Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (43 milliseconds)
English
Persian
to look daggers
چپ چپ نگاه کردن
To look askance. To give a dirty look.
چپ چپ نگاه کردن
dirty look
<idiom>
چپ چپ نگاه کردن
Search result with all words
file
در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
filed
در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
browsing
نگاه کردن به فایلها یالیستهای کامپیوتر برای پیداکردن یک چیز جالب
regard
نگاه کردن
regarded
نگاه کردن
regards
نگاه کردن
surf
جستجوی وب سایت با نگاه کردن به صفحات وب به صورت نا مرتب ولی حرکت ساده بین صفحات با استفاده از اتصالات
read
1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2-
reads
1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2-
peek
زیرچشمی نگاه کردن
peeked
زیرچشمی نگاه کردن
peeking
زیرچشمی نگاه کردن
peeks
زیرچشمی نگاه کردن
squint
چپ نگاه کردن
squinted
چپ نگاه کردن
squints
چپ نگاه کردن
goggle
چپ نگاه کردن گشتن
goggled
چپ نگاه کردن گشتن
goggling
چپ نگاه کردن گشتن
snoop
نگاه تجسس امیز کردن
snooped
نگاه تجسس امیز کردن
snooping
نگاه تجسس امیز کردن
snoops
نگاه تجسس امیز کردن
glare
خیره نگاه کردن
glared
خیره نگاه کردن
glares
خیره نگاه کردن
eye
نگاه کردن
eyeing
نگاه کردن
eyes
نگاه کردن
eying
نگاه کردن
skew
منحرف کج نگاه کردن
skewing
منحرف کج نگاه کردن
skews
منحرف کج نگاه کردن
see
نگاه کردن
sees
نگاه کردن
pried
بادقت نگاه کردن
pried
فضولانه نگاه کردن
pries
بادقت نگاه کردن
pries
فضولانه نگاه کردن
pry
بادقت نگاه کردن
pry
فضولانه نگاه کردن
languish
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languished
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languishes
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languishing
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
retain
ابقاء کردن نگاه داشتن
retained
ابقاء کردن نگاه داشتن
retaining
ابقاء کردن نگاه داشتن
retains
ابقاء کردن نگاه داشتن
celebrate
نگاه داشتن تقدیس کردن
celebrates
نگاه داشتن تقدیس کردن
celebrating
نگاه داشتن تقدیس کردن
peer
با دقت نگاه کردن
peered
با دقت نگاه کردن
peering
با دقت نگاه کردن
stare
خیره نگاه کردن
stare
رک نگاه کردن
stare
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
stared
خیره نگاه کردن
stared
رک نگاه کردن
stared
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
stares
خیره نگاه کردن
stares
رک نگاه کردن
stares
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
glance
نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
glanced
نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
glances
نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
gawk
بی خیال نگاه کردن
gawk
احمقانه نگاه کردن
gawked
بی خیال نگاه کردن
gawked
احمقانه نگاه کردن
gawking
بی خیال نگاه کردن
gawking
احمقانه نگاه کردن
gawks
بی خیال نگاه کردن
gawks
احمقانه نگاه کردن
gape
باشگفتی نگاه کردن
gape
خیره نگاه کردن
gaped
باشگفتی نگاه کردن
gaped
خیره نگاه کردن
gapes
باشگفتی نگاه کردن
gapes
خیره نگاه کردن
gaping
باشگفتی نگاه کردن
gaping
خیره نگاه کردن
gloat
خیره نگاه کردن
gloated
خیره نگاه کردن
gloating
خیره نگاه کردن
gloats
خیره نگاه کردن
look
نگاه کردن نگریستن
looked
نگاه کردن نگریستن
looks
نگاه کردن نگریستن
glow
نگاه سوزان کردن
glowed
نگاه سوزان کردن
glows
نگاه سوزان کردن
peep
باچشم نیم باز نگاه کردن
peep
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped
