Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English
Persian
safing
چاشنی برداری کردن
Other Matches
fuze
ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
fuzing
چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
flash tube
لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
first fire mixture
خرج انفجاری یا چاشنی انفجاری سریع العمل چاشنی اولیه
primming
چاشنی گذاری کردن
primer leak
نشد کردن چاشنی
xerography
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerographic
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
flavour
چاشنی مزه دار کردن
flavors
چاشنی مزه دار کردن
flavored
چاشنی مزه دار کردن
flavor
چاشنی مزه دار کردن
flavours
چاشنی مزه دار کردن
stencil
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
arm
مسلح کردن چاشنی کشیدن اماده انفجارکردن
hectograph
ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
surveys
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
stripping
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
exploit
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
operate
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
utilised
بهره برداری کردن
exploits
بهره برداری کردن از
exploiting
بهره برداری کردن از
mapping
نقشه برداری کردن
utilising
بهره برداری کردن
defrauds
کلاه برداری کردن
tapped
بهره برداری کردن از
tap
بهره برداری کردن از
exploit
بهره برداری کردن از
defraud
کلاه برداری کردن
sample
نمونه برداری کردن
sampled
نمونه برداری کردن
utilize
بهره برداری کردن
tapping
بهره برداری کردن از
utilises
بهره برداری کردن
defrauded
کلاه برداری کردن
defrauding
کلاه برداری کردن
utilizing
بهره برداری کردن
utilizes
بهره برداری کردن
sampling
نمونه برداری مزه کردن
photo imagery
عکس برداری کردن از زمین
unveiling
نمودار کردن پرده برداری
unveiled
نمودار کردن پرده برداری
unveil
نمودار کردن پرده برداری
unveils
نمودار کردن پرده برداری
operate
عمل کردن بهره برداری کردن
operates
عمل کردن بهره برداری کردن
operated
عمل کردن بهره برداری کردن
To take an invevtory.
صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
geodesy
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
utilising
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizes
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
geodetic datum
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
detonator
چاشنی
lure
چاشنی
detonating charge
چاشنی
amorce
چاشنی
flavoring
چاشنی
lured
چاشنی
lures
چاشنی
flavorings
چاشنی
flavouring
چاشنی
flavourings
چاشنی
ignitor
چاشنی
igniter
چاشنی
destructor
چاشنی
safety fuze
چاشنی
salmagundi
چاشنی
fuze
چاشنی
detonators
چاشنی
luring
چاشنی
stuffing
چاشنی
devices
چاشنی
primer
چاشنی
seasoning
چاشنی
percussion caps
چاشنی
percussion cap
چاشنی
dressing
چاشنی
capped
چاشنی
cap
چاشنی
dressings
چاشنی
device
چاشنی
primers
چاشنی
capsules
چاشنی
sauces
چاشنی
sauce
چاشنی
capsule
چاشنی
trig list
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
bessel method
پیدا کردن محل توقفگاه به روش بسل سیستم نقشه برداری بسل
phototostat
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
defuses
چاشنی کشیدن
flash fuze
چاشنی الکتریکی
detonation cord
فتیله چاشنی
detonation cap
کلاهک چاشنی
detonating cord
مدار چاشنی
primer pouch
محفظه چاشنی
cannon primer
چاشنی توپ
sauces
چاشنی زدن به
spices
چاشنی غذا
spicing
چاشنی غذا
ignition cap
کلاهک چاشنی
spiced
چاشنی غذا
blasting cap
کلاهک چاشنی
igniting powder
خرج چاشنی
igniter train
مجموعه چاشنی
adapter booster
چاشنی خوران
spice
چاشنی غذا
percussion caps
چاشنی ضربتی
sauce
چاشنی زدن به
percussion cap
چاشنی ضربتی
seasoner
چاشنی زننده
primer seat
مقر چاشنی
tutti frutti
چاشنی میوهدار
garnished
چاشنی زدن
ketchup
چاشنی غذا
primed
چاشنی گذاشتن
prime
چاشنی گذاشتن
destructor
چاشنی انفجاری
garniture
تزیین چاشنی
primes
چاشنی گذاشتن
defused
چاشنی کشیدن
relishing
چاشنی ذوق
defusing
چاشنی کشیدن
relished
چاشنی ذوق
relish
چاشنی ذوق
garnishes
چاشنی زدن
defuse
چاشنی کشیدن
relishes
چاشنی ذوق
electric primer
چاشنی الکتریکی
garnish
چاشنی زدن
redundancies
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancy
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
precussion detonator
چاشنی ضربتی یا دنگی
condiment
چاشنی ادویه زدن
season
دوران چاشنی زدن
seasoned
دوران چاشنی زدن
chutney
یکنوع چاشنی غذا
activate
چاشنی مین را کشیدن
cannon primer
چاشنی خرج توپ
au naturel
ساده و بدون چاشنی
adhesion agent
چاشنی چسب افزا
primer leak
خروج گازاز ته چاشنی
seasons
دوران چاشنی زدن
melinite
مخصوص تهیه چاشنی
garnished
چاشنی زدن به ارایش
igniting primer
چاشنی مشتعل کننده
sauce-boats
فرف چاشنی خوری
primer setback
عقب نشستن چاشنی
flavours
چاشنی زدن به معطرکردن
initiator
چاشنی مشتعل کننده
flavour
چاشنی زدن به معطرکردن
flavors
چاشنی زدن به معطرکردن
primer pouch
کیف یافانوسقه چاشنی
sauce-boat
فرف چاشنی خوری
garnish
چاشنی زدن به ارایش
garnishes
چاشنی زدن به ارایش
uncharged
چاشنی گذاری نشده
sauce boat
فرف چاشنی خوری
condiments
چاشنی ادویه زدن
flavored
چاشنی زدن به معطرکردن
flavor
چاشنی زدن به معطرکردن
French dressing
چاشنی سالاد فرانسوی
salami technique
کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
salad dressing
چاشنی وادویه مخصوص سالاد
squib
چاشنی خرج راکتهای دریایی
squibs
چاشنی خرج راکتهای دریایی
salad dressings
چاشنی وادویه مخصوص سالاد
gamey
چاشنی زده افتضاح اور
gamy
چاشنی زده افتضاح اور
hung striker
چاشنی عمل نکرده نارنجک
firing mechanism
چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
hung striker
ضارب چاشنی معیوب نارنجک
initiator
چاشنی اولیه خرج ابتدایی
coupling base
اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
electric squib
نوعی چاشنی با فتیله الکتریکی
map
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
cock
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
cocking
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
cocks
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
squib
یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
mayonnaise
نوعی چاشنی غذا وسالاد مایونز
squibs
یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
to dress
[salad]
چاشنی زدن
[آرایش دادن ]
[سالاد]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com