English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
convention پیمان نامه انجمن
conventions پیمان نامه انجمن
Other Matches
written agreement موافقت نامه پیمان نامه
written contract پیمان نامه
treaty قرار داد پیمان نامه
treaties قرار داد پیمان نامه
conventicle انجمن مخفی وغیر قانونی انجمن مذهبی
brucsels treaty organization سازمان پیمان بروکسل پیمان دفاعی منعقده بین بلژیک و بریتانیا و فرانسه وهلند و لوکزامبورگ در 8491
athenaeum انجمن ادبی انجمن دانش
atheneum انجمن ادبی انجمن دانش
concordat پیمان دولت با جماعت مذهبی پیمان رسمی میان دو فرقه مذهبی
post script مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparley جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
contract پیمان مقاطعه عقد و پیمان بستن تعهد کردن مقاطعه کردن
libelling هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel هجو نامه یا توهین نامه افترا
affidavits شهادت نامه قسم نامه
credential گواهی نامه اعتبار نامه
certificates رضایت نامه شهادت نامه
certificate رضایت نامه شهادت نامه
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
testacy دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
guilds انجمن
convocations انجمن
instituting انجمن
confranternity انجمن
fellowsh انجمن
committee انجمن
instituted انجمن
convocation انجمن
councils انجمن
associations انجمن
institutes انجمن
guild انجمن
meeting انجمن
meetings انجمن
association انجمن
institute انجمن
committees انجمن
clubbing انجمن
clubs انجمن
coterie انجمن
coteries انجمن
companies انجمن
company انجمن
council انجمن
agora انجمن
groups انجمن
gatherings انجمن
gathering انجمن
reunion انجمن
reunions انجمن
club انجمن
clubbed انجمن
community انجمن
communities انجمن
society انجمن
societies انجمن
group انجمن
borough council انجمن ده
comitia انجمن
federate هم پیمان
league پیمان
federating هم پیمان
federates هم پیمان
act پیمان
acted پیمان
vows پیمان
federated هم پیمان
vowing پیمان
vowed پیمان
in league هم پیمان
promise پیمان
lague پیمان
compacting پیمان
compacted پیمان
avows پیمان
avowing پیمان
confederates هم پیمان
avow پیمان
confederate هم پیمان
allied هم پیمان
compact پیمان
obstriction پیمان
leagues پیمان
promises پیمان
compacts پیمان
oath پیمان
testament پیمان
testaments پیمان
compaction پیمان
allegiant هم پیمان
convenant پیمان
hand پیمان
handing پیمان
treaties پیمان
vow پیمان
treaty پیمان
agreements پیمان
covenants پیمان
pacts پیمان
contract پیمان
allying هم پیمان
troth پیمان
pact پیمان
covenant پیمان
agreement پیمان
oaths پیمان
deed of covenant پیمان
ally هم پیمان
faction انجمن فرقه
factions انجمن فرقه
conferences انجمن باشگاهها
conference انجمن باشگاهها
caucuses انجمن حزبی
academy انجمن دانش
academies انجمن دانش
municipal council انجمن شهر
municipal council انجمن شهرداری
caucus انجمن حزبی
consistory انجمن کاتوزیان
folkmoot انجمن شهر
folkmot انجمن شهر
benefits society انجمن خیریه
foregather انجمن کردن
associate computer professionals انجمن کامپیوترکاران
confraternity انجمن اخوت
meetings انجمن جلسه
meeting انجمن جلسه
local authority انجمن محلی
assembly اجتماع انجمن
congresses انجمن مجلس
congress انجمن مجلس
council chamber انجمن گاه
conclaves انجمن محرمانه
conclave انجمن محرمانه
quaker's meeting انجمن خاموش
hunt انجمن شکارچیان
hunts انجمن شکارچیان
trade association انجمن صنفی
prayer meeting انجمن دعا
to hold a meeting انجمن کردن
town council انجمن شهر
town council انجمن شهرداری
secret society انجمن سری
town meeting انجمن شهری
hunted انجمن شکارچیان
conspired هم پیمان شدن
conspiring هم پیمان شدن
conspires هم پیمان شدن
conspire هم پیمان شدن
tripartite pact پیمان سه جانبه
renewal of the convention تجدید پیمان
reneger پیمان شکن
locarno treaty پیمان لوکارنو
violaor پیمان شکن
contract : پیمان بستن
accords مصالحه پیمان
perfidious پیمان شکن
perjured پیمان شکن
treason پیمان شکنی
to give ones faith پیمان دادن
contract کنترات پیمان .
abjurer or abjuror پیمان شکن
abjuration پیمان شکنی
compact پیمان معاهده
compacted پیمان معاهده
compacting پیمان معاهده
compacts پیمان معاهده
handfast پیمان عروسی
to pawn one's word پیمان بستن
contractor پیمان کار
contractors پیمان کار
accorded مصالحه پیمان
accord مصالحه پیمان
warlock پیمان شکن
nonaligned ناهم پیمان
covenant پیمان بستن
purchase notice agreements پیمان خرید
offensive alliance پیمان تهاجمی
perfidy پیمان شکنی
peace pact پیمان صلح
covenants پیمان بستن
affiance پیمان ازدواج
concord یکجوری پیمان
allied کشورهای هم پیمان
faiths دین پیمان
faith دین پیمان
warsaw treaty پیمان ورشو
perfidiousness پیمان شکنی
violation پیمان شکنی
dunkrik treaty پیمان دونکرک
iranian mathematical sociaty انجمن ریاضیات ایران
orchestration تنظیم انجمن سازی
town hall تالار انجمن شهر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com