باچشم نیم باز نگاه کردن
peeped
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping
باچشم نیم باز نگاه کردن
peeping
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps
باچشم نیم باز نگاه کردن
Other Matches
keek
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloats
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me
بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
to copy
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to plagiarize
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to crib
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
leering
نگاه کج کردن
to set eyes on
نگاه کردن
leered
نگاه کج کردن
leer
نگاه کج کردن
leers
نگاه کج کردن
squinny
کج کج نگاه کردن
to watch
نگاه کردن
to look on with
نگاه کردن
to dwell on
نگاه کردن
ogle
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogled
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogles
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogling
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
to run through
نگاه اجمالی کردن در
to look at somebody askance
به کسی چپ چپ نگاه کردن
to look at each other
به یکدیگر نگاه کردن
glim
نگاه اجمالی کردن
glowered
خیره نگاه کردن
glowering
خیره نگاه کردن
gorgonize
خیره نگاه کردن
to have a look at something
بچیزی نگاه کردن
glowers
خیره نگاه کردن
to look through ones fingers
نگاه دزدانه کردن
glower
خیره نگاه کردن
gazing
خیره نگاه کردن
look about
بهر سو نگاه کردن
squinny
زیرچشمی نگاه کردن
thumb one's nose
<idiom>
با تنفر نگاه کردن
gaze
بادقت نگاه کردن
to stael a look
دزدانه نگاه کردن
gaze
خیره نگاه کردن
to look behind
پشت سر را نگاه کردن
gazes
خیره نگاه کردن
to look a bout
بهر سو نگاه کردن
gazes
بادقت نگاه کردن
gazing
بادقت نگاه کردن
look up
نگاه کردن مراجعهای
keek
نگاه دزدانه کردن
gazed
بادقت نگاه کردن
gazed
خیره نگاه کردن
to make eyes at
عاشقانه نگاه کردن
to look down
با نگاه مطیع کردن
to look forward
نگاه کردن انتظارداشتن
peeps
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
glower
اخم کردن نگاه خیره
to d. into a book
نگاه مختصر بکتابی کردن
gazing
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
to drink in with ones eyes
بچشم خریداری نگاه کردن
glowered
اخم کردن نگاه خیره
gawping
مات و احمقانه نگاه کردن
leers
از گوشه چشم نگاه کردن
to look forward expectantly to the future
با انتظار به آینده نگاه کردن
glowers
اخم کردن نگاه خیره
gawps
مات و احمقانه نگاه کردن
glowering
اخم کردن نگاه خیره
gawp
مات و احمقانه نگاه کردن
gawped
مات و احمقانه نگاه کردن
give someone a black look
با خشم به کسی نگاه کردن
teleview
به برنامههای تلویزیونی نگاه کردن
gaze
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
leer
از گوشه چشم نگاه کردن
leering
از گوشه چشم نگاه کردن
leered
از گوشه چشم نگاه کردن
oeillade
با کرشمه نگاه کردن غمزه
keep tabs on
<idiom>
نگاه کردن ،زیر نظرگرفتن
to look one up and down
بالاوپایین کسیرا نگاه کردن
gazes
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
gazed
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
to make eyes at
به چشم خاطرخواهی یاخریداری نگاه کردن
gange
باسیم نازک نگاه داری کردن
to look at
نگاه کردن به
[نگریستن به]
[به نظر آمدن]
to watch the clock
[با بیحوصلگی]
دائما به ساعت نگاه کردن
To look fondly at someone .
