English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (39 milliseconds)
English Persian
to pop the question پیشنهاد عروسی کردن
Other Matches
proposal of marriage پیشنهاد عروسی
left handed marriage عروسی با پست تر از خود عروسی با غیر هم کفو
wedding day روز عروسی جشن سالیانه عروسی
offered پیشنهاد کردن پیشنهاد
offers پیشنهاد کردن پیشنهاد
offer پیشنهاد کردن پیشنهاد
marry عروسی کردن
marries عروسی کردن
wed عروسی کردن با
to chang one's condition عروسی کردن
to get married عروسی کردن
to change ones condition عروسی کردن
get marriage عروسی کردن
remarried دوباره عروسی کردن
espouses عروسی کردن نامزدکردن
espouse عروسی کردن نامزدکردن
espoused عروسی کردن نامزدکردن
remarry دوباره عروسی کردن
remarries دوباره عروسی کردن
espousing عروسی کردن نامزدکردن
married under a contract unlimited perio زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
they rejected his proposition پیشنهاد وی را رد کگردن پیشنهاد اورا نپذیرفتند
consummates انجام دادن عروسی کردن
consummated انجام دادن عروسی کردن
consummating انجام دادن عروسی کردن
consummate انجام دادن عروسی کردن
allotment advice پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
suggesting پیشنهاد کردن
suggested پیشنهاد کردن
projects پیشنهاد کردن
suggests پیشنهاد کردن
projected پیشنهاد کردن
advancing پیشنهاد کردن
advance پیشنهاد کردن
recommends پیشنهاد کردن
to make overtures پیشنهاد کردن
proposes پیشنهاد کردن
recommend پیشنهاد کردن
proposed پیشنهاد کردن
project پیشنهاد کردن
propose پیشنهاد کردن
proposing پیشنهاد کردن
propound پیشنهاد کردن
offer پیشنهاد کردن
recommending پیشنهاد کردن
offers پیشنهاد کردن
propounding پیشنهاد کردن
suggest پیشنهاد کردن
offered پیشنهاد کردن
bids پیشنهاد کردن
bid پیشنهاد کردن
propounds پیشنهاد کردن
tendering تقدیم کردن پیشنهاد
projected طرح یا پیشنهاد کردن
to make a motion پیشنهاد کردن بر ان شدن
proffers تقدیم پیشنهاد کردن
proffering تقدیم پیشنهاد کردن
proffered تقدیم پیشنهاد کردن
projects طرح یا پیشنهاد کردن
proffer تقدیم پیشنهاد کردن
bidding پیشنهاد مزایده کردن
to hold out the olive branch <idiom> [پیشنهاد آشتی کردن]
tendered تقدیم کردن پیشنهاد
project طرح یا پیشنهاد کردن
tenderest تقدیم کردن پیشنهاد
tender تقدیم کردن پیشنهاد
propositioned پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
proposition پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
propositions پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
propositioning پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
propone پیشنهاد کردن ارائه دادن
move پیشنهاد کردن تغییر مکان
bids پیشنهاد کردن توپ زدن
bid پیشنهاد کردن توپ زدن
moves پیشنهاد کردن تغییر مکان
propound پیشنهاد کردن ارائه دادن
hold forth پیشنهاد کردن انتظار داشتن
propounds پیشنهاد کردن ارائه دادن
propounding پیشنهاد کردن ارائه دادن
put in تقاضا کردن پیشنهاد دادن
moved پیشنهاد کردن تغییر مکان
[Could I] give you a lift? [colloquial] به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
to offer somebody a lift به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
spousal عروسی
nuptial عروسی
hymen عروسی
hymens عروسی
bridal عروسی
matrimony عروسی
