Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (7 milliseconds)
English
Persian
goods and services
کالاها و خدمات
Search result with all words
equation of exchange
متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
veil of money
نظریهای که براساس ان پول فقط بعنوان پوشش برای کالاها و خدمات بحساب می اید
Other Matches
cross servicing
خدمات جنبی یا جانبی خدمات چند جانبه
special services
یکان خدمات مخصوص خدمات رفاهی
goods
کالاها
class of suplies
گروه کالاها
materiel cognizance
مدیریت کالاها
shipping
ارسال کالاها
subsitute
جانشینی کالاها
class of suplies
طبقه کالاها
complete substitution
جانشینی کالاها
dunnage
حفاظ کالاها
commodity agreements
قرارداد کالاها
consolidate goods
کالاها را ادغام کردن
prestowage plan
طرح باربندی کالاها
shipment sponsor
مسئول ارسال کالاها
packing
ماده محافظ کالاها.
supplying
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
shipment unit
یکان مسئول ارسال کالاها
supplied
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supply
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
quality control
کنترل کیفیت مواد و یا کالاها
materiel history
خلاصه وضعیت قطعات ووسایل یا کالاها
The goods were shipped by air .
کالاها از راه هوا ( هوائی ) حمل شد
marshalling yard
محوطه تفکیک و دسته بندی کالاها
port of embarkation
بندر سوار شدن یا بار کردن کالاها
daily movement summary
خلاصه وضعیت حرکت کشتیهادر روز یا کالاها
point of sale
محل ای در مغازه برای پرداخت قیمتهای کالاها
shipping
امور ارسال کالاها ناوگان عمومی یک کشور
He swore to having paid for the goods .
قسم می خورد که پول کالاها را پرداخته است
pos
محلی در مغازه که قیمت کالاها پرداخت میشود
service marking
علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
marshalling yard
محل تفکیک و طبقه بندی کالاها در مقصد یا مبداء حمل
management coding
سیستم کد بندی و علامت گذاری کالاها و ذخایر از نظرمدیریت توزیع
honey combing
روش انبار کردن و تخلیه کالاها به طریقه لانه زنبوری و خوشهای
unbundled
خدمات
services
خدمات
packing
عمل قرار دادن کالاها در جعبه و بسته بندی آنها برای مغازه ها
staging base
پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
service force
یکان خدمات
personnel services
خدمات کارمندی
service industry
صنعت خدمات
loyal services
خدمات صادقانه
field exercise
خدمات صحرایی
service department
بخش خدمات
crypto service
خدمات رمز
field duty
خدمات رزمی
medical services
خدمات پزشکی
service company
گروهان خدمات
hospital benefit
خدمات بیمارستانی
public services
خدمات عمومی
information service
خدمات اطلاعات
service department
قسمت خدمات
joint services
خدمات مشترک
health services
خدمات بهداشتی
medical service
خدمات پزشکی
field service
خدمات رزمی
field service
خدمات پایکار
auxiliary service
خدمات جنبی
personnel services
خدمات پرسنلی
urban servitudes
خدمات شهری
civil
خدمات شهری
social work
خدمات اجتماعی
we owe him for his services
خدمات او هستم
Civil Service
خدمات اجتماعی
Civil Service
خدمات کشوری
welfare services
خدمات رفاهی
technical services
خدمات فنی
services
خدمات سرویسها
mail services
خدمات پستی
postal services
خدمات پستی
administrative services
خدمات اداری
advisory services
خدمات مشورتی
computer utility
خدمات کامپیوتری
service passport
پاسپورت خدمات
service sector
بخش خدمات
common user
خدمات عمومی
service squadron
گروه خدمات
social services
خدمات اجتماعی
civil services
خدمات دولتی
civil defence service
خدمات کشوری
service support
پشتیبانی خدمات
service unit
یکان خدمات
signal services
خدمات مخابراتی
sister services
خدمات وابسته
special services
خدمات مخصوص
social service
خدمات اجتماعی
free trade
شیوهای که دران کالاها بدون محدودیتهای دولتی از کشوری به کشوردیگر انتقال داده میشود
port auxiliary service
یگان خدمات بندری
public utilities
خدمات عمومی مانند اب
war service chevron
علامت خدمات جنگی
service squadron
قسمت خدمات دریای
railroad service
خدمات راه اهن
obliging
حاضر خدمات مهربان
complimentary supply
خدمات یا کلاهای مجانی
exchange services
خدمات فروشگاهی فروشگاهها
computer serrices company
شرکت خدمات کامپیوتری
beach group
گروه خدمات ساحلی
combat service support
پشتیبانی خدمات رزمی
