English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (18 milliseconds)
English Persian
contribution پولی که برای مصارف عام المنفعه بدهندشرکت
contributions پولی که برای مصارف عام المنفعه بدهندشرکت
Other Matches
bote حق مستاجر به برداشتن چوب برای بعضی مصارف
personal ریز کامپیوتر کم هزینه برای مصارف خانگی و تجاری سبک
pouch خورجین [گاه قالیچه ها برای مصارف شخصی عشایر بدین گونه بافته می شوند.]
composite demand تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
reserved character حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
cash on the barrelhead <idiom> پولی که برای خرید چیزی پرداخت می شود
to give پولی برای پیشکشی جمع اوری کردن
make it up to someone <idiom> انجام کاری برای کسی درعوض وعده پولی
appearance money پولی که به افراد مشهور برای حضور در محافل پرداخت میشود
european monetary agreement موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
publicly useful عام المنفعه
of public utility عام المنفعه
non productive مسلوب المنفعه
pf public utility عام المنفعه
co-operative society موسسهعام المنفعه
public works امورعام المنفعه
unutilized مسلوب المنفعه
public utility عام المنفعه
of popular utility عام المنفعه
public utility کار عام المنفعه
public works تاسیسات عام المنفعه
civic action امور عام المنفعه
welfare work کارهای عام المنفعه
utility vehicle وسیله نقلیه عام المنفعه
monetarists طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
state aid کمک دولت به موسسات عام المنفعه وغیره
subvention اعانه نقدی دولت به بنگاه عام المنفعه
dedications اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedication اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
general porpose کارهای عمومی مصارف عمومی
condemnations ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
condemnation ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
impecuniousity بی پولی
mercenaly پولی
venal پولی
monetary پولی
pocket پولی
pecuniary پولی
impecuniosity بی پولی
moneyary پولی
pockets پولی
moneyed پولی
total loss نابود شدن یا مسلوب المنفعه شدن کلی مال بیمه شده خسارت کلی
monetary school مکتب پولی
monetary system سیستم پولی
monetary restriction محدودیت پولی
money income درامد پولی
money illusion خطای پولی
loose pulley پولی هرزگرد
monetary reserves ذخائر پولی
money matters امور پولی
monetary sector بخش پولی
monetary value ارزش پولی
monetary unit واحد پولی
money capital سرمایه پولی
dealing for money معاملات پولی
financial inventory ذخایر پولی
financial property اموال پولی
polyethylene پولی اتیلن
monetary targets اهداف پولی
money illusion توهم پولی
money wage مزد پولی
financial property داراییهای پولی
polymyxin پولی میکسین
monetary convention اتحاد پولی
monetary control نظارت پولی
monetary control کنترل پولی
reconvert پولی را مجدداتسعیرکردن
monetary base پایه پولی
backing پشتوانه پولی
monetary base مبنای پولی
monetary authorities مقامات پولی
unit of currency واحد پولی
monetary assets دارائیهای پولی
tight money کنترل پولی
pecuniary liability ضمانت پولی
pay patient مریض پولی
polywag پولی واگ
money order حواله پولی
monetary incentive مشوق پولی
money orders حواله پولی
monetary inflation تورم پولی
grooved pulley پولی شیاردار
monetary instruments ابزارهای پولی
monetary policy سیاست پولی
monetary expansion توسعه پولی
real غیر پولی
monetary deflation انقباض پولی
monetary economy اقتصاد پولی
monetary deflation محدودیت پولی
european monetary fund صندوق پولی اروپا
rate of money wage نرخ مزد پولی
i am pushed for money ازبی پولی درفشار
finances تامین هزینه پولی
feel the pinch <idiom> دچار بی پولی شدن
finance تامین هزینه پولی
financing تامین هزینه پولی
pure monetary policy سیاست پولی خالص
dollar area منطقه پولی دلار
european monetary system سیستم پولی اروپایی
money well spent <idiom> پولی که هدر نرفته
expansionary monetary policy سیاست پولی انبساطی
financed تامین هزینه پولی
gold currency system نظام پولی طلا
national money income درامد ملی پولی
tools of monetary policy ابزار سیاست پولی
he is pressed for money از بی پولی در مضیقه است
bimetallism نظام پولی دو فلزی
bimetallic standard پایه پولی دو فلزی
prices ارزش پولی کالا
tight money سیاست پولی انقباضی
price ارزش پولی کالا
it was a خوب پولی بود
gold standard نظام پولی طلا
nonmonetarists اقتصاددانان غیر پولی
restrictive monetary policy سیاست پولی انقباضی
nonmonetary sector بخش غیر پولی
nonmonetary income درامد غیر پولی
contractionary monetary policy سیاست پولی انقباضی
nonmonetary assets دارائیهای غیر پولی
i owe some money to you یک پولی به شما بدهکارم
deflation انقباض پولی رکود
impecuniously از روی بی پولی یا افلاس
strategic concentration by rail سیستم پولی فلزی