espousal عروسی
wedding عروسی
wedlock عروسی
weddings عروسی
marriage عروسی
nuptials عروسی
marriages عروسی
wedding جشن عروسی
weddings جشن عروسی
nuptial ceremonies ایین عروسی
nuptial نکاحی عروسی
nuptials نکاحی عروسی
wedding ring انگشتر عروسی
marriage preparations تدارکات عروسی
marriages جشن عروسی
hedge marriage عروسی زیرجلی
the advantages of marriage فوائد عروسی
marriage جشن عروسی
matrimonial وابسته به عروسی
mismarriage عروسی ناجور
the nuptial day روز عروسی
digamy عروسی دوباره
bridal جشن عروسی
internuptial وابسته به عروسی
marriageable درخور عروسی
handfast پیمان عروسی
promise of marriage قول یا پیمان عروسی
hymens خدای عروسی ونکاح
spousal زفاف وابسته به عروسی
antenuptial مربوط به پیش از عروسی
sham marriage عروسی ساختگی یا دروغی
anniversary جشن سالیانه عروسی
marriage lines گواهی نامه عروسی
hymen خدای عروسی ونکاح
trigmous سه بار عروسی کرده
postnuptial وابسته به بعد از عروسی
anniversaries جشن سالیانه عروسی
to come dressed in your wedding finery با لباس عروسی آمدن
married عروسی کرده متاهل
genial bed رختخواب یافراش عروسی
love match عروسی ای که پایه اش عشق باشد و بس
golden wedding جشن پنجاهمین سال عروسی
relative impediment محظور شرعی برای عروسی
diamond weddings شصتمین یا هفتادوپنجمین سال عروسی
diamond wedding شصتمین یا هفتادوپنجمین سال عروسی
golden weddings جشن پنجاهمین سال عروسی
a wedding with all the trimmings [fixings] یک عروسی با هر چیزی که باهاش می آید
deuterogamy عروسی دوم باره تجدیدفراش
wedding party مجلس عروسی یا عقد کنان
silver wedding بیست وپنجمین سال عروسی
We have a wedding ceremony comin off. جشن عروسی در پیش داریم
d. wedding جشن شصتمین سال عروسی
they were made one یعنی باهم عروسی کردند
handfast دست نامزدی پیمان عروسی بستن با حلقه
maritally چنانکه وابسته بشوهر باشد از راه عروسی
hymeneal سطح هاگدار ومیوه اور قارچ سرود عروسی
wedding cake کلوچهای که در عروسی به مهمانان میدهند و برای دوستانی ....میفرستند
p sexual relations امیزش جنسی بطورهرج مرج وبدون رعایت ائین عروسی
morganatic marriage عروسی یکی از بزرگان بازنی که ازطبقات پست که باشوهرخودهم پایه نمیشود
recommendation پیشنهاد
purpose پیشنهاد
proposals پیشنهاد
offer پیشنهاد
tender پیشنهاد
bid پیشنهاد
proposal پیشنهاد
propositioning پیشنهاد
overtures پیشنهاد
application پیشنهاد
suggestions پیشنهاد
plea پیشنهاد
suggestion پیشنهاد
offered پیشنهاد
pleas پیشنهاد
offers پیشنهاد
motioned پیشنهاد
propositioned پیشنهاد
motion پیشنهاد
purposes پیشنهاد
proposition پیشنهاد
overture پیشنهاد
motioning پیشنهاد
proffer پیشنهاد
recommendations پیشنهاد
tendering پیشنهاد
tenderest پیشنهاد
applications پیشنهاد ها
offer پیشنهاد
proposals پیشنهاد ها
offers پیشنهاد ها
proposal پیشنهاد
bidders پیشنهاد
bids پیشنهاد
propositions پیشنهاد
overtures پیشنهاد ها
tendered پیشنهاد
bidder پیشنهاد
proffering پیشنهاد
overture پیشنهاد
proffers پیشنهاد
motion [politic] پیشنهاد
motions پیشنهاد
proffered پیشنهاد
recommendations نامه پیشنهاد
bid پیشنهاد مزایده
propositions گزاره پیشنهاد
bids پیشنهاد دادن
bid پیشنهاد دادن
bids پیشنهاد مزایده
bid پیشنهاد مناقصه
bids پیشنهاد حراج
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com