English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
handbook کتاب دستی
handbooks کتاب دستی
Search result with all words
manual کتاب دستی نظامنامه
Other Matches
capitulary کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس کتاب دعا
manual دستور رزمی دستی سیستم دستی
deuteronomic وابسته به کتاب تثنیه که دومین کتاب تورات است
reader مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
book of reference کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
readers مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
caxton کتاب کاکستون نخستین کتاب چاپ کن انگلیسی
craft revolving fund حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
invisible hand منشاء این اصطلاح کتاب "ثروت ملل "ادام اسمیت است . بر اساس این کتاب
craft reimbursable supply اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
single-handed یک دستی
left handedness چپ دستی
palmar کف دستی
levorotation چپ دستی
manual دستی
bellows دم دستی
hand made دستی
three handed سه دستی
handiest دستی
handy دستی
ready use دم دستی
hand held دستی
portable دستی
handmade دستی
handier دستی
gimlet مته دستی
bungles خام دستی
bungle خام دستی
manual exchange مرکز دستی
gimlets مته دستی
manual cutout افتامات دستی
manual controller نافم دستی
manual control کنترل دستی
gun تلمبه دستی
manual pinion shift استارت دستی
bungling خام دستی
inexperience خام دستی
manual override القای دستی
manual operation عملیات دستی
manual operation عمل دستی
pushcarts ارابه دستی
pushcart ارابه دستی
manual labour امضای دستی
Jim Crow ریل خم کن دستی
manual input ورودی دستی
handicrafts صنایع دستی
clumsiness خام دستی
handicraft صنعت دستی
portable instrument سنجه دستی
portable receiver رادیوی دستی
portable weir سرریز دستی
post hole auger مته دستی
quern اسیاب دستی
right handedness راست دستی
side board میز دم دستی
staff gauge اشل دستی
submachinegun مسلسل دستی
tin snips قیچی دستی
tommy gun مسلسل دستی
caning چوب دستی
canes چوب دستی
caned چوب دستی
cane چوب دستی
sideboards میز دم دستی
paving beetle تخماق دستی
handcarts چرخ دستی
handcarts ارابه دستی
handcart چرخ دستی
handcart ارابه دستی
manual ringing زنگ دستی
manual skill مهارت دستی
manual skills مهارتهای دستی
manula shifting اتصال دستی
handicraft هنر دستی
handicraft کار دستی
handicraft پیشه دستی
mill file سوهان دستی
nattiness زبر دستی
nimble fingers چابک دستی
bungled خام دستی
guns تلمبه دستی
hand brake ترمز دستی
hand held computer کامپیوتر دستی
hand lade پاتیل دستی
end table میزکوچک دم دستی
dump barrow حرخ دستی
dug well چاه دستی
string hand دستی که زه را می کشد
drawing hand دستی که زه را می کشد
door bundle بارهای دستی
hand mill اسیاب دستی
hand molding قالبریزی دستی
hand molding shop قالبریزی دستی
desk checking بررسی دستی
hand operated chuck سه نظام دستی
crank handle اهرم دستی
hand cable winch جراثقال دستی
eye glass عینک دستی
hand grenade نارنجک دستی
hand augger مته دستی
hand power winch جراثقال دستی
hand cart ارابه دستی
go devil ارابه دستی
hand cart چرخ دستی
gaucherie خام دستی
hand compaction توپرسازی دستی
hand compaction تراکم دستی
hand crane جرثقیل دستی
hand crane بارانگیز دستی
hand drill مته دستی
foozle خام دستی
fly sheet اعلانات دستی
fly bill اگهی دستی
fly bill اعلان دستی
hand organ ارگ دستی
hand reamer کوبه دستی
hand receipt رسید دستی
bitstock مته دستی
portable drill مته دستی
light fingers چابک دستی
attache case کیف دستی
bull horn بلندگوی دستی
line hand دستی که نخ را می کشد
alggardness کند دستی
adeptness زبر دستی
adeptly زبر دستی
long bow کمان دستی
concertinas ارغنون دستی
concertinaing ارغنون دستی
concertinaed ارغنون دستی
concertina ارغنون دستی
made ground خاک دستی
handwork دستی دستکاری
push cart چرخ دستی
cold link پیوند دستی
hand roller غلطک دستی
close fistedness خشک دستی
hand saw اره دستی
hand tool ابزار دستی
carpenter's clamp پیچ دستی
hand torch مشعل دستی
hand vise گیره دستی
hand wheel چرخ دستی
handbell زنگ دستی
handhold گیره دستی
handlist فهرست دستی
handsaw اره دستی
handwheel چرخ دستی
manual adjustment تنطیم دستی
handbag کیف دستی
trial balloon <idiom> یک دستی زدن
manual focusing knob دکمهزوم دستی
egg beater همزن دستی
sub-machine guns تیربار دستی
sub-machine guns مسلسل دستی
sub-machine gun تیربار دستی
sub-machine gun مسلسل دستی
stick shifts دندهی دستی
skill چیره دستی
stick shift دندهی دستی
handbags کیف دستی
sideboard میز دم دستی
manually بصورت دستی
smacks کف دستی زدن
hang-gliding گلایدر دستی
handbill اگهی دستی
hand lever اهرم دستی
handbills اگهی دستی
smacked کف دستی زدن
smack کف دستی زدن
hand knot گره دستی
portable electric tool ابزار الکتریکی دستی
paracaisson گاری مهمات کش دستی
hanging ladder چوب بست دستی
handy billy پمپ دستی کوچک
manual lever control کنترل اهرم دستی
handie talkie فرستنده دستی کوچک
cramps پیچ دستی درودگری
cramp پیچ دستی درودگری
javelin نیزه دستی سبک
manipulatory وابسته بکارهای دستی
misery تهی دستی نکبت
portable appliance وسیله برقی دستی
miseries تهی دستی نکبت
laptop computer کامپیوتر دستی یا کیفی
palmograph خستگی نگار دستی
winch دسته درآسیاب دستی
semaphore مخابره با پرچم دستی
forestalled پیش دستی کردن بر
manipular وابسته بکارهای دستی
maulstick زیر دستی دستگیره
handicraft صنعت دستی حرفه
forestalls پیش دستی کردن بر
forestall پیش دستی کردن بر
mahlstick زیر دستی دستگیره
commodes چارپایه زیرمستراح دستی
naivety بی ریایی خام دستی
commode چارپایه زیرمستراح دستی
naivete بی ریایی خام دستی
nattily ازروی زبر دستی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com