Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English
Persian
outrigger
چوبهای دراز طرفین قایق برای نگاه داشتن تورماهیگیری
Other Matches
intubation
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
spared
برای یدکی نگاه داشتن
hold over
برای اینده نگاه داشتن
spare
برای یدکی نگاه داشتن
cellarage
حق انبارداری برای نگاه داشتن چیزی
clipboards
تخته کوچکی که گیرهای برای نگاه داشتن کاغذ دارد
laniard
طناب کوتاهی که برای نگاه داشتن چیزی بکار میرود
clipboard
تخته کوچکی که گیرهای برای نگاه داشتن کاغذ دارد
planch
صفحهای از گل نسوزکه برای نگاه داشتن چیزی که دراتش گذاشته اندبکارمیرود
c clamp
گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
leeboard
یکی از دو تخته طرفین کف قایق
short iron
چوبهای شماره 7 و 8 و 9گلف برای ضربههای کوتاه
johnboat
قایق دراز و باریک
to keep up
از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
shelling
قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
shells
قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
shell
قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
to hang up
نگاه داشتن
stopping
نگاه داشتن
stopped
نگاه داشتن
stayed
نگاه داشتن
stay
نگاه داشتن
retaining
نگاه داشتن
stops
نگاه داشتن
to keep any one waiting
نگاه داشتن
tackling
نگاه داشتن
retains
نگاه داشتن
to lock out
نگاه داشتن
tackles
نگاه داشتن
tackled
نگاه داشتن
tackle
نگاه داشتن
stop
نگاه داشتن
refrain
نگاه داشتن
keep
نگاه داشتن
to lay fast
نگاه داشتن
hold
نگاه داشتن
keeps
نگاه داشتن
retain
نگاه داشتن
holds
نگاه داشتن
to put to a pause
نگاه داشتن
refrained
نگاه داشتن
retained
نگاه داشتن
to stop
[doing something]
نگاه داشتن
preservatize
نگاه داشتن
to keep in
نگاه داشتن
to give support to
نگاه داشتن
refraining
نگاه داشتن
refrains
نگاه داشتن
freezes
ثابت نگاه داشتن
on ice
<idiom>
دور نگاه داشتن
freeze
ثابت نگاه داشتن
hold down
مطیع نگاه داشتن
to hold in trust
بطورامانت نگاه داشتن
wedge
باگوه نگاه داشتن
stunt
کوتاه نگاه داشتن
stunting
کوتاه نگاه داشتن
commemorate
بیادگار نگاه داشتن
commemorated
بیادگار نگاه داشتن
commemorates
بیادگار نگاه داشتن
wedging
باگوه نگاه داشتن
wedges
باگوه نگاه داشتن
wedged
باگوه نگاه داشتن
to hush up
ساکت نگاه داشتن
enwomb
در رحم نگاه داشتن
hides
مخفی نگاه داشتن
shroud
در زیرحجاب نگاه داشتن
to keep on
روشن نگاه داشتن
shrouded
در زیرحجاب نگاه داشتن
to pick up oneself
خودرا نگاه داشتن
inurn
در فرف نگاه داشتن
journalize
دفترروزانه نگاه داشتن
to keep on file
درپرونده نگاه داشتن
to keep at bay
معطل نگاه داشتن
to behave oneself
ادب نگاه داشتن
to lay up in a napkin
بی مصرف نگاه داشتن
to keep in
روشن نگاه داشتن
to keep down
پایین نگاه داشتن
to keep away
دور نگاه داشتن
to keep the pot boiling
کارهارادرجریان نگاه داشتن
impark
در محوطه نگاه داشتن
stunts
کوتاه نگاه داشتن
inshrine
با حرمت نگاه داشتن
keep under one's hat
<idiom>
پنهان نگاه داشتن
keep on
بازهم نگاه داشتن
to keep on
پیوسته نگاه داشتن
commemorating
بیادگار نگاه داشتن
hide
مخفی نگاه داشتن
potatoes and point
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
bread and point
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
unilateral contract
پیمانی که تنها برای یکی از طرفین الزام اور باشد
In this contract , there are no loopholes for either party .
