Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English
Persian
to deal
کارت دادن
[ورق بازی]
to deal out
[card game]
کارت دادن
[ورق بازی]
Search result with all words
format
روش قرار گرفتن سط رها و ستون ها برای نمایش دادن داده یا حروف در کارت پانچ
formats
روش قرار گرفتن سط رها و ستون ها برای نمایش دادن داده یا حروف در کارت پانچ
Other Matches
cards
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
card
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
post card
کارت غیررسمی که تمبر روی ان چسبانده بجای کارت پستال است
calibration card
کارت خصلت یابی توپخانه کارت تنظیم بی سیم یا وسایل دیگر
card
وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
leading edge
اولین لبه کارت پانچ که وارد کارت خوان میشود
cards
وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
name tag
کارت معرفی کارت اسم
card
کارت تبریک کارت عضویت
cards
کارت تبریک کارت عضویت
adapter
کارت جانبی که کامپیوتر را به شبکه وصل میکند. این کارت داده کامپیوتری را به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند تا قابل ارسال در کابل شبکه باشد
qualification card
کارت مهارت در تیراندازی کارت ثبت میزان مهارت
emergency medical tag
کارت معالجه اورژانس کارت مراجعه به اورژانس
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
card code
کد کارت
cards
کارت
paste board
کارت
stub card
ته کارت
card
کارت
binary card
کارت دودویی
carte blanche
کارت سفید
hollerith card
کارت هالریت
calling card
کارت ویزیت
post card
کارت پستال
card field
میدان کارت
card feed
خورد کارت
card face
رویه کارت
card deck
دسته کارت
card deck
دستینه کارت
summary card
کارت خلاصه
get a long with you
بروپی کارت
card column
ستون کارت
card code
رمز کارت
card cage
محفظه کارت
comment card
کارت توضیحی
account card
کارت حساب
job card
کارت کار
job card
کارت برنامه
cards
یک کارت پانچ
ledger card
کارت معین
logic card
کارت منطقی
magnacard
کارت مغناطیسی
magnetic card
کارت مغناطیسی
picture postcard
کارت پستال
badge
کارت شناسایی
ibm card
کارت 08 ستونی
identification card
کارت شناسایی
input card
کارت ورودی
interface card
کارت رابط
identification document
کارت شناسایی
paper card
کارت کاغذی
ID card
کارت شناسایی
card
یک کارت پانچ
continuation card
کارت ادامه
smart card
کارت هوشمند
credit cards
کارت اعتباری
postcards
کارت پستال
credit card
کارت اعتباری
postcard
کارت پستال
red card
کارت قرمز
range card
کارت برد
card row
سطر کارت
card reader
کارت خوان
card rack
جای کارت
card rack
طاقچه کارت
card stacker
مخزن کارت
card verification
بازبینی کارت
debit card
کارت بدهی
control card
کارت کنترل
circuit card
کارت مدار
visiting card
کارت ویزیت
visting card
کارت ویزیت
cartle blanche
کارت بلانش
carte
کارت ویزیت
yello card
کارت زرد
green card
کارت سبز
green cards
کارت سبز
coulmn card
کارت 69 ستونه
card verifier
بازبین کارت
tape to card
از نوار به کارت
I want to have a word with you . I want you .
کارت دارم
card stacker
کارت پشته کن
card loader
کارت بارکن
card hopper
ناودان کارت
card image
تصویر کارت
card guide
راهنمای کارت
card format
قالب کارت
punch card
کارت منگنه
card field
فیلد کارت
punched card
کارت منگنه
card punch
کارت منگنه کن
key card
کارت کلید کامپیوتر
magnetic ledger card
کارت معین مغناطیسی
magnetic card computer
کامپیوتر با کارت مغناطیسی
y punch
سوراخ کارت ستونی .
card hopper
قسمت جهنده کارت
billet slip
کارت محلهای افراد
card-carrying
دارای کارت عضویت
index card
کارتشاخص - کارت Index
eighty column card
کارت هشتاد ستونی
punch card machine
ماشین کارت منگنه
card to disk converter
مبدل کارت به دیسک
network interface card
کارت میانجی شبکه
magnetic strip card
کارت نوار مغناطیسی
I have a credit card.
