English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (41 milliseconds)
English Persian
tackle چنگک وصل کردن به قلاب اویزان کردن
tackled چنگک وصل کردن به قلاب اویزان کردن
tackles چنگک وصل کردن به قلاب اویزان کردن
tackling چنگک وصل کردن به قلاب اویزان کردن
Search result with all words
takle به قلاب اویزان کردن با چنگک گرفتن
Other Matches
crane hook قلاب سرکابل بالابر جرثقیل قلاب یا چنگک جرثقیل
pintle قلاب یا چنگک
grapnel چنگک یا قلاب کشتی
grapnels چنگک یا قلاب کشتی
hock spanner اچار نیم گردی در یک دسته درانتها و یک قلاب با چنگک درسر دیگر
hook on اویزان کردن
hangs اویزان کردن
suspension اویزان کردن
suspend اویزان کردن
suspending اویزان کردن
hang اویزان کردن
suspends اویزان کردن
suspensions اویزان کردن
prongs با چنگک صاف کردن
prong با چنگک صاف کردن
raking با چنگک جمع کردن
rake با چنگک جمع کردن
rakes با چنگک جمع کردن
to hand out از پنجره اویزان کردن
dangling اویزان کردن اویختن
dangled اویزان کردن اویختن
overhangs اویزان کردن یا شدن
dangle اویزان کردن اویختن
overhang اویزان کردن یا شدن
dangles اویزان کردن اویختن
prongs دارای چنگک یا چنگال کردن
prong دارای چنگک یا چنگال کردن
suspends اویزان شدن یا کردن اندروابودن
suspension ribbon لنت اویزان کردن نشان
suspend اویزان شدن یا کردن اندروابودن
suspending اویزان شدن یا کردن اندروابودن
marlinspike چنگک جدا کردن کابلهای دریایی
impend اویزان کردن در شرف وقوع بودن
grapnels لنگر چهارشاخه چنگک مین چنگک الکتریکی
grapnel لنگر چهارشاخه چنگک مین چنگک الکتریکی
hook on قلاب کردن
embroider قلاب دوزی کردن
embroidering قلاب دوزی کردن
embroidered قلاب دوزی کردن
unhooks از قلاب باز کردن
unhooking از قلاب باز کردن
unhooked از قلاب باز کردن
unhook از قلاب باز کردن
embroiders قلاب دوزی کردن
hook بشکل قلاب دراوردن کج کردن
hooks بشکل قلاب دراوردن کج کردن
snell وصل کردن نخ به قلاب ماهیگیری
clicks زنگ خوردن تیک تیک کردن قلاب یا ضامن در دستگاههای زمان سنجی
clicked زنگ خوردن تیک تیک کردن قلاب یا ضامن در دستگاههای زمان سنجی
click زنگ خوردن تیک تیک کردن قلاب یا ضامن در دستگاههای زمان سنجی
hooked medallion ترنج قلاب شکل [در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
underhook گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
grapnel چنگک
prongs چنگک
grapnels چنگک
grabs چنگک
crampoon چنگک
beater چنگک
hay fork چنگک
bident چنگک
crampon چنگک
prong چنگک
grab چنگک
takle چنگک
grappling irons چنگک
grips چنگک
gripping چنگک
gripped چنگک
grip چنگک
hooks چنگک
grappling iron چنگک
bracket چنگک
uncus چنگک
grabbed چنگک
grabbing چنگک
hook چنگک
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
clinches اویزان
dangling اویزان
clinch اویزان
overhanging اویزان
clinching اویزان
dangler اویزان
clinched اویزان
dangle اویزان
suspension bridge پل اویزان
dangled اویزان
pensile اویزان
suspension bridges پل اویزان
penduline اویزان
pendent اویزان
dangles اویزان
pronged چنگک دار
crane hook چنگک بالاکش
forky چنگک وار
raking چنگک چنگال
wracks چنگک جا لباسی
hamated چنگک دار
wracked چنگک جا لباسی
tine چنگک خیش
rack چنگک جا لباسی
racks چنگک جا لباسی
racked چنگک جا لباسی
rakes چنگک چنگال
hangers چنگک لباس
tach سگک چنگک
tache سگک چنگک
gaff نیزه چنگک
boat hook چنگک قایق
stringers چنگک گوشت
boat-hook چنگک قایق
clothes tree چنگک لباس
hanger چنگک لباس
reaping hook چنگک درو
boat-hooks چنگک قایق
stringer چنگک گوشت
rake چنگک چنگال
overhead rial ریل اویزان
suspension cable کابل اویزان
stages نیمکت اویزان
stage نیمکت اویزان
hook-up نقشه اویزان
lippy پر رو دارای لب اویزان
suspension bow رکاب اویزان
suspension bucket سطل اویزان
flappy اویزان وگشاد
suspension ladder نردبان اویزان
hook up نقشه اویزان
hook-ups نقشه اویزان
overhangs اویزان بودن
dangles اویزان بودن
dangled اویزان بودن
hitch tie گره اویزان
suspension insulator مقره اویزان
dangle اویزان بودن
pendant switch کلید اویزان
dangling اویزان بودن
monorail ترن اویزان
monorails ترن اویزان
basket tie گره اویزان
overhang اویزان بودن
suspension اویزان اویزانی
suspensions اویزان اویزانی
cliff-hangers چنگک باریک کوهنوردی
cliff-hanger چنگک باریک کوهنوردی
pegs میخ چوبی چنگک
forklift جراثقال چنگک دار
cleek چنگک بزرگ کلاچ
peg میخ چوبی چنگک
cliff hanger چنگک باریک کوهنوردی
ungula سم ناخن چنگال چنگک
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
kiting اویزان شدن از گلایدر
impendent تهدید کننده اویزان
hanging scaffold چوب بست اویزان
hanging pawns پیادههای اویزان شطرنج
earlobe قسمت اویزان گوش
hanging اویزان درحال تعلیق
acrochordon دارای زگیل اویزان
chapfallen دارای چانه اویزان
earlobes قسمت اویزان گوش
basket hitch tie گره اویزان دو خفتی
sling load بار اویزان از هواپیما
parasol wing بالی که هواپیما از ان اویزان میشود
watch pocket جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
monkey hang اویزان شدن ژیمناست با یک دست
hanging arrow تیر اویزان شده به هدف
machanic کمربند ایمنی اویزان از سقف
racked روی چنگک گذاردن لباس و غیره
racks روی چنگک گذاردن لباس و غیره
wracked روی چنگک گذاردن لباس و غیره
harrows چنگک زمین صاف کن وریشه جمع کن
rack روی چنگک گذاردن لباس و غیره
wracks روی چنگک گذاردن لباس و غیره
harrow چنگک زمین صاف کن وریشه جمع کن
shag پارچه مویی زبر اویزان بودن
upper arm hang اویزان شدن ژیمناست روی کتفها
rosulate روی هم خوابیده دارای گلهای اویزان
shagging پارچه مویی زبر اویزان بودن
shags پارچه مویی زبر اویزان بودن
grab rope طناب مخصوص اویزان شدن از ناو
drag line طنای اویزان از بالن هنگام فرود
flaps لبه اویزان نقاب کلاه بال زدن
sky surfer هواپیمای بی موتور کوچک که خلبان از ان اویزان میشود
hand glider هواپیمای بی موتور کوچک که خلبان از ان اویزان میشود
kago تخت روان سبدی که از تیری اویزان کنند
flapped لبه اویزان نقاب کلاه بال زدن
flap لبه اویزان نقاب کلاه بال زدن
rack railway راه اهن چنگک دار مخصوص عبور از سراشیب
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com