bunched income
درامد خدمات شخصی
agricultural extension services
خدمات ترویج کشاورزی
i am satisfied with his servic
از خدمات او راضی یا خوشنودهستم
giro
خدمات بانکی اداره پست
aids to trade
خدمات جنبی تجارت مانندبانکدارب
giros
خدمات بانکی اداره پست
home service
خدمات فروش در داخل کشور
acquisition authority
اعتبار خرید کالاو خدمات
hospitalization
پذیرایی خدمات بیمارستانی و درمانی
welfare
رعایت کردن خدمات اجتماعی
remote computing services
خدمات محاسباتی از راه دور
accessorial services
خدمات بارگیری و تخلیه بار
beach unit
یکان مسئول اسکله یا خدمات ساحلی
terminal service company
گروهان خدمات بارانداز یاسکوی نظامی
ordnance service
خدمات مربوط به اردنانس واسلحه و مهمات
environmental services
دوایر خدمات بهسازی محیط زیست
welfare state
دولتی که به خدمات اجتماعی توجه خاص دارد
joint servicing
دفتر خدمات و پشتیبانی مشترک از نیروهای مسلح
service chevron
علایم بازویی که خدمات جنگی را نشان میدهد
S HTTP
سیستمی که خط امنیتی بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده ایجاد تا به کاربران امکان پرداخت قیمت کالاها از طریق اینترنت بدهد
the source
خدمات سودمند اطلاعاتی وقابل دسترس برای مشترکین
triage
سیستم ارزیابی خدمات پزشکی و نیازهای درمانی پرسنل
casualty control book
دفتر خدمات موتور ناو دفترچه خدمت موتورناو
procurement
تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
cumulative delivery diagram
منحنی تحویل تراکمی نموداری که نحوه تحویل کالاها را نشان میدهد
open storage
انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
circulation control
کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
secure encryption payment protocol
سیستمی که یک اتصال امن بین جستجوگرکاربر ووب سایت فروشنده ایجاد میکند تا کاربران بتوانند قیمت کالاها را روی اینترنت بپردازند
income effect
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
cam
استفاده از کامپیوتر برای کنترل خدمات ماشینی یا یاری در فرآیند تولید
cams
استفاده از کامپیوتر برای کنترل خدمات ماشینی یا یاری در فرآیند تولید
sergeanty
انجام خدمات مختلف در دوره ملوک الطوایفی برای تملک تیول
serviced
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
performance monitor
برنامهای که سطوح خدمات ارائه شده توسط یک سیستم کامپیوتری را پی گیری میکند
legion ofholour
نشان افتخارکه دولت فرانسه درازای خدمات برجسته لشکری یاکشوری میدهد
service
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
income velocity of money
سرعت گردش درامدی پول متوسط تعداد دفعاتی که یک واحد پول روی کالاها وخدمات در طول سال مصرف میشود
SEPP
سیستم تامین کننده خط امن بین جستجوگری کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان فروش کالاها از طریق اینترنت میدهد
muck rack
کسی که عادتا" می خواهدکارمندان خدمات عمومی و یاجمیع مردم را به رشوه خواری و فساد و خلافکاری متهم کند
secure transaction technology
سیستم ساخت ماکروسافت برای ایجار اتصال ایمن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت کالاها روی اینترنت میدهد
packaging
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
beach group
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
collective goods
کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
polemarch
سرکرده سوم از نه تن سرکرده که خدمات لشگری انجام میداند
retaining fee
وجهی که بطور مستمرپرداخت به وکیل پرداخت شودتا از خدمات حقوقی اومستمرا" استفاده شود یا اورا از قبول وکالت طرف مقابل بازدارند
releasing officer
افسر مسئول ترخیص کالاها افسر ترخیص کننده پرسنل
aeronautical station
ایستگاه ناوبری هوایی ایستگاه خدمات هوانوردی
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
Tahmasb
شاه تهماسب
[پسر شاه اسماعیل موسس سلسله صفوی خدمات زیادی برای حفظ و اعتلا هنر فرشبافی ایران به جای گذاشت.]
cost fraction
نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
health services
خدمات بهداری قسمتهای بهداری
airlift service
سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
channel airlift
سرویس حمل و نقل هوایی موجود در هر یکان خدمات حمل و نقل هوایی امادی
central postal directory
دفتر مرکزی خدمات پستی دفتر مدیریت پستی مرکزی
staging unit
یکان خدمات بارگیری یکان بارگیری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com