Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (21 milliseconds)
English
Persian
fan
پوشاندن پوشش کردن
fanned
پوشاندن پوشش کردن
fanning
پوشاندن پوشش کردن
fans
پوشاندن پوشش کردن
Search result with all words
incrust
با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
Other Matches
screens
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screen
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
overlapped
پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم
overlap
پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم
overlaps
پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم
road screen
پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
guidance
هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
nickel clad sheet
ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
bezel
پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
camouflage
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflages
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaged
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaging
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
coatings
پوشاندن روکش کردن
coats
پوشاندن روکش کردن
sheaths
غلافدار کردن پوشاندن
camouflaging
مخفی کردن پوشاندن
sheathed
غلافدار کردن پوشاندن
sheathes
غلافدار کردن پوشاندن
camouflages
مخفی کردن پوشاندن
sheath
غلافدار کردن پوشاندن
coated
پوشاندن روکش کردن
coat
پوشاندن روکش کردن
suffused
پوشاندن اشباع کردن
immerse
زیر اب کردن پوشاندن
camouflage
مخفی کردن پوشاندن
immersed
زیر اب کردن پوشاندن
camouflaged
مخفی کردن پوشاندن
immerses
زیر اب کردن پوشاندن
immersing
زیر اب کردن پوشاندن
suffusing
پوشاندن اشباع کردن
suffuse
پوشاندن اشباع کردن
concealment
پنهان کردن پوشاندن
suffuses
پوشاندن اشباع کردن
sheathe
غلافدار کردن پوشاندن
tinplate
با قلع پوشاندن حلبی کردن
able
لباس پوشاندن قوی کردن
carbonize
باذغال پوشاندن یاترکیب کردن
crowns
تاج گذاری کردن پوشاندن
crown
تاج گذاری کردن پوشاندن
papering
یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papered
یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
liquors
با روغن پوشاندن چرب کردن
liquor
با روغن پوشاندن چرب کردن
ablest
لباس پوشاندن قوی کردن
paper
یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
becloud
با ابر پوشاندن تاریک کردن
abler
لباس پوشاندن قوی کردن
papers
یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
mats
بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
mat
بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
inundating
زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundated
زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
armor plate
زره دار کردن پوشاندن بازره
souse
بطور کامل پوشاندن حمله کردن
inundate
زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundates
زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
husks
بی پوشش کردن
husk
بی پوشش کردن
overwatch
مراقبت کردن پوشاندن حرکت یکانهای دیگربا اتش
exposes
باز کردن پوشش
expose
باز کردن پوشش
integument
پوشش دار کردن
exposing
باز کردن پوشش
comparative cover
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
cover
روکش کردن پوشانیدن پوشش
coverings
روکش کردن پوشانیدن پوشش
opened
برداشتن پوشش یا باز کردن در
covers
روکش کردن پوشانیدن پوشش
open
برداشتن پوشش یا باز کردن در
opens
برداشتن پوشش یا باز کردن در
screen
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screens
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screening, screenings
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screened
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
to shield
بوسیله سپر
[پوشش]
حفظ کردن
cuticle
پوشش مو پوشش شاخی
maneuvering vent
شکاف بالای پوشش بالن برای رها کردن هوا
roof covering material
مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
mulches
که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
mulch
که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
bedim
با ابر پوشاندن ابری یا مانند ابر کردن
antisubmarine screen
پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
emboss
پوشاندن
shroud
پوشاندن
to go to the shades
پوشاندن
roof
پوشاندن
overrun
پوشاندن
obscure
پوشاندن
envelop
پوشاندن
obscurer
پوشاندن
obscured
پوشاندن
masking
پوشاندن
enveloping
پوشاندن
enveloped
پوشاندن
envelops
پوشاندن
overrunning
پوشاندن
obscures
پوشاندن
submerged
پوشاندن
decks
پوشاندن
decked
پوشاندن
submerges
پوشاندن
submerging
پوشاندن
deck
پوشاندن
blankets
پوشاندن
enshoud
پوشاندن
enrobe
پوشاندن
enclothe
پوشاندن
submerge
پوشاندن
blanketed
پوشاندن
overruns
پوشاندن
obscurest
پوشاندن
coats
پوشاندن
shrouded
پوشاندن
obscuring
پوشاندن
coat
پوشاندن
coated
پوشاندن
submers
پوشاندن
coatings
پوشاندن
blanket
پوشاندن
shingle
پوشاندن
belay
پوشاندن
curtains
پوشاندن
dresses
پوشاندن
dress
پوشاندن
bestrew
پوشاندن
covers
پوشاندن
infold
پوشاندن
enshrouding
پوشاندن
enshrouds
پوشاندن
enshrouded
پوشاندن
enshroud
پوشاندن
jacket
پوشاندن
mask
پوشاندن
to cover up
پوشاندن
clad
پوشاندن
encases
پوشاندن
encased
پوشاندن
to cover in
پوشاندن
overcast
پوشاندن
masks
پوشاندن
jackets
پوشاندن
encase
پوشاندن
to d. with snow
پوشاندن
roofs
پوشاندن
copartnership
پوشاندن
cover
پوشاندن
revet
پوشاندن
inwrap
پوشاندن
sods
پوشاندن
sod
پوشاندن
incase etc
پوشاندن
clothe
پوشاندن
line
پوشاندن
batten down
پوشاندن
coverings
پوشاندن
cases
پوشاندن
sheet
پوشاندن
sheets
پوشاندن
case
پوشاندن
lines
پوشاندن
overwhelms
سراسر پوشاندن
inter
زیرخاک پوشاندن
tarpaulins
با تارپولین پوشاندن
tarpaulin
با تارپولین پوشاندن
veils
چادر پوشاندن
frocks
فراک پوشاندن
veil
چادر پوشاندن
raiment
ملبوس پوشاندن
mosses
باخزه پوشاندن
earths
باخاک پوشاندن
earths
با خاک پوشاندن
earth
باخاک پوشاندن
balancing of portfolio
پوشاندن ریسک
earth
با خاک پوشاندن
interred
زیرخاک پوشاندن
indue
پوشاندن اراستن
interring
زیرخاک پوشاندن
inters
زیرخاک پوشاندن
frock
فراک پوشاندن
moss
باخزه پوشاندن
overwhelmed
سراسر پوشاندن
cerecloth
بامشمع پوشاندن
overglaze
با لعاب پوشاندن
resins
باصمغ پوشاندن
resin
باصمغ پوشاندن
overwatch
پوشاندن حرکت
gelatinize
باژلاتین پوشاندن
grasses
با علف پوشاندن
gault
با خاک رس پوشاندن
lichens
باگلسنگ پوشاندن
lichen
باگلسنگ پوشاندن
grass
با علف پوشاندن
resinate
با صمغ پوشاندن
cotton
باپنبه پوشاندن
cottons
باپنبه پوشاندن
outjockey
در رسیدن پوشاندن
enfolding
بالفافه پوشاندن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com