacked
جمع اوری و منظم کردن وسایل
stacks
جمع اوری و منظم کردن وسایل
reaped
جمع اوری کردن بدست اوردن
levying
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levy
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
reintegrate
دوباره جمع اوری ومتحد کردن
reap
جمع اوری کردن بدست اوردن
ingross
جمع اوری کردن نیروی خودی
ingross
تحریر کردن جمع اوری نیروها
levied
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
reaps
جمع اوری کردن بدست اوردن
interview
مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
canvassing
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvass
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
to give
پولی برای پیشکشی جمع اوری کردن
canvasses
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
formulation
تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
interviews
مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviewing
مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
canvassed
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
interviewed
مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
stockpiles
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiling
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiled
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpile
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
putrefied
چرک نشستن چرک کردن
putrefies
چرک نشستن چرک کردن
putrefy
چرک نشستن چرک کردن
putrefying
چرک نشستن چرک کردن
forward seat
حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
trapdoors
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoor
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
regrouped
جمع شدن جمع اوری کردن
regroup
جمع شدن جمع اوری کردن
regrouping
جمع شدن جمع اوری کردن
regroups
جمع شدن جمع اوری کردن
awaited
نشستن
recoil
پس نشستن
awaiting
نشستن
awaits
نشستن
await
نشستن
recoiled
پس نشستن
seize
نشستن
seized
نشستن
seizes
نشستن
sits
نشستن
sit
نشستن
recoiling
پس نشستن
recoils
پس نشستن
perched
نشستن
perching
نشستن
perch
نشستن
to take a chair
نشستن
running aground
به گل نشستن
perches
نشستن
to lose ground
پس نشستن
to give ground
پس نشستن
to fill the chair
برکرسی نشستن
sit up
راست نشستن
hunker down
روی پا نشستن
to take ground
بگل نشستن
to take ground
بخاک نشستن
ambushes
در کمین نشستن
sprawls
پهن نشستن
straddle
گشاد نشستن
to run aground
بگل نشستن
to lie in w
درکمین نشستن
to lie in a
درکمین نشستن
to sit up
راست نشستن
straddles
گشاد نشستن
insidiate
در کمین نشستن
straddled
گشاد نشستن
sprawling
پهن نشستن
sprawl
پهن نشستن
to hunker down
چمباتمه نشستن
throne
برتخت نشستن
ambushing
در کمین نشستن
ambushed
در کمین نشستن
ambush
در کمین نشستن
thrones
برتخت نشستن
swamp
به گل نشستن قایق
swamped
به گل نشستن قایق
benches
بر کرسی نشستن
swamping
به گل نشستن قایق
bench
بر کرسی نشستن
swamps
به گل نشستن قایق
to knock back
عقب نشستن
stranding
به گل نشستن کشتی
suppurate
چرک نشستن
strands
به گل نشستن کشتی
to fall back
عقب نشستن
to f. the throne
برتخت نشستن
to come to the throne
بر تخت نشستن
outsit
بیشتر نشستن از
to a the throne
برتخت نشستن
take sanctuary
بست نشستن
setback
عقب نشستن
landing
نشستن هواپیما
landings
نشستن هواپیما
setbacks
عقب نشستن
strand
به گل نشستن کشتی
to take the wheel
پشت رل نشستن
sags
فرو نشستن
land
به گل نشستن کشتی
land
به زمین نشستن
rankling
چرک نشستن
sitting duck
<idiom>
بی خیال نشستن
sit up
<idiom>
بیدار نشستن
abate
فرو نشستن
dwit koobi
نشستن به عقب
subsiding
فرو نشستن
subsides
فرو نشستن
bow out
عقب نشستن
subsided
فرو نشستن
subside
فرو نشستن
sagged
فرو نشستن
land
بزمین نشستن
give way
عقب نشستن
ground
بزمین نشستن
rankle
چرک نشستن
rankled
چرک نشستن
ground position
در خاک نشستن
sag
فرو نشستن
rankles
چرک نشستن
primer setback
عقب نشستن چاشنی
waylays
درکمین کسی نشستن
sit out
تا پایان چیزی نشستن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com