Total search result: 202 (3 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
high tech |
پیشرفته بودن از نظر فناوری |
high technology |
پیشرفته بودن از نظر فناوری |
|
|
Other Matches |
|
sophisticated |
از نظر تکنیکی پیشرفته بودن |
state-of-the-art |
بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته |
extends |
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند |
extending |
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند |
extend |
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند |
jutting |
پیشرفته |
advanced level |
پیشرفته |
far out |
پیشرفته |
advanced |
پیشرفته |
advanced |
پیشرفته |
super alloy |
الیاژهای پیشرفته |
developed contries |
ممالک پیشرفته |
schizocaria |
اسکیزوفرنی پیشرفته |
advancee nations |
ملل پیشرفته |
advanced rigging |
ملوانی پیشرفته |
power user |
کاربر پیشرفته |
advanced basic |
بیسیک پیشرفته |
superalloy |
الیاژهای پیشرفته |
furthest |
پیشرفته ترین |
aided tracking |
ردگیری پیشرفته |
redevelops |
دوباره پیشرفته کردن |
redeveloped |
دوباره پیشرفته کردن |
redeveloping |
دوباره پیشرفته کردن |
redevelop |
دوباره پیشرفته کردن |
high grade |
خیلی پیشرفته پرقدرت |
paper advance setting |
جایگاه پیشرفته ورق |
advanced capitalism |
سرمایه داری پیشرفته |
senior technical college |
دانشگاه فناوری |
loadable <adj.> |
فشارپذیر [فناوری] |
polytechnic |
دانشگاه فناوری |
technological |
مربوط به فناوری |
technologically |
مربوط به فناوری |
University of Applied Sciences [UAS] |
دانشگاه فناوری |
college of [music, technology,...] |
دانشگاه فناوری |
biotechnology |
زیست فناوری |
advanced progressive matrices test |
ازمون ماتریسهای مدرج پیشرفته |
the developed world |
جهان توسعه یافته [پیشرفته] |
enhanced system device interface |
میانجی دستگاه سیستم پیشرفته |
enhanced expanded memory specification |
مشخصات حافظه گسترشی پیشرفته |
eco-tech |
فناوری زیست بوم |
generation |
جدیدترین نوع فناوری |
technical sales and distribution |
فروش فناوری و پخش |
eco-technology |
فناوری زیست بوم |
engineering documents |
پرونده های فناوری |
generations |
جدیدترین نوع فناوری |
enhanced graphics adaptor |
وفق دهنده نگاره سازی پیشرفته |
adccp |
پروتکل پیشرفته کنترل ارتباطات داده |
enhanced graphics display |
صفحه نمایش نگاره سازی پیشرفته |
ega |
وفق دهنده نگاره سازی پیشرفته |
freewheel [overrunning clutch ] |
چرخ آزاد [فناوری مکانیک] |
transponder sierra |
دستگاه تشخیص دشمن وخودی مدل پیشرفته |
advanced |
Protocol CommunicationControl Dataپروتکل پیشرفته کنترل ارتباطات |
electrometallurgy |
صنعت ذوب فلزات با سیستمهای پیشرفته الکتریکی |
technological |
تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید |
technologically |
تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید |
researching |
توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری |
research |
توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری |
generations |
فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای LSI |
researches |
توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری |
researched |
توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری |
generation |
فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای LSI |
telecommunications |
فناوری ارسال و دریافت پیام در یک مسافتی |
first world |
کشورهای کنونی سرمایه داری پیشرفته ازنظر اقتصادی |
xmodem |
گونه پیشرفته XMODEM که حاوی بررسی خطا است |
arpanet |
Agency ResearchProjects Advancedاژانس پروژههای پیشرفته تحقیقاتی ارپانت |
center disc [disk wheel] |
دیسک با سوراخ بزرگ در کانونش [ فناوری خودرو] |
qube |
تسهیلات اطلاعاتی که قسمتی از یک سیستم پیشرفته کابل تلویزیونی است |
generations |
مرحله یا تاریخ فناوری استفاده شده در طراحی یک سیستم |
generation |
مرحله یا تاریخ فناوری استفاده شده در طراحی یک سیستم |
automatic kerning |
کاهش [و تنظیم ] خودکار فاصله دخشه ها [فناوری چاپ] |
autokerning |
کاهش [و تنظیم ] خودکار فاصله دخشه ها [فناوری چاپ] |
