English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (4 milliseconds)
English Persian
izod pendulum hammer چکش نوسانی ایزود
Other Matches
izod test ازمایش ایزود
pendulous نوسانی
oscillating نوسانی
oscillatory نوسانی
vacillatory نوسانی
swingable نوسانی
swingy نوسانی
oscillating motion حرکت نوسانی
oscillating current جریان نوسانی
undulation جنبش نوسانی
oscillating quantity کمیت نوسانی
oscillating resistance مقاومت نوسانی
oscillating lubricator روغن ده نوسانی
pulsation welding جوشکاری نوسانی
recipocal milling فرزکاری نوسانی
spheroidize گداختن نوسانی
oscillating sort مرتب کردن نوسانی
simple harmonic motion حرکت نوسانی ساده
flail الت نوسانی هر چیزی
oscillating sort جور کردن نوسانی
lateral and sway bracing حرکات جانبی و نوسانی
flails الت نوسانی هر چیزی
yawing انحراف نوسانی ناو
flailing الت نوسانی هر چیزی
flailed الت نوسانی هر چیزی
vacillation حرکت نوسانی دودلی
rock تکان نوسانی دادن
rocked تکان نوسانی دادن
rocks تکان نوسانی دادن
undulaory موجی نوسانی موج نما
battens قاب نوسانی ماشین بافندگی قید
oscillator دستگاه تولید برق نوسانی دررادیو
batten قاب نوسانی ماشین بافندگی قید
infrasonic دارای تواتر و نوسانی پایین تر از شنوایی بشر
reversal نیمی از سیکل نیروهایی که بصورت نوسانی وارد میشوند
reversals نیمی از سیکل نیروهایی که بصورت نوسانی وارد میشوند
salomon damper خفه کن دینامیکی برای بالانس میل لنگ و از بین بردن نیرهای نوسانی
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
superheterodyne گیرنده رادیویی که در ان سیگنال دریافتی با فرکانس نوسانی موضعی به منظورایجاد فرکانس بینابین که سپس با مزیتهای متعددتقویت میشود ترکیب میگردد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com