English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 137 (7 milliseconds)
English Persian
asphalt power پودر اسفالت
Other Matches
mineral pitch اسفالت
asphaltum اسفالت
asphalt اسفالت
compressed asphalt اسفالت
roofing asphalt اسفالت بام
asphalt lining روکش اسفالت
cold laid mixture اسفالت سرد
melted asphalt اسفالت ماستیک
surface treatment اسفالت سطحی
natural asphalt اسفالت طبیعی
oxidized asphalt اسفالت اکسیده
asphalt cold اسفالت سرد
sheet asphalt اسفالت ریخته
roofing asphalt اسفالت سقف
asphalt power گرد اسفالت
hot min اسفالت گرم
mastic asphalt floor کف اسفالت قیری
blacktop اسفالت کردن
black japan ورنی اسفالت
black japan لاک اسفالت
bituminous varnish لاک اسفالت
bituminized chips تراشههای اسفالت
bitumen gronted construction اسفالت نفوذی
melted asphalt اسفالت ریختگی
gravel asphalt اسفالت شنی
asphaltic sandstone سنگریزههای اسفالت
asphaltic bitumen قیر اسفالت
paves اسفالت کردن
pave اسفالت کردن
lac varnish لاک اسفالت
mastic asphalt اسفالت قیری
asphalt اسفالت کردن
bituminous road جاده یا خیابان اسفالت
potman کارگر اسفالت ساز
asphaltum قیر زمینی اسفالت
insulating asphalt اسفالت عایق بندی
compressed asphalt اسفالت کوبیده شده
compressed asphalt اسفالت نورد شده
asphalt finisher پرداخت کننده اسفالت
emulsified asphalt اسفالت امولسیون شده
fine cold asphalt اسفالت سرد و نرم
tar macadam اسفالت ریگ و قیر
glassphalt اسفالت شیشه دار
penetration macadam اسفالت ماکادام نفوذی
blacktop موادقیری که درساختمان اسفالت بکارمیرود
asphalt coated chips روکش اسفالت روی سنگریزه ها
depth of indentation عمق فشردگی در جاده سازی اسفالت
blacktop موادی که برای اسفالت خیابان بکار میرود
plant mix مواد سنگی اغشته شده درماشین اسفالت
whiting پودر گچ
flour پودر
powder پودر
powdering پودر
powders پودر
pulverable پودر شدنی
toothpowders پودر دندان
cake mix پودر کیک
pulverization پودر سازی
pulverizer پودر ساز
halazone پودر هالوژن
trituration پودر سازی
to powder the hair پودر به مد یا بسرزدن
powder box جای پودر
cayenne pepper پودر فلفلقرمز
lime powder پودر اهک
face powders پودر صورت
face powders پودر بزک
chilli powder پودر فلفل
powdered گرد پودر
pulverizable پودر شدنی
powder box پودر دان
face powder پودر صورت
powdered lime پودر اهک
puff box پودر دان
toothpowder پودر دندان
gas tank پودر بنزین
powders پودر زدن به
talcum powder پودر طلق
talcum powder پودر تالک
pestles پودر ساختن
powders پودر صورت
powdering پودر زدن به
powdering پودر صورت
powder پودر زدن به
powder پودر صورت
powdery پودر مانند
baking powder پودر خمیرمایه
french chalk پودر خشک کن
carburization پودر شدگی
face powder پودر بزک
bleaching powder پودر کلر
pestle پودر ساختن
chalk پودر گچی خط کشی
pulverizer دستگاه پودر کننده
atomizer پودر کننده افشانگ
atomizers پودر کننده افشانگ
atomisers پودر کننده افشانگ
pulverizable قابل تبدیل به پودر
pulverable قابل تبدیل به پودر
emery powder پودر سنگ سنباده
chalked پودر گچی خط کشی
powder puffs اسباب پودر زنی
powder puff اسباب پودر زنی
triturate بصورت پودر دراوردن
chalking پودر گچی خط کشی
chalks پودر گچی خط کشی
powdered lime اهک پودر شده
hard stand بارانداز داخل فرودگاه محل پارک اسفالت شده برای خودروها
flour ارد کردن پودر شدن
bluing پودر ابی رنگ رختشویی
triturable بصورت پودر در اوردنی ساییدنی
blueing پودر ابی رنگ رختشویی
thermit مخلوط پودر الومینیم و اکسیداهن
samaria پودر زرد کمرنگی بفرمول 3O 2sm
vaporizer بصورت پودر یاذرات ریز دراورنده
wheel load فرفیت بار یا تحمل وزن باندفرود در یک فرودگاه یامحوطه تاکسی کردن یا جاده اسفالت
atomized تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomizes تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomizing تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
bleaching materiel پودر شستشو برای رفع الودگی عوامل شیمیایی
atomize تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomising تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomises تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomised تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
sea marker نوعی رنگ یا پودر رنگی که برای علامت گذاری اب دریا به کار می رود
rolled asphalt بتن قیری یا بتن اسفالتی اسفالت غلطک خورده
torpex نوعی مواد منفجره که ازمخلوط تی ان تی و سیکلونیت و پودر الومینیوم تشکیل میشود و معمولا در اژدرهای دریایی و مین و بمبهای زیرابی به کار می رود
apron محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aprons محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
atomizing پودر کردن اتمیزه کردن
atomised پودر کردن اتمیزه کردن
atomizes پودر کردن اتمیزه کردن
atomized پودر کردن اتمیزه کردن
atomises پودر کردن اتمیزه کردن
atomize پودر کردن اتمیزه کردن
atomising پودر کردن اتمیزه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com