English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
English Persian
safing چاشنی برداری کردن
Other Matches
fuze ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
fuzing چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
flash tube لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
first fire mixture خرج انفجاری یا چاشنی انفجاری سریع العمل چاشنی اولیه
primer leak نشد کردن چاشنی
primming چاشنی گذاری کردن
xerographic عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerography عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
flavors چاشنی مزه دار کردن
flavored چاشنی مزه دار کردن
flavor چاشنی مزه دار کردن
flavours چاشنی مزه دار کردن
flavour چاشنی مزه دار کردن
stencils الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
arm مسلح کردن چاشنی کشیدن اماده انفجارکردن
hectograph ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
stripping نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
exploiting استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
operate از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
defraud کلاه برداری کردن
utilised بهره برداری کردن
utilises بهره برداری کردن
exploits بهره برداری کردن از
defrauded کلاه برداری کردن
tap بهره برداری کردن از
utilising بهره برداری کردن
mapping نقشه برداری کردن
tapping بهره برداری کردن از
exploit بهره برداری کردن از
utilizing بهره برداری کردن
defrauds کلاه برداری کردن
utilizes بهره برداری کردن
utilize بهره برداری کردن
exploiting بهره برداری کردن از
defrauding کلاه برداری کردن
sampled نمونه برداری کردن
tapped بهره برداری کردن از
sample نمونه برداری کردن
unveil نمودار کردن پرده برداری
unveiled نمودار کردن پرده برداری
photo imagery عکس برداری کردن از زمین
unveiling نمودار کردن پرده برداری
unveils نمودار کردن پرده برداری
sampling نمونه برداری مزه کردن
operates عمل کردن بهره برداری کردن
operate عمل کردن بهره برداری کردن
operated عمل کردن بهره برداری کردن
To take an invevtory. صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
geodesy نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
utilizes مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
geodetic datum سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
devices چاشنی
sauces چاشنی
sauce چاشنی
capsule چاشنی
cap چاشنی
fuze چاشنی
igniter چاشنی
dressing چاشنی
seasoning چاشنی
dressings چاشنی
destructor چاشنی
flavourings چاشنی
detonating charge چاشنی
capsules چاشنی
capped چاشنی
safety fuze چاشنی
stuffing چاشنی
luring چاشنی
ignitor چاشنی
lure چاشنی
amorce چاشنی
lured چاشنی
primer چاشنی
flavouring چاشنی
flavorings چاشنی
flavoring چاشنی
salmagundi چاشنی
device چاشنی
primers چاشنی
detonator چاشنی
detonators چاشنی
percussion cap چاشنی
lures چاشنی
percussion caps چاشنی
trig list لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
bessel method پیدا کردن محل توقفگاه به روش بسل سیستم نقشه برداری بسل
phototostat رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
garnished چاشنی زدن
defusing چاشنی کشیدن
garnishes چاشنی زدن
spicing چاشنی غذا
percussion cap چاشنی ضربتی
percussion caps چاشنی ضربتی
relishing چاشنی ذوق
relishes چاشنی ذوق
relished چاشنی ذوق
relish چاشنی ذوق
electric primer چاشنی الکتریکی
spices چاشنی غذا
garnish چاشنی زدن
ketchup چاشنی غذا
spice چاشنی غذا
sauce چاشنی زدن به
spiced چاشنی غذا
destructor چاشنی انفجاری
detonating cord مدار چاشنی
detonation cap کلاهک چاشنی
detonation cord فتیله چاشنی
sauces چاشنی زدن به
defuses چاشنی کشیدن
primer pouch محفظه چاشنی
blasting cap کلاهک چاشنی
primer seat مقر چاشنی
primes چاشنی گذاشتن
garniture تزیین چاشنی
cannon primer چاشنی توپ
igniter train مجموعه چاشنی
igniting powder خرج چاشنی
flash fuze چاشنی الکتریکی
tutti frutti چاشنی میوهدار
primed چاشنی گذاشتن
ignition cap کلاهک چاشنی
defused چاشنی کشیدن
adapter booster چاشنی خوران
defuse چاشنی کشیدن
seasoner چاشنی زننده
prime چاشنی گذاشتن
redundancy نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancies نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
primer setback عقب نشستن چاشنی
condiments چاشنی ادویه زدن
cannon primer چاشنی خرج توپ
primer pouch کیف یافانوسقه چاشنی
seasoned دوران چاشنی زدن
season دوران چاشنی زدن
flavored چاشنی زدن به معطرکردن
igniting primer چاشنی مشتعل کننده
sauce-boat فرف چاشنی خوری
adhesion agent چاشنی چسب افزا
sauce-boats فرف چاشنی خوری
sauce boat فرف چاشنی خوری
French dressing چاشنی سالاد فرانسوی
flavor چاشنی زدن به معطرکردن
initiator چاشنی مشتعل کننده
uncharged چاشنی گذاری نشده
seasons دوران چاشنی زدن
melinite مخصوص تهیه چاشنی
flavour چاشنی زدن به معطرکردن
garnished چاشنی زدن به ارایش
garnish چاشنی زدن به ارایش
chutney یکنوع چاشنی غذا
garnishes چاشنی زدن به ارایش
precussion detonator چاشنی ضربتی یا دنگی
flavours چاشنی زدن به معطرکردن
au naturel ساده و بدون چاشنی
flavors چاشنی زدن به معطرکردن
condiment چاشنی ادویه زدن
primer leak خروج گازاز ته چاشنی
activate چاشنی مین را کشیدن
salami technique کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
coupling base اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
squibs چاشنی خرج راکتهای دریایی
initiator چاشنی اولیه خرج ابتدایی
electric squib نوعی چاشنی با فتیله الکتریکی
hung striker چاشنی عمل نکرده نارنجک
hung striker ضارب چاشنی معیوب نارنجک
squib چاشنی خرج راکتهای دریایی
firing mechanism چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
gamy چاشنی زده افتضاح اور
gamey چاشنی زده افتضاح اور
salad dressings چاشنی وادویه مخصوص سالاد
salad dressing چاشنی وادویه مخصوص سالاد
map نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
to dress [salad] چاشنی زدن [آرایش دادن ] [سالاد]
cock چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
squibs یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
cocks چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
squib یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
cocking چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
mayonnaise نوعی چاشنی غذا وسالاد مایونز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com