دراین قرار داد هیچ را ؟ فراری برای طرفین نیست
commemorated
نگاه داشتن جشن گرفتن
keep something at bay
<idiom>
[چیزی را دور نگاه داشتن]
saves
رهایی بخشیدن نگاه داشتن
Keep somebody at bay
<idiom>
[کسی را دور نگاه داشتن]
to rein up
جلو اسب را نگاه داشتن
retain
ابقاء کردن نگاه داشتن
commemorating
نگاه داشتن جشن گرفتن
commemorates
نگاه داشتن جشن گرفتن
commemorate
نگاه داشتن جشن گرفتن
saved
رهایی بخشیدن نگاه داشتن
celebrates
نگاه داشتن تقدیس کردن
celebrating
نگاه داشتن تقدیس کردن
retains
ابقاء کردن نگاه داشتن
to time a race
وقت مسابقهای را نگاه داشتن
retaining
ابقاء کردن نگاه داشتن
smothers
در دل نگاه داشتن خفه شدن
smothering
در دل نگاه داشتن خفه شدن
smothered
در دل نگاه داشتن خفه شدن
celebrate
نگاه داشتن تقدیس کردن
retained
ابقاء کردن نگاه داشتن
spare
درذخیره نگاه داشتن مضایقه
spared
درذخیره نگاه داشتن مضایقه
to observe the proprieties
اداب معاشرت را نگاه داشتن
pawl
باگیره یاعایق نگاه داشتن
smother
در دل نگاه داشتن خفه شدن
save
رهایی بخشیدن نگاه داشتن
to keep on
در نیاوردن
[نگاه داشتن]
[جامه یا کلاه]
fish globe
شیشه گردبرای نگاه داشتن ماهی
enchain
در زنجیر نهادن محکم نگاه داشتن
to p a vehicle or horse
جلو گردونه یا اسبی را نگاه داشتن
exclude
راه ندادن به بیرون نگاه داشتن از
to shut in
تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
excludes
راه ندادن به بیرون نگاه داشتن از
filed
در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
file
در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
sightscreen
دیوار یا نرده در طرفین زمین کریکت به عنوان زمینه برای توپ انداز
fishing net
تورماهیگیری
drift net
تورماهیگیری
ram's horn
تورماهیگیری
pinfold
جانوران ولگرد درتوقیف گاه نگاه داشتن
memorialize
برسم یادگار نگاه داشتن یاداوری کردن
to trainb arms
تفنگ رابایک دست وتقریباموازی بازمین نگاه داشتن
contracting parties
طرفین متعاهدین طرفین متعاقدین
prize fighting
درمحلهای عمومی برای جایزه که طرفین نزاع و شرط بندی کنندگان قابل تعقیب هستند
to save ones face
ابروی خودراحفظ کردن صورت خودرابسیلی سرخ نگاه داشتن
to hold any one to ransom
کسیرا در توقیف نگاه داشتن تااینکه با دادن فدیه اورا ازادکنند
guarding
حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guard
حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guards
حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
to keep time
موزون خواندن یارقصیدن یاساز زدن یاراه رفتن وفاصله ضربی نگاه داشتن
stiff
مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiffest
مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiffer
مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
to make a long arm
[برای برداشتن یا گرفتن چیزی دست دراز کردن]
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
roller bandage
نوار دراز پیچیده که برای زخم بندی بکار میرود
stick bridge
پل دراز چوبی و فلزی کمکی برای رسیدن به گوی بیلیارد
wild cord
تیم انتخاب شده برای مسابقه اضافی در وضع تساوی طرفین براساس سوابق ان تیم
stickboy
متصدی نگهداری چوبهای هاکی
long iron
چوبهای شماره 1 و 2 و 3برای ضربههای طولانی
to draw cuts
بوسیله چوبهای کوتاه وبلندقرعه کشیدن
pretty to look at
[to watch]
زیبا
[خوشگل]
برای نگاه کردن
When is there a ferry to ...?
چه وقت قایق برای ... هست؟
sneakbox
قایق ته پهن برای شکارمرغابی
sneakboat
قایق ته پهن برای شکارمرغابی
canopy
روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopies
روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
parquetry
منبت کاری فرش کف اطاق با چوبهای مختلف
life raft
قایق چوبی
[برای نجات غریق]
high contracting parties
طرفین معظمین متعاقدین طرفین معظمین متعاهدین
pass book
برای صاحب سپرده نگاه میدارد دفترنسیه دکاندار
mooring line
طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
burdended
فاصله گرفتن از قایق جلویی برای عبور
bailer
سوراخی در عقب قایق برای بیرون ریختن اب
ballast
فلز سنگین کف قایق برای حفظ تعادل
sportfisherman
قایق موتوری بزرگ برای ماهیگیری دورازساحل
painters
طناب کوتاه وصل به قایق برای بستن به ساحل
hike out
خم شدن یا اویختن به لبه قایق برای ایجاد تعادل
bollard
تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
bollards
تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
chain plate
صفحه فلزی کنار قایق برای بستن بادبان
daggerboard
تیر یا صفحه متحرک ته قایق برای حفظ تعادل
painter
طناب کوتاه وصل به قایق برای بستن به ساحل
browsing
نگاه کردن به فایلها یالیستهای کامپیوتر برای پیداکردن یک چیز جالب
cabled
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
hydroplaning
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
marlinespike
وسیله نوک تیزی برای جداکردن رشتههای طناب قایق
hydroplanes
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
hydroplaned
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
hydroplane
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
cable
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
spill wind
سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
variable ratio
گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
to nick a horse's tail
بیخ دم اسب را چاک زدن برای اینکه دم خود را بلند نگاه دارد
yaght club
باشگاه تفریحی قایق داران برای انجام مسابقه بین اعضا
mooring penant
طناب کوتاه وصل به گوی شناور برای بستن قایق به ساحل
intubate
لوله فروکردن در بوسیله لوله باز نگاه داشتن لوله گذاردن درentrust
traveler
میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
trapoze
سیم وصل به بالای دکل وکمربند سرنشین قایق برای فشار به سمت باد
spoiler
صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
keek
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloating
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
lacrosse
بازی بین دو تیم 01نفره مردان 21 نفره مردان با چوب دراز توردار کیسه مانند برای گرفتن و پرتاب گوی
commits
اعزام داشتن برای
get to
<idiom>
توانایی داشتن برای
commit
اعزام داشتن برای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com