من کارت اعتباری دارم.
chart correction card
کارت تصحیح نقشه
trailer card
کارت پشت بند
card
کارت ویزیت بلیط
visiting card
کارت اسم درفرانسه
edge punched card
کارت لب منگنه شده
controller card
کارت کنترل کننده
object deck
دسته کارت مقصود
data card
کارت ثبت اطلاعات
row binary card
کارت دودویی سطری
punched card
کارت پانچ شده
card aligner
هم تراز کننده کارت
ammunition data card
کارت مشخصات مهمات
card reproducer
تولیدکننده دوباره کارت
cards
کارت ویزیت بلیط
punched card control
کنترل کارت پانچ
punched card
کارت منگنه شده
card sorter
دستگاه کارت جورکن
card punch
دستگاه کارت منگنه
card jam
گیر کردن کارت
end of job card
کارت انتهای کار
card loader
بار کننده کارت
safety card
کارت تامین اتشبار
data card
کارت اطلاعات کامپیوتری
disk controller card
کارت کنترل کننده دیسک
card sorter
دستگاه مرتب کننده کارت
bin card
کارت مصرف محتویات فرف
issue
[of something]
[ID card or check]
صدور
[چیزی]
[کارت شناسایی]
[چک]
casrd random access memory
حافظه دستیابی تصادفی کارت
pasteboard
کارت ویزیت ورق بازی
decks
مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
credit cards
کارت یاورقه خرید نسیه
picture postcard
کارت پستال عکس دار
passed
گذرگاه کارت عبور گذراندن
safety card
کارت تامین جنگ افزار
PCMCIA
که کارت گسترده PCMCIA را می پذیرد
pass
گذرگاه کارت عبور گذراندن
decked
مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
deck
مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
passes
گذرگاه کارت عبور گذراندن
credit card
کارت یاورقه خرید نسیه
punched
وسیله تولید سوراخ در پانچ کارت
Here ist my Green card.
بفرمائید این کارت سبز من است.
punch
وسیله تولید سوراخ در پانچ کارت
objects
پانج کارت که حاوی برنامه است
objecting
پانج کارت که حاوی برنامه است
objected
پانج کارت که حاوی برنامه است
What time should I check in?
چه وقت کارت سوار شدن به من میدهید؟
object
پانج کارت که حاوی برنامه است
indirect objects
پانج کارت که حاوی برنامه است
Just sign here and leave at that .
اینجا را امضاء کن ودیگر کارت نباشد
direct objects
پانج کارت که حاوی برنامه است
postcard
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
packs
تعداد کارت پانچ ها یا دیسکهای مغناطیسی
pack
تعداد کارت پانچ ها یا دیسکهای مغناطیسی
postcards
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
punches
وسیله تولید سوراخ در پانچ کارت
tag
نوار پشت پوتین کارت معرفی
key card
کارت اصلی حروف رمز کامپیوتر
tags
نوار پشت پوتین کارت معرفی
Can I pay by credit card?
آیا میتوانم با کارت اعتباری پرداخت کنم؟
cards
ماشینی که در کارت پانچ سوراخ ایجاد میکند
to clock in
[in the workplace]
مهر ساعت را در آغاز کارروی کارت زدن
card
ماشینی که در کارت پانچ سوراخ ایجاد میکند
range board
طرح تیر کارت تصحیح برد سلاح
to punch out
[American E]
[in the workplace]
مهر ساعت را در آخر کارروی کارت زدن
to clock off
[British E]
[in the workplace]
مهر ساعت را در آخر کارروی کارت زدن
to clock out
[in the workplace]
مهر ساعت را در آخر کارروی کارت زدن
to punch in
[American E]
[in the workplace]
مهر ساعت را در آغاز کارروی کارت زدن
to clock on
[British E]
[in the workplace]
مهر ساعت را در آغاز کارروی کارت زدن
inlay card
کارت شناسایی درون نوار یا جعبه دیسک
fielded
بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
identification tag
پلاک شناسایی اتیکت اسم کارت معرفی نامه
parity
بررسی پریتی روی هر کارت پانج یا ستون نوار
fields
بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
X distance
سوراخ کارت در ستون برای بیان عدد منفی
cards
سوراخی که در موازات بلندترین لبه کارت قرار دارد
card
سوراخی که در موازات بلندترین لبه کارت قرار دارد
x punch
سوراخ کارت در ستون برای بیان عدد منفی
field
بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
expansion
اتصالی درون کامپیوتر که کارت میتواند وارد نصب شود
tabulating
پانچ کارت پردازش شده مثل عمل مرتب سازی
punched card
کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
headers
پانچ کارت حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهای مجموعه
punchboard
کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
header
پانچ کارت حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهای مجموعه
slotting
اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است
slots
اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است
slot
اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است
PCMCIA
- سوزنی که در انتهای کارت PCMCIA درون حفره آن قرار دارد
columns
بیت بررسی هر بیتی روی هر ستون پانچ کارت یا نوار
mark
کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار
column
بیت بررسی هر بیتی روی هر ستون پانچ کارت یا نوار
marks
کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com