hyperdeflation انقباض پولی شدید
pecuniary externalities پی امدهای خارجی پولی
free capital سرمایه گذار پولی
not for the world <idiom> دراعضای هیچ پولی
money rate of interest نرخ بهره پولی
down and out <idiom> هیچ پولی نداشتند
poly vinil chloride کلرور پولی وینیل
i have no money about me با خود هیچ پولی ندارم
strapped for cash <idiom> هیچ پولی دربساط نداشتن
ring up <idiom> اضافه کردن آمار پولی
Money entrusted to my care . پولی که با مانت نزد من سپرده شد
easy money پولی که براحتی بدست اید
poundage مقدار پولی برحسب لیره
international monetary reserves ذخائر پولی بین المللی
polyester الیاف یاپارچه پولی استر
Monetary systems. سیستم های پولی ( مالی )
apportionment تقسیم پولی بین اشخاص ذی نفع
army deposit fund سپرده پولی پرسنل نیروی زمینی
e p u 591 منحل و "e-m-a" یاموافقتنامه پولی اروپاجایگزین ان شد
To put some money aside . پولی را کنا رگذاشتن ( ذخیره ساختن )
burn a hole in one's pocket <idiom> پولی که تومیخواهی سریعا خرج کنی
the proceeds of the sale پولی که از محل فروش بدست می اید
monetrarist keynesian debate بحث طرفداران مکتب پولی وکینزی
commodity money پولی که در تهاتر بجای کالابه کار رود
chantry پولی که وقف کشیشان میشودتابرای مردگان بخوانند
transfer payment پرداخت پولی که هیچ کارتولیدی را باعث نشود
prize money پولی که از فروش غنیمت دریایی بدست می اید
accountability ذیحسابی مسئولیت نگهداری سوابق پولی و مالی
devaluation تنزل نرخ برابری پول تضعیف پولی
royalties پولی که در مقابل استفاده از اختراع به صاحب ان پرداخت میگردد
royalty پولی که در مقابل استفاده از اختراع به صاحب ان پرداخت میگردد
blockade currency پولی که تبدیل ان به پول دیگرقانونا " منع شده باشد
deat benefit وفیفه یا پولی که کارفرمابعیال و اولاد کارگر متوفی میدهد
corkage پولی که درمهمانخانه ازکسی میگیرندتابادهای راکه مال خودمهمان
disposable personal income پولی که اماده خرج کردن یاپس انداز باشد
convertible پولی که با نرخ معین قابل تبدیل به طلا باشد
convertibles پولی که با نرخ معین قابل تبدیل به طلا باشد
To play for love . عشقی بازی کردن ( بدون شرط بندی پولی )
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
countershaft pulley محور با پولی یا چرخ دندانه دار که به یک ماشین وصل میشود
pewage پولی که بابت نشستن درجاهای خانوادگی یانیمکتهای چندنفری درکلیسامیدهند
slush fund پولی که از فروش مواد زاید آشپزخانهی کشتی به دست میآمد
slush funds پولی که از فروش مواد زاید آشپزخانهی کشتی به دست میآمد
smart money غرامت پولی که دولت بسربازان وملوانان زخمی ومصدوم میدهد
luck money پولی که بطور دست لاف هنگام خرید و فروش بکسی بدهند
luck penny پولی که بطور دست لاف هنگام خرید و فروش بکسی بدهند
accrued benefit پولی که شرکت به یکی از کارمندان بدهکار است بخصوص بابت بازنشستگی
haulage پولی که راه اهن بابت حمل ونقل قطارهای بیگانه در مسیر خود میگیرد
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
accumulated depreciation کل مقدار پولی که شرکت یا سازمان می تواند از ارزش ماشین یا تجهیزات به دلیل مستهلک شدن کسر کند
accumulated profit پولی که شرکت یا شخصی در سال های قبل به دست آورده و استفاده نکرده یا به خریداران سهام نداده است
monetary school مکتب اقتصادی تحت رهبری میلتون فریدمن که معتقد به کارائی بیشترسیاست پولی نسبت به سیاست مالی در اقتصاد است
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
monetrarist keynesian debate اینکه ایا سیاست پولی موثر است یا سیاست مالی
microsoft بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
neo keynesians اقتصاددانان جدید کینزی گروهی که نظریات اقتصادی انها بر خلاف نظریات طرفداران مکتب پولی است
special drawing rights این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
drive چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
strategy طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategies طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
infra red link روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
narratives یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
narrative یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
recalls برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
Ackerman's function تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
recalled برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recall برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
c استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
permanent آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
bin محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
bins محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
revenue tax مالیاتی که برای افزایش درامد کشور است نه برای تاثیردربازرگانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com