با نظر خریداری بکسی نگاه کردن
to shut in
تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
to paint a rosy picture of something
امیدوارانه به چیزی
[موضوعی]
نگاه کردن
pretty to look at
[to watch]
زیبا
[خوشگل]
برای نگاه کردن
window shop
به کالاهای درون ویترین مغازه نگاه کردن
to look at somebody with contempt
به کسی با اهانت
[تحقیر آمیز]
نگاه کردن
memorialize
برسم یادگار نگاه داشتن یاداوری کردن
to count
بشماره مردم یا سپاهی لشگر نگاه کردن
flash blindness
کوری حاصله از نگاه کردن به برق ترکش اتمی
to look up
نگاه کردن جستجو کردن
glance
نگاه نگاه مختصر
glances
نگاه نگاه مختصر
glanced
نگاه نگاه مختصر
to save ones face
ابروی خودراحفظ کردن صورت خودرابسیلی سرخ نگاه داشتن
desert
[طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
c clamp
گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
intubation
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
potatoes and point
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
bread and point
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
to stop somebody or something
کسی را یا چیزی را نگاه داشتن
[متوقف کردن]
[مانع کسی یا چیزی شدن]
[جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی]
leered
نگاه چپ
gander
: نگاه
leers
نگاه چپ
ganders
: نگاه
leered
نگاه کج
observantion
نگاه
leers
نگاه کج
gloatingly
با نگاه
leering
نگاه چپ
leering
نگاه کج
i say
نگاه کن
leer
نگاه چپ
leer
نگاه کج
slants
نگاه کج
slanted
نگاه کج
regards
نگاه
glimpsing
نگاه کم
look
نگاه
by sight
از نگاه
glimpse
نگاه کم
regarded
نگاه
view
نگاه
glimpsed
نگاه کم
looked
نگاه
glimpses
نگاه کم
looks
نگاه
regard
نگاه
look here
نگاه کن
slant
نگاه کج
tenable
نگاه داشتنی
to lock out
نگاه داشتن
glimpsing
نگاه سریع
sheep's eye
نگاه عاشقانه
an am or ous glance
یک نگاه عاشقانه
glimpsing
نگاه انی
keeps
نگاه داشتن
keep
نگاه داشتن
an intent look
یک نگاه مشتاقانه
an upward glance
نگاه سربالا
glimpses
نگاه انی
glimpses
نگاه سریع
gape seed
نگاه خیره
gapeseed
نگاه خیره
come-ons
نگاه دعوتآمیز
oblong
نگاه ممتد
glimpsed
نگاه سریع
retains
نگاه داشتن
to put to a pause
نگاه داشتن
refraining
نگاه داشتن
vide infara
را نگاه کنید
glimpse
نگاه انی
to stop
[doing something]
نگاه داشتن
glimpse
نگاه سریع
refrains
نگاه داشتن
leontief table
نگاه کنید به :
refrained
نگاه داشتن
refrain
نگاه داشتن
stop
نگاه داشتن
to lay fast
نگاه داشتن
glaringly
با نگاه خیره
holds
نگاه داشتن
hold
نگاه داشتن
stopped
نگاه داشتن
stopping
نگاه داشتن
stops
نگاه داشتن
look down
با نگاه از رو بردن
sheep's eyes
نگاه عاشقانه
peeked
نگاه دزدانه
come-on
نگاه دعوتآمیز
sheep's eye
نگاه دزدکی
peek
نگاه دزدانه
oblongs
نگاه ممتد
glimpsed
نگاه انی
peeking
نگاه دزدانه
shim
نظر یک نگاه
keek
نگاه دزدانه
gazing
نگاه خیره
looker
نگاه کننده
gazes
نگاه خیره
gazed
نگاه خیره
gaze
نگاه خیره
peeks
نگاه دزدانه
retrospectively
با نگاه بگذشته
voyeurs
نگاه کننده
preservatize
نگاه داشتن
parthian glance
اخرین نگاه
at first sight
بیک نگاه
peeper
نگاه کننده
at a glance
بیک نگاه
steely look
نگاه با اراده
to catch a glimpse of
نگاه مختصرکردن
to give support to
نگاه داشتن
retaining
نگاه داشتن
leer
نگاه دزدکی
retained
نگاه داشتن
kept
نگاه داشته
stay
نگاه داشتن
retain
نگاه داشتن
i say
نگاه کنید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com