to kern |
کاهش دادن [و تنظیم کردن ] فاصله دخشه ها [فناوری چاپ] |
to unstitch something [sewing] |
کوکی [بخیه ای] را باز کردن [دوختن پارچه] [فناوری بافندگی] |
technology |
فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی . |
technologies |
فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی . |
extend |
خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد |
extending |
خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد |
extends |
خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد |
EIDE |
مشخصات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده و دریافت آن به دیسک سخت را بهبود می بخشد |
first generation computer |
کامپیوتر اصلی که از فناوری الکترونیکی بر پایه مقدار برای شروع تشکیل شده است |
fibre over Etherenet |
گونه پیشرفته استاندارد پرآکل شبکه اینترنت که اجازه ارسال داده به صورت مگا بیت در ثانیه |
generations |
کامپیوترهای اصلی که طبق فناوری بر حسب نور ساخته شده اند و شروع به کار کردند |
generation |
کامپیوترهای اصلی که طبق فناوری بر حسب نور ساخته شده اند و شروع به کار کردند |
TrueType |
فناوری نوشتاری سافت Apple و ماکروسافت برای چاپ دقیق هر آنچه در صفحه نمایش داده میشود |
ZMODEM |
گونه پیشرفته پروتکل ارسالی MODEM که قادر به تشخیص خطا و توانایی ارسال مجدد است در صورتی که اتصال قط ع شود |
density |
دیسکی که میتواند دو بیت داده را در واحد مسافت ذخیره کند در مقایسه با دیسک استاندارد با استفاده از پردازنده پیشرفته نوشتن |
densities |
دیسکی که میتواند دو بیت داده را در واحد مسافت ذخیره کند در مقایسه با دیسک استاندارد با استفاده از پردازنده پیشرفته نوشتن |
nerds |
شخصی که صرفا کامپیوتری شده است و به سختی درباره چیزی که مربوط به فناوری نباشد حرف می زند یا فکر میکند |
nerd |
شخصی که صرفا کامپیوتری شده است و به سختی درباره چیزی که مربوط به فناوری نباشد حرف می زند یا فکر میکند |
ion deposition |
فناوری چاپ که از نوک چاپی استفاده میکند که نشانه هایی می کشد تا تصویری ایجاد شود که toner را جذب کند |
bells and whistles |
خصوصیات جانبی و پیشرفته یک برنامه کاربردی یا وسیله جانبی |
fibre distributed data interface |
استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال دده مگابایت در ثانیه است |
MMX |
قطعه پردازنده intel پیشرفته که حاوی خصوصیات ویژه و قط عاتی است که برای بهبود کارایی استفاده از چند رسانهای و ارتباطات به کار می رود |
CD ROM Extended Architecture |
فرمت ROM-CD پیشرفته که نحوه ذخیره سازی صورت و تصویر داده را روی دیسک ROM-CD مشخص میکند |
CD ROM/XA |
فرمت ROM-CD پیشرفته که نحوه ذخیره سازی صورت و تصویر داده را روی دیسک ROM-CD مشخص میکند |
fourth generation computers |
فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند |
case |
حرف بزرگ یا حرف معمولی [فناوری چاپ] |
advanced countries |
کشورهای پیشرفته کشورهای توسعه یافته |
developed countries |
کشورهای توسعه یافته کشورهای پیشرفته |
To be very conspicuous . To stick out a mile . To be a marked person . |
مثل گاو پیشانی سفید بودن ( انگشت نما ومشخص بودن ) |
peregrinate |
سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن |
to have short views |
د راندیشه حال بودن وبس کوته نظر بودن |
contains |
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن |
contain |
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن |
contained |
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن |
NetBEUI |
گونه پیشرفته پروتکل شبکه NetBios ساخت ماکروسافت NetBECI در شبکه قابل سیریابی نیست و برای شبکههای مابین بزرگ نامناسب میشود |
outnumbering |
از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر |
to mind |
مراقب بودن [مواظب بودن] [احتیاط کردن] |
outnumber |
از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر |
correspond |
بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن |
up to it/the job <idiom> |
مناسب بودن ،برابربودن ،قادربه انجام بودن |
outnumbers |
از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر |
corresponds |
بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن |
outnumbered |
از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر |
corresponded |
بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن |
to be in one's right mind |
دارای عقل سلیم بودن بهوش بودن |
typo [Colloquial] |
اشتباه حروفچینی و چاپ [فناوری چاپ] |
typographical error |
اشتباه حروفچینی و چاپ [فناوری چاپ] |
to look out |
اماده بودن گوش بزنگ بودن |
fittest |
شایسته بودن برای مناسب بودن |
belong |
مال کسی بودن وابسته بودن |
to be hard put to it |
درسختی وتنگی بودن درزحمت بودن |
belonged |
مال کسی بودن وابسته بودن |
To be on top of ones job . |
بر کار سوار بودن ( مسلط بودن ) |
reasonableness |
موجه بودن عادلانه یا مناسب بودن |
lurks |
در تکاپو بودن درکمین شکار بودن |
validity of the credit |
معتبر بودن یا پادار بودن اعتبار |
to be in a habit |
دارای خویاعادتی بودن دچارخویاعادتی بودن |
fit |
شایسته بودن برای مناسب بودن |
fits |
شایسته بودن برای مناسب بودن |
lurk |
در تکاپو بودن درکمین شکار بودن |
lurked |
در تکاپو بودن درکمین شکار بودن |
look out |
منتظر بودن گوش به زنگ بودن |
lurking |
در تکاپو بودن درکمین شکار بودن |
belongs |
مال کسی بودن وابسته بودن |
second world |
جهان دوم . کشورهای پیشرفته اقتصادی سوسیالیستی را جهان دوم نامند |
synchronous |
فناوری حافظه سریع جدید که قط عات حافظه آن با همان سیگنال ساعتی کار می کنند که پردازنده اصلی , بنابراین همان هستند |
rightsizing |
فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc |
nsfnet |
یک شبکه گسترده تهیه شده توسط دفتر محاسبات علمی پیشرفته در موسسه ملی علوم برای انجام عملیات غیرنظامی طراحی وزارت دفاع طراحی شد که بخاطردلایل امنیتی در دسترس عمومی نمیباشد |
monitor |
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن |
monitored |
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن |
monitors |
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن |
discord |
ناجور بودن ناسازگار بودن |
includes |
شامل بودن متضمن بودن |
include |
شامل بودن متضمن بودن |
to be due |
مقرر بودن [موعد بودن] |
slouch |
خمیده بودن اویخته بودن |
moons |
سرگردان بودن اواره بودن |
consisting |
شامل بودن عبارت بودن از |
governs |
نافذ بودن نافر بودن بر |
consist |
شامل بودن عبارت بودن از |
governed |
نافذ بودن نافر بودن بر |
govern |
نافذ بودن نافر بودن بر |
consists |
شامل بودن عبارت بودن از |
moon |
سرگردان بودن اواره بودن |
inhere |
جبلی بودن ماندگار بودن |
agrees |
متفق بودن همرای بودن |
having |
مالک بودن ناگزیر بودن |
have |
مالک بودن ناگزیر بودن |
depend |
مربوط بودن منوط بودن |
depended |
مربوط بودن منوط بودن |
agreeing |
متفق بودن همرای بودن |
agree |
متفق بودن همرای بودن |
conditionality |
شرطی بودن مشروط بودن |
look for |
منتظر بودن درجستجو بودن |
consisted |
شامل بودن عبارت بودن از |
depends |
مربوط بودن منوط بودن |
precedes |
جلوتر بودن از اسبق بودن بر |
abut |
مماس بودن مجاور بودن |
appertained |
مربوط بودن متعلق بودن |
disagree |
مخالف بودن ناسازگار بودن |
owed |
مدیون بودن مرهون بودن |
wanted |
فاقد بودن محتاج بودن |
resides |
ساکن بودن مقیم بودن |
disagreeing |
مخالف بودن ناسازگار بودن |
urgency |
فوتی بودن اضطراری بودن |
abutted |
مماس بودن مجاور بودن |
disagreed |
مخالف بودن ناسازگار بودن |
reside |
ساکن بودن مقیم بودن |
resided |
ساکن بودن مقیم بودن |
want |
فاقد بودن محتاج بودن |
on guard |
مراقب بودن نگهبان بودن |
disagrees |
مخالف بودن ناسازگار بودن |
precede |
جلوتر بودن از اسبق بودن بر |
ablest |
لایق بودن مناسب بودن |
stravage |
سرگردان بودن بی هدف بودن |
appertains |
مربوط بودن متعلق بودن |
owes |
مدیون بودن مرهون بودن |
appertain |
مربوط بودن متعلق بودن |
haze |
گرفته بودن مغموم بودن |
appertaining |
مربوط بودن متعلق بودن |
slouches |
خمیده بودن اویخته بودن |
pend |
معوق بودن بی تکلیف بودن |
pertain |
مربوط بودن متعلق بودن |
pertained |
مربوط بودن متعلق بودن |
pertains |
مربوط بودن متعلق بودن |
slouched |
خمیده بودن اویخته بودن |
abuts |
مماس بودن مجاور بودن |
owe |
مدیون بودن مرهون بودن |
to stand for |
نامزد بودن هواخواه بودن |